تعمیر و فروش سیستم های مخابراتی …بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در …ساخت تابلوهای نما و نوسازی ساختمانتولید و عرضه محصولات یکبار مصرفی …

روابط ایران و اروپا تا بیش از یک قرن پیش چگونه بود؟
دیپلماسی ایرانی: در این بخش به بررسی مناسبات تاریخی و سیاسی میان ایران و اروپا از منظر ادواری می پردازیم و اگر چه تعاملات دو جانبه از سابقه و دیرینه بسیار زیادی برخوردار است ولی مقاطع برجسته ای وجود دارد که برای ارزیابی روابط و ارائه یک جمع بندی باید به اختصار به آن پرداخت. در خصوص تماس های اولیه اقوام ایرانی با ملل اروپایی تحقیقات گسترده ای از سوی محققین و مستشرقین اروپایی و غرب شناسان ایرانی انجام شده است. در همین رابطه پژوهش های متعددی توسط مراکز دانشگاهی و تاریخی اروپا حتی در کشورهای شرق اروپا انجام شده است،  دکتر ویورل باجاکو، استاد کرسی زبان فارسی دانشگاه بخارست و شرق شناس رومانیایی در این باره می نویسد: "واسیله پروان ضمن بحث در باره مهاجرت اقوام ایرانی به طرف اروپا بر این عقیده است که مهاجرت و یورش اقوام آریایی به طرف مغرب زمین در حدود سال 1600 قبل از میلاد مسیح شروع شده و این جابه جایی ایرانیان که در قالب مهاجرت عظیم صورت پذیرفت تا سال 800 قبل از میلاد تا شمال دریای سیاه ادامه داشت." در ایران نیز مرحوم دکتر باستانی پاریزی در مکتوبات خود به بررسی روابط با اروپا پرداخته است و می نویسد: "کاش می توانستیم بفهمیم گذر داریوش از دانوب در یخبندان زمستان بوده و یا در گرمای تابستان با قایق بر دانوب پل ساخته است؛ گذر از دانوب شاهکار لشکرکشی او محسوب می شود و اگر چه اطلاعات دقیقی در خصوص لشکر کشی داریوش به اروپا وجود ندارد ولی استشهاد عامه و برخی مستندات گواه آن است که داریوش در اروپا جنگ و خونریزی به راه نیانداخته و در اذهان افکار عمومی از این رویداد به تلخی و مرارت یاد نشده و بیشتر از آن به عنوان نقطه عطف تعامل و روابط دو طرف با نگاه مثبت یاد شده است."  واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که ملل اروپایی از دوره حضور ارتش داریوش به نیکی یاد کرده و روش حاکمیتی قوای ایرانی حفظ خودگردانی مناطق و سپردن مدیریت به افراد بومی توامان با دریافت نوعی خراج و مالیات بوده است. مرحله بعدی روابط به دوره پس از حمله اعراب به ایران، فروپاشی امپراطوری ساسانی  و از بین رفتن استقلال ایران به مدت 850 سال بر می گردد. در این دوره از قرن هفتم میلادی تا قرون وسطی از طرفی ایران فاقد استقلال کامل، وحدت ملی و تمامیت ارضی بوده و در تمام این مدت ایران با کشورهای خارجی رابطه سیاسی و بازرگانی اختصاصی و آزاد  نداشت و از طرف دیگر اروپا نیز پس از سقوط امپراطوری رم دوران تاریک قرون وسطی و ملوک‌الطوایفی را تجربه می‌کرد. بعد از روی کار آمدن سلسله صفویه روابط سیاسی و بازرگانی ایران با دول خارجی به صورت منظم پدیدار گشت.  ظهور دولت صفوی یکی از وقایع مهم تاریخ ایران زمین محسوب می شود، چرا که این دولت نخستین حاکمیت پس از ظهور اسلام در ایران بود که جایگاهی  قدرتمند داشته و ترکیبی از دیانت و سیاست داشت. یکی از موضوعات مهم در این مقطع تلاش متقابل برای ارتباط و تعامل حاکمیت ایران با رهبران اروپایی برای مقابله با عثمانی است که در این راستا پیام های مکتوب بین سلاطین صفوی با رهبران و دولتمردان منطقه اروپای شرقی نظیر لهستان و رومانی مبادله شده است، به عنوان نمونه نامه اوزن حسن به پادشاه رومانی، اشتفان کبیر در سال 1474 میلادی که نسخه اصلی آن در کتابخانه مارچیانا ونیز نگهداری می شود از اسناد بسیار مهم این دوره است. در دوره 1502 تا 1800 میلادی روابط ایران با کشورهای اروپایی بر اساس احترام متقابل و بیشتر به‌منظور مبادلات تجاری بود و به‌ رغم رقابت این کشورها با یکدیگر، هیچ‌کدام سعی در اعمال نفوذ و رخنه سیاسی در ایران نکردند. با تثبیت حاکمیت صفویه مقطع جدید و بسیار مهمی در