جاه طلبی های شخصی، عامل شکاف بین کشورهای خلیج فارس
نویسنده: جیمز ام. دورسی دیپلماسی ایرانی: خصوصیات فردی و همچنین تلفیق منافع ملی و جاه طلبی های شخصی شکاف بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی را بزرگ تر کرده است. شکی نبود که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، نهایتا از زیر سایه محمد بن زاید، مربی سابق خود و ولیعهد امارات، بیرون خواهد آمد. همچنین، شکی نبود که شاهزاده سعودی و احتمالا پادشاه بعدی، سعی خواهد کرد این تفکر کلی که امارات در منطقه خلیج فارس و همچنین در خاورمیانه تعیین کننده است را تغییر دهد. بی شک، محمد بن سلمان افشاگری درباره نگرش امارات به عربستان و دیدگاه استراتژیک ابوظبی به روابط با ریاض در ایمیل های لو رفته یوسف العتیبه، سفیر امارات در آمریکا و یکی از نزدیک ترین افراد به محمد بن زاید، در سال 2017 را فراموش نکرده است. این ایمیل ها به روشنی نشان دادند که امارات باور دارد می تواند از عربستان، غول خلیج فارس و ولیعهد آن، به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع خود استفاده کند. عتیبه در ایمیلی نوشته بود: «رابطه ما با آنها مبتنی بر عمق استراتژیک، منافع مشترک و مهمتر از همه امید به آن است که بتوانیم بر آنها نفوذ داشته باشیم.» سفیر اماراتی ایمیل جداگانه ای به یک مقام سابق آمریکا گفته بود فکر می کند امارات در دراز مدت می توانیم دست کم بر برخی افراد در پادشاهی عربستان سعودی نفوذ داشته باشد. به طور حتم شاهزاده محمد بن زاید مدت ها پیش از همتای سعودی خود در حال برنامه ریزی برای تثبیت جایگاه امارات متحده عربی به عنوان یک قدرت اقتصادی منطقه ای و ژئوپلیتیکی بوده است. بیهوده نبوده که جیم ماتیس، وزیر دفاع پیشین ایالات متحده، از امارات با عنوان «اسپارتای کوچک» یاد کرده است.  با این حال، به نظر می رسد هر دو شاهزاده سعی دارند از فرصت ناشی از درگیری ایران و ترکیه با امور مربوط به خودشان، استفاده کنند. این دو کشور قدرتمندترین رقبای امارات و عربستان قلمداد می شوند که جمعیتی بیشتر و تحصیل کرده تر، بازار داخلی گسترده، ارتش های کار آزموده، منابع طبیعی قابل توجه و پایگاه های صنعتی دارند. اما چنین کاری ساده نخواهد بود. بدر السیف، کارشناس منطقه خلیج فارس، معتقد است اختلافات میان کشورهای حاشیه خلیج فارس در نتیجه استراتژی های بقای رژیم ناشی از نیاز به تجهیز برای دوره پس از نفت پدید آمده است. او در ادامه هشدار می دهد که اگرچه ظهور یک فضای رقابتی اتفاقی منفی نیست، اما اختلافات بدون کنترل می توانند همانند گلوله برفی که از کوهی سرازیر شده عمل کنند و بر کل منطقه تاثیر منفی بگذارند. چندین عامل مدیریت این اختلافات را پیچیده می کند. یکی از این عوامل، برنامه «چشم انداز 2030» ولیعهد سعودی برای کاهش وابستگی به صادرات سوخت های فسیلی است که اساسا تفاوت چندانی با برنامه های امارات و قطر در همین راستا، ندارد. عامل دیگر، این واقعیت است که عربستان و امارات در کوتاه مدت مجبور به رقابت بر سر سهم صادرات نفت خواهند شد. عامل دیگر و شاید مهم ترین عامل، این است که تنوع اقتصادی و آزادسازی اجتماعی با جاه طلبی های ژئوپلیتیک دو ولیعهد در تبدیل کشورشان به رهبر منطقه گره خورده است. عتیبه در سال 2017 در رد و بدل ایمیلی با الیوت آبرام، یک مقام سابق نومحافظه کار، به جاه طلبی های شاهزاده محمد بن زاید اشاره کرده بود. آبرام در اشاره به نقش فزاینده منطقه ای امارات نوشته: «اوه، یک هژمون جدید! امپریالیسم اماراتی! خب، در نبود ایالات متحده یک نفر باید به همه چیز سر و سامان دهد.» عتیبه پاسخ داده: «بله، چه جراتی داریم. اگر بخواهم صادق باشم، گزینه دیگری نداشتیم. تنها زمانی گام برداشتیم که کشور شما تصمیم به عقب نشینی کرد.» اختلافات در تفکرات ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک دو شاهزاده محمد درباره اسلام سیاسی و اخوان المسلمین اخیرا دوباره بعد از 6 سال بروز کرده است. رویکردهای متفاوت سعودی و اماراتی ابتدا در سال 2015 در زمان روی کار آمدن پادشاه سلمان و پسرش و زمانی آشکار شد که ولیعهد اماراتی که اسلام سیاسی و اخوان المسلمین را تهدیدی وجودی می داند، هنوز روابط نزدیکی با همتای جدید سعودی خود برقرار نکرده بود. همان زمان بود که سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، به یک مصاحبه کننده گفت که هیچ مشکلی بین پادشاهی سعودی و جنبش اخوان وجود ندارد. اتحادیه جهانی مسلمانان، نهادی که عربستان در دهه 1960 برای تبلیغ محافظه کاری افراطی مذهبی تاسیس کرده و مدت ها تحت سلطه اخوان بوده، یک ماه بعد از این مصاحبه کنفرانسی در مکه ترتیب داد و از قطری ها که ارتباط نزدیک با این گروه داشتند، دعوت کرد. چند ماه بعد که شاهزاده محمد اماراتی در دربار سعودی نفوذ یافت، عربستان لحن شدیدتری در قابل گروه های مرتبط با اخوان اتخاذ کرد. با توجه به رقابت عربستان و امارات و جاه طلبی های رهبران بالفعل دو کشور، بعید دو ولیعهد در صدد به کارگیری روش های ساختاری مدیریت اختلافات مانند ادغام بیشتر اقتصادی منطقه از طریق مناسبات تجاری و سرمایه گذاری و همچنین اتحادیه گمرکی که منطقه را برای سرمایه گذاران خارجی جذاب تر می کند و قدرت چانه زنی کشورهای خلیج فارس را بهبود می بخشد، برآیند. بدر السیف، کارشناس منطقه خلیج فارس، در صورت عدم تقویت نهادها شرط بندی ها روی دو ولیعهد خواهد بود شاید که درک کنند به رغم اختلاف نظرها، برای آنها منطقی نیست که یکدیگر را رها کنند. منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34