بهترین آموزشگاه زبان آلمانیتدریس خصوصی زبان آلمانیموسسه زبان نگار مرکز خرید چوب کاسپین

ایران و جامعه جهانی هنوز به همکاری دو جانبه هسته ای نیاز دارند
نویسنده: کورنلیوس آدِبار (تحلیلگر سیاسی و کارشناس سیاست خارجی اروپا و روابط ترنس آتلانتیک از برلین، آلمان) دیپلماسی ایرانی: اختلاف بین اروپا و ایالات متحده بر سر ایران به طور فزاینده عمیق تر می شود. سیاست ایالات متحده در قبال ایران و منطقه- برون سپاری سیاستگذاری منطقه ای واشنگتن به ریاض و تل آویو و حمایت بی دریغ آن از کارزار نظامی عربستان در یمن- به شدت برای اروپا بی ثبات کننده است. اگرچه تمرکز روی ایران به عنوان یک کشور، یا توافق هسته ای به عنوان یک موضوع، بسیار محدود است، اما نقطه عزیمت اتحادیه اروپا همچنان باید برجام باشد. اگرچه از آن زمان تا کنون بسیاری توافق را مرده خوانده اند، اما از نظر فنی توافق همچنان زنده است چون 7 امضا کننده از 8 امضا کننده اولیه آن همچنان ترجیح می دهند که آن را زنده نگه دارند. بازگشت به مساله زمان دستیابی ایران به تسلیحات ای 3 در یک اقدام عجیب، پس از آنکه نتوانستند کمکی که به ایران وعده داده بودند را ارائه کنند، در ژانویه 2020 ساز و کار حل اختلاف برجام را در راتباط با عقب نشینی تدریجی تهران از تعهدات هسته ای، به اجرا گذاشتند. این فرایند با هدف نشان دادن عزم اروپا برای مقابله با ایران و به دست آوردن وقت در مقابله با ایالات متحده بود. آنها هنوز هم معتقدند بعد از انتخابات 3 نوامبر احتمال نجات برجام وجود ندارد. اما اجرای ساز و کار حل اختلاف برجام یک سری دردسرهای دیگر داشت چون ایالات متحده سعی کرد با تکیه بر این اقدام ای 3، مساله تحریم های ایران را به شورای امنیت بکشاند. اگر موفق می شد، توافق برای همیشه از بین می رفت.  روند حل اختلاف برجام به طور رسمی هنوز در جریان است، اما اتحادیه اروپا باید بر مفاد توافق در زمینه «زمان شکست» یا همان فاصله زمانی دستیابی ایران به سلاح هسته ای تمرکز کند: فاصله زمانی میان تصمیم گیری یک کشور به ساخت بمب تا دستیابی آن به دست کم یک کلاهک هسته ای آماده استفاده که همان مدت زمان جمع آوری مواد شکاف پذیر لازم، اورانیوم یا پلوتونیوم با غنای بسیار بالا، و طراحی و ساخت یک وسیله نقلیه حامل که معمولا یک موشک بالستیک است.  برجام ذخایر اورانیوم با غنای محدود ایران و شمار و کیفیت سانتریفیوژهای مورد نیاز برای تولید اورانیوم با غلظت های بالاتر را محدود می کرد. این توافق همچنین توانایی ایران در تولید هرگونه پلوتونیوم با استفاده از راکتور آب سنگین در نزدیکی شهر اراک را محدود کرده بود. در پی این محدودیت ها، مرکز بلفر دانشکده کندی دانشگاه هاروراد اینطور برآورد کرده بود که برجام زمان شکست را از دو یا سه ماه به یک سال افزایش داده است. این، یعنی اگر تهران سرکشی کند جامعه بین المللی فرصت کافی برای واکنش را دارد. با این حال، ایران از ژوئیه 2019 در پنج مرحله از برخی محدودیت های اعمال شده در برجام عقب نشینی کرده است: تهران ابتدا تهران آستانه غنی سازی و محدودیت ذخایر اورانیوم غنی شده را نادیده گرفت؛ بعد از آن هم محدودیت های در زمینه تحقیق و توسعه سانتریفیوژ را نقض کرد و ظرفیت غنی سازی اورانیوم را افزایش داد. در مرحله سوم در نوامبر 2019، تهران غنی سازی را در تاسیسات زیرزمینی نزدیک روستای فردو از سر گرفت؛ این مرکز در راستای اعتمادسازی میان طرفین برجام به مرکز تحقیقاتی تبدیل شده