صندلی طبی برقی پاژن پاجیرو پاترول …چراغ لب پله روکار mcrفروش دیگ بخار اقساطروش اجرای تیرچه پیش تنیده bpico

چرا درک منافع ملی ضروری است؟
نویسنده: دکتر عبدالرحمن ولایتی، مدرس و پژوهشگر روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: در دوران تحصیل در دانشگاه علامه طباطبایی تهران، در کلاس درس "سیاست خارجی آمریکا " در محضر استاد دهشیار، فارغ از اینکه که ایشان آمریکا شناسی را در همان بطن آمریکا و ایالت تنسی و شهر ممفیس آموخته بود و به تعبیری آمریکا شناسی را زیسته بودند و بنده لایه هایی از آمریکاشناسی را در محضرش آموختم و به واقع چراغ راهم در تحلیل مسائل آمریکاست. در موضوع راهبرد آمریکا و دولت های خاورمیانه و در تحلیل مورد کشور افغانستان بلاخص بعد از حادثه  یازده سپتامبر (9/11) همواره نظرشان بر این بود که در افغانستان ملت به معنا و مفهوم خود شکل نگرفته و هر فرد افغانی در وهله اول خود را پشتون، ازبک، تاجیک، قیزلای و هزاره می داند و در وهله دوم افغان و این مشکل اساسی افغانستان است و در فرم علمی و جامعه شناختی آن معتقد بود که در افغانستان ملت – دولت هنوز شکل نگرفته است و این دولت – ملت افغانستان فرم شکلی آن بیشتر نیست. این بهترین آموزه برای بنده بود که در مورد کشورهای جهان سوم نتیجه گیری کنم که ریشه عدم درک منافع ملی در جهان سوم در کجاست؟  یک دولت  برای اینکه در ریل رشد (growth) و توسعه (devolepment) گام نهد مقدمه واجب آن که شاید سال ها به طول انجامد فهم و درک مفهوم " منافع ملی" یا همان nation state به زبان علمی آن است. منافع ملی یعنی حیثیت و ناموس یک ملت و دولت که بر محور آن هویت یک دولت شکل می گیرد و همه دولت ها در بستر یک زمین بازی قدرت (game of power) که سیستم بین الملل گفته می شود در جهت تقویت منافع ملی اقدام به کنش می کنند و هر اقدامی باید الزاما هوشمند باشد تا منتج به تحکیم منافع ملی شود. اکنون در این بین قبل از اقدام به کنش در وهله ابتدایی باید بسیاری از مسائل مقدماتی آن در درون دولت یا به اصطلاح در رقابت های درون گفتمانی حل شود وگرنه عوارض بدخیمی در راستای خدشه و آسیب به منافع ملی در پی خواهد داشت که جبران ناپذیر خواهد بود و پاشنل آشیلی برای رقبای سیستم بین المللی که مترصد چنین فضای تضاد و تخاصم درون گفتمانی هستند. البته رقابت درون گفتمانی طبق تئوری کنت والتز (نظریه پرداز ارشد روابط بین الملل) برای بقاء و بالانس یک سیستم ضروری است چنانچه به بازی کژدم و اژدها دچار نشود وگرنه این رقابت های درون سیستمی مثل نیش عقرب عمل خواهد کرد و منجر به آسیب  سیستم خواهد شد. متاسفانه در مطالعه موردی دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در طول چهل سال از عمر انقلاب  منافع ملی هنوز به مفهوم روابط بین المللی آن درک نشده و در یک کج فهمی و بدفهمی عمیق قربانی مطامع درون گفتمانی شده و حاصل آن جراحت های بسیار عمیق به منافع ملی بوده است. شواهد و مستندات روشن گویای متقن این ادعاست که چه راهبردها و استراتژی های بی مانندی که چنانچه قربانی خنجر از پشت یاران درون گفتمانی نسبت به همدیگر نمی شد چه بسا بسیاری از این گرفتاری هایی که امروز درگیر آن هستیم و تمرکز را از توسعه کشور گرفته است شاهد نبودیم. مهمتر اینکه اگر ابتکار عمل را از رقیبان بین المللی می گرفتیم که متاسفانه این وضعیت حاکم نبوده و در گرداب عدم فهم منافع