شارژ کارتریج در محلآموزش تخصصی تنبک در تهرانپارسآموزش خصوصی و مشاوره کارشناسی بدنه …تعمیر صندلی ماساژ(ماساژور) تعویض …

ارتباط خرابکاری نطنز با سند راهبردی ایران و چین و لغو تحریم ها
نویسنده: رامین فخاری، دانشجوی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه علامه طباطبایی دیپلماسی ایرانی: در روزهای اخیر تاسیسات نطنز مورد حمله یا خرابکاری قرار گرفته و بخشی از آن آسیب دیده، این دومین حمله از این نوع در یک سال گذشته بوده است. مضافا بر این، شهادت شهید دکتر فخری زاده را نیز می توان به این مسئله افزود. همچنین اخیرا خبری نیز مبنی بر مورد هدف قرار گرفتن یک کشتی ایرانی توسط اسرائیل نیز منتشر شده بود. این شرایط را بیشتر می توان به شرایط فاصله اتمام دوره ریاست جمهوری ترامپ و تحلیف جو بایدن تشبیه کرد که برخی از رژیم های بین المللی نهایت سعی خود را را برای ایجاد یک مناقشه بین ایران و آمریکا گماردند اما با تدبیر، ایران از آن شرایط بحرانی عبور کرد، در زمانی که ایران و آمریکا در گام نهایی رسیدن به توافق برجام نیز بودند یک حمله تروریستی در زاهدان ایران رخ داد. تنها اما باید این مسئله را مورد توجه قرار داد که این حملات با چه هدفی اجرا می شود. می توان گفت که یکی از اهداف این حملات مهار برنامه هسته‌ای ایران است، اما نمی‌توان به صورت تک بعدی به این حملات نگاه کرد. این حملات می تواند ابعاد پیدا و پنهان دیگری نیز دارا باشد. شاید از دیگر اهداف مورد حمله قرار دادن تاسیسات هسته ای ایران به شکست کشاندن دیپلماسی باشد. تحولات اخیر نمی‌تواند به احتمال لغو تحریم های ایران توسط آمریکا، احتمال بازگشت آمریکا به برجام و روابط  راهبردی ایران و چین  ارتباطی نداشته باشد. برخی از رژیم های بین المللی به دنبال منزوی کردن ایران به ایجاد اجماع جهانی علیه ایران هستند، و سعی دارند با تحریک ایران به پاسخگویی متقابل زمینه را برای تداوم تحریم های موجود و ادامه انزوای ایران در سطح بین المللی فراهم کنند. البته این مساله را باید در نظر داشت که پاسخگویی متقابل حق ایران است اما امکان دارد اقدام متقابل در شرایط فعلی هزینه گزافی را داشته باشد. شاید پاسخگویی در زمان یا شکل دیگری که رسانه ای هم نشود متضمن رفع وضعیت موجود و تامین منافع ملی ایران نیز باشد، البته این مساله را نیز باید در نظر داشت که افکار عمومی مردم ایران از این حملات مشوش شده و احساسات و غرور ملی مردم ایران مکدر شده است، ولی باید توجه داشت که این احتمال نیز وجود دارد که یکی دیگر از اهداف پشت پرده این خرابکاری ها همین مساله باشد که با فشار افکار عمومی، ایران را به یک باتلاق در منطقه بکشانند یا حداقل وضعیت موجود را تداوم بخشند که سفر یوسی کوهن، رئیس سازمان موساد به آمریکا همزمان با این رخداد نیز می تواند موئید این مساله باشد که این تحولات مرتبط به همدیگر هستند. این موضوع را نیز باید مد نظر قرار داد که ضمانت اجرای قرارداد بیست و پنج ساله ایران و چین هم اجرای برجام است. بانک های چین برای تراکنش های مالی خود با ایران در صورت نبود برجام دچار مشکل خواهند شد. یکی از دلایل افزایش تحرکات علیه ایران به شکست کشاندن این پیمان راهبردی نیز می تواند باشد تا از حضور چین در اقتصاد ایران ممانعت شود. باید افزود که به وجود آمدن یک درگیری در سطح منطقه که الزاما آغازگر آن نیز ایران نباشد، افکار عمومی جهان را برای تداوم تحریم ها آماده کرده و فشارها بر چین را برای عدم حضور و به شکست کشاندن قرارداد راهبردی با ایران افزایش بدهد. این مساله را نیز باید در نظر داشت که چین یک غول اقتصادی است و در صورتی که علیه ایران اجماع جهانی تشکیل شود اولویت چین منافع ملی و سود اقتصادی کشور خودش خواهد بود. گروهی از رژیم های بین المللی درصددند که ایران را در دوراهی پاسخگویی یا سکوت در برابر بهبود شرایط موجود سوق دهند. تحت شرایط کنونی که ایران در حال آماده شدن برای لغو تحریم ها و بازگشت به چرخه اقتصاد بین المللی است می توان به این نتیجه گیری رسید که هدف اصلی این حملات کل ایران و مخصوصا اقتصاد و معیشت مردم است و بیشتر می تواند دارای ابعاد سیاسی باشد تا هدف مهار برنامه هسته ای ایران. در نتیجه شاید دولتمردان و افکار عمومی ایران با توجه به شرایط اقتصادی موجود جهت گیری غیر احساسی تری نسبت به این مساله داشته باشند و زمینه ساز قدرت گرفتن بیشتر ایران در آینده باشد. در صورتی که در آینده تحریم های ایران مرتفع شود و ایران از نظر اقتصادی پیشرفت کند و اقتصاد ایران در هم تندیگی بیشتری با اقتصاد بین المللی داشته باشد و ایران از انزوا خارج شود و دارای روابط پویا با جهان باشد در صورت بروز اتفاقات مشابه در آینده افکار عمومی جهان رژیم های بین المللی که اقدام به این عمل کرده اند را محکوم خواهند کرد. اما هم اکنون به دلیل انزوای ایران، عدم حضور ایران در اقتصاد و بازارهای جهانی و عدم ارتباط با دنیا تنها دیدگاهی که سایر جهان به این مساله دارند این است که برنامه هسته ای ایران نه ماه به عقب افتاده و افکار عمومی مردم جهان علیه مورد هدف قرار گرفتن تاسیسات ایران بسیج نمی شود.