بود. ایران در قدم چهارم ذخایر آب سنگین خود را افزایش داد و در گام پنجم در ژانویه 2020، پایان هرگونه محدودیت «عملیاتی» برجام را اعلام کرد و از پیشبرد برنامه هسته ای صرفا براساس «نیازهای فنی» خود خبر داد. در طرف مثبت ماجرا، عقب نشینی های ایران هیچ مخاطره فوریتی در رابطه با ساخت بمب توسط این کشور ایجاد نمی کند. همین مساله بدان معناست که این عقب نشینی ها قابل بازگشت هستند و به نظر می رسد با دقت طراحی شده اند تا دست داخلی را در ایران برای تدابیر شدیدالحن تر ببندند. تندروها در ایران خواستار خروج کامل از توافق هسته ای یا حتی کناره گیری از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (ان پی تی) که ایران از 1970 عضو آن بوده، هستند. در گزارش آژانس بین المللی انرژی هسته ای در مارس 2020 به زمینه هایی که ایران هنوز در آنها پایبند مفاد برجام است، اشاره شد. این موارد نظارت بر زمان واقعی شکست توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی و دسترسی آنها به تاسیسات ایران؛ ادامه برنامه طراحی مجدد راکتور آب سنگین اراک، و رعایت ممنوعیت مربوط به بازفرآوری سوخت است. دو مورد آخر به معنای عدم تولید پلوتونیوم درجه تسلیحاتی توسط ایران است. مهمتر از همه، فعالیت مداوم آژانس بین المللی انرژی اتمی و شفافیت درباره اقدامات ایران، تمایز مهمی با دوران پیش از برجام که ایران تعمدا جهان را درباره اهداف و نیت خود در جهل نگه می داشت، به شمار می رود.  در طرف منفی ماجرا، هرچه زمان عقب نشینی ایران از تعهدات هسته ای طولانی تر می شود، شرایط بحرانی تر می شود. اورانیوم غنی شده را می شود از ایران خارج کرد و سانتریفیوژها برچیده می شوند، اما دانش حاصل از فعالیت های تحقیق و توسعه که طبق برجام باید در سال 2025 و تحت نظارت بین المللی آغاز می شدند، قابل برگشت نیست. از سرگیری غنی سازی در فردو هم نگران کننده است چون این سایت زیرزمینی در برابر بمباران هوایی نفوذ ناپذیر است. حتی اگر غنی سازی تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی صورت بگیرد، دشمنان ایران در منطقه بدترین ها را متصور خواهند شد و ممکن است به طور یکجانبه اقدام کنند.  گام های پی در پی ایران در کاهش تعهدات برجامی، آنچه از همکاری بین المللی هسته ای تحت این توافق باقی مانده را نیز به خطر می اندازد. این مساله برای هر دو طرف اهمیت دارد. از یک سو، همکاری به تهران این امکان را می دهد تا غیر نظامی بودن برنامه خود را اثبات و از دانش شرکت های چینی، اروپایی و روسی برای مدرن سازی آن استفاده کند. از سوی دیگر ، این همکاری دیدگاه جامعه جهانی درباره فعالیت های هسته ای ایران را تعیین می کند.  نگران کننده ترین نکته این است که ایران از اعطای آژانس انرژی هسته ای به سه سایت خاص که آژانس به مواد هسته ای اعلام نشده و فعالیت های مرتبط با هسته ای مشکوک است ، خودداری کرد. به نظر می رسد تهران استدلال می کند که اساس این ادعاها مجموعه اسنادی است که اسرائیل در سال 2018 در مورد گذشته هسته ای ایران قبل از برجام سرقت کرده است. گزارش آژانس بین المللی انرژی هسته ای مارس 2020 به نقل از پاسخ رسمی دولت ایران "نه. . . موظف است به چنین ادعاهایی پاسخ دهد. " این سنگ اندازی باعث نگرانی جدی آژانس شده است. همچنین تلاش اروپا برای نجات معامله را به خطر می اندازد. (این مطلب ادامه دارد.) منبع: کارنگی اروپا / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34