ملی گرفتارشده ایم و این گرفتاری همچنان مثل یک اسب سرکش در تاخت و تاز زمین منافع ملی است. به زعم نگارنده برای علاج و درمان این گرفتاری باید یک بیداری ملی اعلام شود و فضای جریانی و جناحی از کشور رخت بر بندد چرا که این فضای جریانی و جناحی هنوز برای کشوری امثال ما بسیار زود است چرا که فهم منافع ملی معلق است. درک پرچم و سرزمین درمانده است و هر فرد سیاسی به تتاسب منافع جریانی و جناحی خود لگد و تکلی به پیکره منافع ملی وارد می کند. هیچ جریان و جناحی عهده دار مسئوولیت منافع ملی نیست و منافع ملی مثل یک بیمار بی صاحب رها شده است. در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته منافع ملی درست مثل یک تابو است و هیچ فردی حق تخطی از آن را ندارد. همه جریان ها و جناح های سیاسی ذیل منافع ملی تعریف می شوند. این همان رمز موفقیت کشورهای توسعه یافته است. متاسفانه فضای حاکم در بین جریان های سیاسی کشور نه یک فضای رقابت درون گفتمانی ذیل منافع ملی بلکه یک فضای بین گفتمانی است درست شبیه آنچه در عرصه بین المللی فیمابین دولت ها حاکم است؛ یعنی یک رابطه متخاصمانه و پادگفتمانی که حتی به لایه های زیرین و سطوح پایین بروکراتیک جامعه نیز رسوخ کرده و در سازمانها و خرده ادارات نیز شاهد این صف آرایی متخاصماته پادگفتمانی هستیم که به حذف و دلسردی و انزوای بسیاری از نخبگان و نیروهای توانمند جامعه منجر شده است. همه اینها ریشه در بازی وارونه جریانی و جناحی است که سال ها در کشور ما به جریان افتاده و اثرات مخرب جبران ناپذیری به بار آورده است. اکنون دیگر وقت آن است که فکر و چاره ای به حال اوضاع وخیم منافع ملی کنیم و با گرفتاری در چاله جریان و جناح سرمایه ها و فرصت های کشور و جامعه را بیشتر از این بر باد نداده و چوب حراج نزنیم. چه حیثیت ها و حرمت ها و آبروها و شرافت ها که در کش و قوس این تعصبات کور و لنگ جریانی و جناحی مفت و ارزان به باد ندادیم. باید قبول کرد که برای کشوری امثال ما هنوز بسیار زود است که وارد فضای جناحی و جریانی بشویم چرا که آزمونی که تا پیش از این دادیم از آن نمره قبولی نگرفتیم، نه تنها جراحت های عمیقی بر منافع ملی وارد کردیم بلکه رقبا و یا حتی دشمنان بین المللی و منطقه ای نیز از این فضای رقابت کورکورانه جناحی و جریانی ما سوء استفاده کرده و بهترین فرصت ها را برای خود در راستای تضیف موقعیت و جایگاه منطقه ای و بین المللی ما بهره بردند. چوب حاصل از این بازی جناحی در نهایت به زندگی مردم خورده است. در نهایت وقت آن است که همه نخبگان و دلسوزان کشور و ملت ارگان های مرتبط و مسئول کلان کشوری در یک تصمیم وجدانی و اخلاقی همه سرمایه های کشور را ذیل منافع ملی تعریف کنند و قدر و منزلت سرمایه های خود را بدانند و این فرصت تفرقه افکنی را از رقبا و دشمنان منطقه ای و بین المللی بگیرند، چرا که رمز موفقیت و گام نهادن در مسیر توسعه و رشد و خروج از این گرداب و گرفتاری ها راهی جز وحدت و باور بر همدیگر نیست. و مهمتر این که به جای بازی وارونه جناحی وارد فضای تخصص گرایی بشویم. همه ما ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنیم. هر استعداد، توانمندی و ظرفیت نیروی انسانی ما در هر گوشه ای از سرزمین ایران که نهفته باشد یک ظرفیت بالقوه برای تقویت جایگاه و شآن جمهوری اسلامی ایران است. تنها راه چاره تقویت بینش خیرخواهانه با درک از مفهوم منافع ملی است.