تعاملات ایران و اروپا شروع شد و شاه عباس صفوی تلاش گسترده ای را برای ارتباط با اروپا بویژه انگلیس به کار برد و با فرمان ابریشم زمینه را برای فعالیت بازرگانان انگلیسی فراهم کرد، البته هدف اصلی شاه عباس بهره گیری از انگلیس برای مبارزه با سلطه پرتغالی ها در خلیج فارس بود، هدفی که با اتحاد با انگلیسی ها به آن دست یافت. به هر حال دوره صفویه مرحله موفقی در عرصه دیپلماسی ایران و اروپا محسوب می شود. در این دوره های کالاها و محصولات ایرانی به بازار اروپا راه یافت و ایران به عنوان شاهراه حیاتی مبادله کالا بین اروپا و قاره آسیا مورد استفاده بود. توجه انگلیس به برقراری ارتباط با مشرق زمین به دوره صفویه برمی گردد در نخستین سال های قرن هفدهم و زمانی که پرتغال یکه تاز استعمار در شرق به شمار می رفت، کوشش های متعددی از سوی انگلستان برای ورود به عرصه رقابت در این مناطق صورت گرفت. تأسیس کمپانی هند شرقی در 1009ه ق از جمله این اقدامات به شمار می رود. آنها در زمان پادشاهان صفویه به تلاش برای برقرای ارتباط با ایران ادامه دادند و شاه عباس اول از نخستین کسانی بود که به ایشان اجازه داد تا مراکز تجاری و پشتیبانی در ایران دایر کنند. در اواخر هزاره اول هجری شمسی، مناسبات تجاری ایران و کشورهای اروپایی در سطح‌ محدودی توسعه یافت اما از قرن دوازدهم به بعد، رشد مبادله کالا – و روابط پولی و بازرگانی‌ خارجی از شتاب بیشتری برخوردار شد؛ به نحوی که موجب گسترش بازار داخلی شده و افزایش مصرف داخلی نیز امکان‌پذیر شد. پس از انقراض صفویه در دو دوره افشاریه و زندیه تعاملات ایران و اروپا از ویژگی خاصی برخوردار نبوده البته ضروری است از سویی از سیاست و تدبیر نادر شاه در بهره گیری از مستشاران نظامی اروپایی در کشورگشایی اش یاد کرد به طوری که بیشتر توپچی های نادر روسی بوده و از نیروی دریایی انگلیس و فرانسه برای انتقال تجهیزات و پشتیبانی بهره گرفته است  و از سوی دیگر اگر چه  کریم خان زند برای نوعی روابط پویا با اروپا و بویژه انگلیس تلاش کرد ولی چون با نیات غیر صادقانه آنها مواجه شد بر ادامه این تلاش ها تمرکز نکرد و صرفا در اواخر زندیه بود که انگلیسی ها نفوذ و حضور نظامی خود در خلیج فارس و هند شرقی را به شدت توسعه دادند و از این تاریخ سیاست انگلیس حفظ استقلال و حمایت از دولت مرکزی ایران زیر نفوذ و نظارت خود برای ممانعت از رخنه سایر قدرت‌های اروپایی مانند فرانسه و روسیه بوده است، یادی کنیم. به طور کلی در دوره زندیه عمده مبادلات ایران با اروپا و تحولات اقتصادی با شرکت های انگلیسی، هلندی و فرانسوی در قالب کمپانی هند شرقی انجام می شد و تلاش اصلی بر تثبیت اوضاع داخلی و سامان دادن به مناطق پیرامونی بویژه حاشیه خلیج فارس با توجه به حضور اروپائیان و اعراب بوده است. ای کاش ایران دوره ننگ و تلخ سلاطین جاهل و جاه طلب قاجار را به خود ندیده بود؛ بطوریکه دوران قاجاریه در مجموع بدترین و تاریک‌ترین دوران در عرصه روابط خارجی ایران محسوب می‌شود. در این دوران نه تنها شاهد پیگیری سیاست‌های استعماری و توسعه‌طلبانه از سوی انگلیس در منطقه و کشورمان بوده‌ایم، بلکه نفوذ و رخنه عوامل انگلیسی در دستگاه هیأت حاکمه ایران نیز به شکل بی‌سابقه‌ای به‌ چشم می‌خورد. در این دوره  قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای به دلیل ضعف مفرط سردمداران حاکم و عدم شناخت دقیق و آگاهی صحیح از اوضاع و احوال منطقه‌ای و جهانی و بویژه فشار انگلیس بر ایران امضا شد و در همین دوره انگلیسی‌ها هرات و بلوچستان را از ایران جدا کردند و حریم امنیتی جدیدی برای هندوستان ساختند و در این راستا به تحریک و اغوای افغان‌ها علیه ایران پرداختند. واگذاری حق مسلم ایران به انگلیس با امضای قرارداد والی فارس با فرمانده ناوگان انگلیس در خلیج فارس (1819م.) و تأکید بر حفظ امنیت خلیج فارس توسط قوای انگلیسی از جمله رخدادهای مهم در این دوره محسوب می‌شود.