فروشگاه اتوماسیون و ابزار دقیق …فروش ویلا در شمال متل قو | محمود …رپورتاژآگهی دائمی در 14 سایت معتبر …هدایای تبلیغاتی مدیرگیفت

سختگیری آمریکا در قبال ایران به نفع چین تمام شد؟
نویسنده: هاوارد لافرانچی دیپلماسی ایرانی: سیاست «اعمال فشار حداکثری» دونالد ترامپ در قبال ایران که نسبتا بدون تلاش و تقلا اجرایی شده را می توان هم از جهاتی موفق توصیف کرد و هم شکستی که از نفوذ ایالات متحده در امور جهانی کاست. اگرچه در شرایط کنونی می توان محکم شدن جای پای چین در خاورمیانه را نیز به طرف منفی ترازنامه ایالات متحده اضافه کرد.  هیچ کسی این مساله را که سیاست تحریمی دو ساله آمریکا علیه ایران اقتصاد این کشور را به آستانه فروپاشی کشانده، زیر سوال نمی برد. همین نکته است که به شکل «موفقیت» این سیاست گذاری تعبیر می شود. اما اگر هدف دولت ترامپ از تحمیل این بدبختی اقتصادی بازگرداندن ایران به میز مذاکره برای دستیابی به یک توافق هسته ای «بهتر» و همچنین ترغیب این کشور به تغییر رفتار منطقه ای باشد، اعمال فشار حداکثری ناکام مانده است. مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، در ماه مه 2018 به 12 «الزام اساسی» به عنوان پیش نیاز تسهیل تحریم ها و دستیابی به توافق هسته ای جدید اشاره کرد. بیشتر کارشناسان بر این مساله توافق نظر دارند که هیچ یک از این الزامات از متوقف شدن غنی سازی گرفته تا توسعه موشک های بالستیک و محدودیت فعالیت های منطقه ای، تحقق نیافته اند. اما شاید مهم ترین مساله این باشد که آمریکا نتوانسته بیشتر کشورهای جهان را در این رویکرد علیه ایران، با خود همراه کند. پومپئو هفته گذشته از برکناری برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه در امور ایران، خبر داد. هوک در بیش از دو سال فعالیت سیاسی خود در دولت ترامپ، برنامه تحریم ها و فشار علیه ایران را با قاطعیت پیش برد. بسیاری از ناظران سیاست خارجی برکناری هوک را نشانه ای دال بر بن بست در سیاست آمریکا در قبال ایران می دانند. جدای از این مسائل، کاهش نفوذ آمریکا در صحنه جهانی و انزوای خودخوانده آن در سیاست ایران، فرصتی را برای چین فراهم آورده تا پا پیش بگذارد و اقتصاد ایران را از طریق یک مشارکت استراتژیک نجات دهد؛ ماشرکتی که بسیاری معتقدند زمینه را برای تثبیت جای پای چین در منطقه فراهم می کند. الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در انستیتوی خاورمیانه در واشنگتن می گوید: «استراتژی اعمال فشار حداکثری آمریکا به وضوح با نقشی که در آسیب رساندن به اقتصاد ایران ایفا کرده، این کشور را حیرت زده کرده است. سیاست ترامپ از این نظر جواب داده. اما هیچ نتیجه ای در کشاندن ایرانی ها به پای میز مذاکره بر سر توافق هسته ای جدید نداشته چون آمریکا به وضوح اعلام نکرده به دنبال چیست. این مساله همه از جمله دوستان ایالات متحده را از آن گریزان و شکاف بین دو طرف را بزرگ تر کرده و این شکاف اکنون توسط چین پر شده است.» به گفته واتانکا، چین اکنون تصمیم گرفته چیزی بیش از «تنها» یک قدرت اقتصادی باشد و به دنبال ایفای نقشی بیشتر در مناطق کلیدی مانند خاورمیانه است: «آنها به دنبال خلاء هایی هستند که بتوانند قدرت خود را اعمال کنند. و آنها چنین موقعیتی را در رابطه با ایران یافته اند.» بی شک، ترامپ هدف سوق دادن ایران به آغوش چین را دنبال نمی کرده و نمی کند. ایرانی ها هم تمایل زیادی به نجات اقتصادی توسط چین نداشتند و مساله فقط این است که ایران بین پذیرش کمک چین یا مواجهه با خطر فروپاشی اقتصادی انتخاب کرده است. ایلان برمان، معاون ارشد شورای سیاست خارجی آمریکایی در واشنگتن و کارشناس امنیت خاورمیانه می گوید: «اگر این مشارکت استراتژیک آنطوری که ما شنیده ایم شکل بگیرد، تاثیر قابل توجهی بر استقلال اقتصادی ایران خواهد گذاشت که نشان دهنده شرایط دشواری است که ایران در آن قرار دارد و نمی تواند برای مدت زمان طولانی آن را تحمل کند.» چین در حالی که با ایران درباره مشارکت جدید مذاکره می کند، در دیگر جناح ها نیز برای منزوی کردن آمریکا در یک سری مسائل کلیدی دیپلماتیک بین المللی از جمله برنامه هسته ای ایران تلاش می کند. واتانکا معتقد است که مشارکت چین با آمریکا می تواند «روند طلاق طولانی ایران از ایالات متحده و غرب به طور گسترده» را که با انقلاب ایران در سال 1979 آغاز شد، به انجام برساند. منبع: سی اس مانیتور / تحریریه دیپلماسی ایران 34