درب اکاردئونی چوبی - درب اکاردئونی …موسسه حقوقی ثبت شرکت و برند فکر …چاپ کارت پی وی سیخرید و فروش سیکلو پنتان ال جی کره …

بر چه اساس مردان هسته ای و تاسیسات سری در معرض دید همه قرار می گیرد؟
نویسنده: عماد حسینی، تحلیلگر ارشد روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: بعداز ظهر روز دوشنبه مورخ 23/1/ 1400 مخاطبان شبکه 3 رسانه ملی شاهد پخش زنده برنامه پرونده ویژه با موضوع بررسی حادثه اخیر مجتمع هسته ای شهید احمدی روشن در نظنز بودند. در این برنامه دکتر فریدون عباسی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون انرژی و نیز حجت الاسلام ذوالنوری، نماینده مردم قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حضور داشتند. مجری برنامه با طرح سوالات خاص و جهت دار به همراه مهمانان برنامه به مانند خیلی از برنامه های دیگر یک سویه صدا و سیما که پای وزارت امورخارجه در میان است، سعی کرد ماهیت وجودی مذاکرات وین را که قرار است امروز چهارشنبه برگزار شود، زیر سئوال ببرد. اساساً با وقوع حادثه اخیر نظنز، خط مشترک و همسوی رسانه های دلواپسان برجام بر همین موضوع متمرکز شده است: زمین زدن برجام! سئوالی که وجود دارد این است که چرا سازندگان برنامه های گفت وگو محور رسانه ملی این قدر بر مونولوگ یا به عبارتی تک گویی اصرار دارند؟ آیا قرار نیست تغییر ساختاری در قالب این گونه برنامه ها داده شود و به جای تک گویی به دیالوگ و گفت وگوی دوطرفه تغییر جهت و ماهیت داده شود؟ روشن است که زمانی مخاطبان به اقناع واقعی می رسند که موافقان و مخالفان یک موضوع با یکدیگر بحث و مناظره کرده و در نهایت به یک نقطه مشترک برسند یا نرسند. این چیزی است که در تمام رسانه های تصویری مشهور دنیا جریان دارد. ضمن اینکه خروجی هر برنامه گفت وگو محوری این است که قضاوت راجع به آن موضوع را برعهده مخاطبان می گذارد. واقعیت این است که زمانی که مجری یک برنامه اصرار بر القاء یک نگاه خاص به بینندگان دارد، باید بداند که خود را از چشم مخاطب انداخته است. این موضوع می تواند در مورد هر شبکه تلویزیونی و هرب رنامه گفتگو محوری صادق باشد. چرا برنامه سازان رسانه ملی از یک دست اندرکار سازمان انرژی اتمی یا وزارت امور خارجه برای توجیه افکار عمومی و پاسخ به یک سری ادعاها دعوت به عمل نمی آورد؟ دست اندرکاران سازمان عریض و طویل صدا و سیما از چه چیزی هراس دارند؟ گذشته از این به لحاظ مصداقی آنچه پخش شد متاسفانه به مثابه بازی تاسف آوری در زمین دشمن کینه توز صهیونیستی بود. دکتر فریدون عباسی برچه اساس و به چه مجوزی نسبت به افشای اطلاعات فنی نیروگاه نظنز مبادرت کردند؟ هدف از افشای اطلاعات فنی تاسیسات هسته ای نطنز و «قشنگ دانستن» این اقدام دشمن خبیث صهیونیستی آن هم از منظر علمی!! با چه توجیهی صورت گرفت؟ آیا این گونه موضع گیری ها به مثابه حراج سرمایه ملی سازمان صدا و سیما که همانا اعتماد افکار عمومی است، نیست؟ از سوی دیگر نمی‌دانیم چرا متخصصان صنعت هسته‌ای در قبال اظهارات مداوم جناب دکتر عباسی سکوت اختیار کرده‌اند، اما می‌دانیم که آنها و دیگران از هزینه‌ها و چالش‌هایی که متاسفانه این طیف از افراد بر ایران تحمیل کرده اند و آثار آن تا امروز ادامه دارد، آگاهند. ماجرای سخنرانی معروف آقای دکتر عباسی در آژانس بین المللی را که حتماً به خاطر دارند؟ همانجا که گفتند ایران مجبور بوده به آژانس دروغ هم بگوید! در واقع مواضع اخیر ایشان از جنس همان اظهارات است. متاسفانه فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی متخصصی ارزش مدار است که قدر خود را به خوبی نمی‌داند. در سالی که ایران اسلامی از همه طرف با فشارهای حداکثری مواجه است آیا بهتر نیست رئیس محترم کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی راهی دیگر برگزیده و از ایراد سخنرانی سیاسی ذیل یک طیف خاص سیاسی بپرهیزند؟ در این مجال درباره کلیات و روح سخنان ایشان و عملکرد آقای دکتر سخنانی هست که بازگو کردنشان البته کار آسانی نیست، چرا که ایشان به هر حال شخصیت نجات‌یافته از ترور بدخواهان و ارزشمند است. ای‌کاش دکتر اهل همدلی و هم‌افزایی بود و کسی را وادار به بازگو کردن چنین سخنان دشواری نمی‌ساخت. برادر گرامی جناب آقای دکتر عباسی! شما که ظرفیت خود را احداث و توسعه می‌دانید و دیگران را برعکس، خوب است به ملت ایران بگویید در دوره ریاست شما بر سازمان انرژی اتمی کدام طرح و پروژه اساسی کلید خورده و به انجام رسیده است؟ برای مثال، دکتر اعتماد مؤسس سازمان است، دکتر امرالهی بعد از انقلاب سازمان را حفظ و احداث نیروگاه بوشهر را در مسیری نو آغاز و مقدمات ایجاد چرخه سوخت در کشور را ایجاد کرد، در دوره دوره دکتر صالحی غنی‌سازی درصدی و تولید صفحات سوخت و تکمیل چرخه سوخت صورت گرفت و دیگر اقدامات، در دوره جناب عالی چه شد؟ براساس اخبار منتشره نتیجه پیگیری ها، جز به تکمیل یک پارکینگ نیمه‌کاره و احداث مسجدی با یک مناره در سازمان راه نمی‌برد؛ البته شما روبان بهره‌برداری از معدن ساغند را هم بریدید که از زمان دکتر امرالهی کار اکتشاف آن آغاز و در دوره دکتر صالحی تکمیل شده بود. مرکز لیزر که در حوزه سلامت نقش مهم دارد و مورد توجه خاص مقام معظم رهبری است را هم بخاطر این که تحت اختیار معاونت علمی وقت رئیس‌جمهور قرار نگیرد درصدد برچیدنش را داشتید که می‌دانید امروز به حمدالله فعال و پویاست. از سوی دیگر متاسفانه اطلاعاتی که در کل برنامه پرونده ویژه که در تاریخ یادشده پخش شد، نگارنده را یاد پخش یک موضوع خبری پیرامون برنامه هسته ای کشور در یک روز قبل از حادثه نطنز انداخت که تکمیل کنند مباحث مطروحه در برنامه پرونده ویژه بود. یک روز قبل از حادثه نطنز، گزارشی از صداوسیما پخش شد که در آن برای اولین بار سانتریفوژهای پیشرفته ایرانی IR6, IR5 و IR9 از نزدیک به نمایش درآمد و بویژه ماشین عظیم و پیشرفته IR9، که قابلیت غنی سازی آن پنجاه برابر نسل اول اعلام شد. اگر به تصاویر که ظاهراً نطنز است دقت کنیم، تقریباً همه چیز را نشان می دهد.در طول سال از این دست گزارش ها از تلویزیون به وفور پخش می شود. حال در اینجا این سئوال بطور جدی مطرح می شود که کدام کشور را سراغ دارید که این گونه صدا و تصویر مردان هسته ای و تاسیسات سری خود را در معرض دید همگانی قرار دهد؟ آن هم کشوری چون ایران که این همه دشمن خبیث در کمین آن نشسته اند.. آیا این تصاویر نمی تواند پازل های اطلاعاتی طرف مقابل را در کنار دیگر منابع تکمیل کند. علاوه بر اینکه باید دید دلیل آسیب پذیری نطنز در مقایسه با دیگر سایت ها چیست؟ ضرورت دارد تا مسئولان ذیربط فارغ از هرگونه خط و خط بازی و مسامحه دراین خصوص، فکری به حال این روند بی حساب و کتاب درز اطلاعات و انتشارات جزییات هسته ای و ورود دوربین به این مجموعه ها کنند. از سوی دیگر و بقول یکی از اساتید حوزه رسانه، در مواقع خطر متاسفانه نظام در حوزه رسانه، فاقد راهبرد کلان و منسجم است. آن چه هم تحت عنوان «افق رسانه» چند سال پیش در صدا و‌سیما تصویب و در بوق و کرنا شد چیزی جز کپی و پیست بعضی متون ترجمه ای و بی ارتباط با مقتضیات جامعه ما نیست و به تنها چیزی هم که شباهت ندارد راهبرد و‌ چشم انداز است. رسانه ملی به ویژه از همه بیشتر دچار حیرانی و سرگشتگی است. مخصوصاً در زمان بروز بحران، این به اصطلاح بی درو پیکری و یا بهتر بگوئیم، شلختلگی رسانه ای بیشتر به چشم می خورد و آسیب فراوانی به منافع ملی وارد می سازد. باعث تاسف است که مدیران سیاسی و امنیتی و دیپلماسی هم بعد از هر بار ورود ناشیانه و بدون محاسبه رسانه ملی باید به دنبال موج ایجاد شده بدوند و خودشان عملاً به بخشی از موج تبدیل می شوند و تاسف بارتر این که به جای یک جبهه باید در چند جبهه مشغول درگیری و جنگ شوند که باکمال تاسف بخشی ازآن مربوط به عرصه داخل است. در یک جمع بندی باید گفت رسانه ملی باید تکلیف خود را روشن کند به جای بی سلیقگی و ناشی گری در طراحی های رسانه ای در زمان بحران به مانند خیلی از کشورهای دارای نظام سیاسی حتی دموکراتیک باید متمرکز اقدام و اجرا کند. فقط کافی است به حجم اطلاعاتی که به صورت پراکنده از سوی مسئولان دستگاه های مختلف از جمله رسانه ملی در این زمینه آشکار شده است نگاهی بیندازیم. حتی فردی آماتور و بیگانه با مسائل امنیتی نیز می تواند پازل های اطلاعاتی خود را تکمیل کند چه رسد به افسران آب دیده سرویس های رنگارنگ اطلاعاتی که در موضوع تبادل همه علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. یادمان باشد زمانی سرویس ها از طریق جمع آوری آگهی های تبریک و تسلیت نشریات جمع آوری می کردند الآن فضای مجازی و هوش مصنوعی بسیاری از فرایندها را تسهیل و اطلاعات به ظاهر پراکنده را در کسری از ثانیه به هم متصل می کند.