چرا هم زمان با مذاکرات وین، پرونده اوکراین داغ شد و مکرون به ایران تاخت؟

چرا هم زمان با مذاکرات وین، پرونده اوکراین داغ شد و مکرون به ایران تاخت؟
دیپلماسی ایرانی: هفته گذشته پس از وقفه ای حدودا پنج ماهه مذاکرات ایران با طرف های مذاکره کننده در برجام آغاز شد. مذاکرات وین که این بار طرف ایرانی اصرار دارد به آن عنوان مذاکره برای رفع تحریم ها دهد به ریاست علی باقری کنی آغاز شد، اگر چه پایان چندان امیدوارکننده ای نداشت اما طرفین توافق کردند مذاکرات را این هفته مجددا از سر بگیرند. در این میان تحلیل های بسیاری درباره این مذاکرات شده، و البته پرسش های بسیاری نیز بی پاسخ مانده است؛ از جمله این که چه شد در حالی که روزهای اول مذاکرات یعنی سه شنبه و چهارشنبه که گفت و گوها به نظر می رسید به خوبی پیش می رود ناگهان در روز پنج شنبه که ایران پیشنهادهای خود را به طرف های مقابل ارائه می دهد، ورق بر می گردد و گلایه های غربی ها آغاز می شود و حتی تهدیدهای تازه ای را بر خلاف رویه های مذاکرات در دوره های قبل، علیه ایران مطرح می کنند؟! رسانه های آن نیز دست به کار می شوند و از قریب الوقوع بودن فروپاشی مذاکرات صحبت می کنند؟!  تیم ایرانی را نمی توان متهم کرد که جدیتی در مذاکرات ندارد. چیزی که طرف مقابل تلاش دارد دائما درباره آن سخن بگوید. منابع آگاه به دیپلماسی ایرانی می گویند که در دوره های پیشین درباره اعمال محدودیت های جدید به توانایی های هسته ای ایران توافقاتی به دست آمده بود اما چیزی از تعهدات غرب برای لغو تحریم ها مشخص نبود. یعنی به عبارتی غرب به آنچه درباره پرونده هسته ای ایران می خواست، رسیده بود اما حاضر نشده بود درباره تعهدات خود برای لغو تحریم ها تعهدی را بپذیرد یا تضمینی ارائه دهد. این دقیقا چیزی است که هم طرف ایرانی و هم طرف غربی از آن به باقی ماندن 20 درصد از مرحله کار برای رسیدن به توافق نهایی سخن می گویند و تاکید دارند همین 20 درصد مشکل اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات در دوره های قبل بوده است.  بدیهی است که دولت جدید نگاه دیگری به گفت وگوها دارد. ولی بر خلاف اتهاماتی که طرف مقابل زده، نه مذاکرات قبلی را نفی کرده و نه گفته است باید همه چیز از صفر آغاز شود. به عبارت دیگر می توان گفت مذاکرات از جایی آغاز شده که نقاط اختلافی دو طرف بوده است. گفته می شود که محتویات پرونده پیشنهادی ایران نیز مبتنی بر همین نقاط اختلافی است. بدیهی است که طرف غربی که از مذاکرات قبل بهره مطلوب خود را برده، تمایل نداشته باشد مذاکرات از نقطه ای آغاز شود که محل اختلاف است و اتفاقا از همین ناحیه هم تلاش کند تا به طرف مقابل فشار بیاورد. برای همین می بینیم که از روند مذاکرات گلایه می کند اما هنوز حاضر نیست از شکست مذاکرات چیزی بگوید. در این میان به نظر می رسد رویکرد جوزپ بورل و انریکه مورا، مسئولان مذاکره کننده اتحادیه اروپا، رویکردی سازنده و مثبت بوده است، برای همین می توان امیدوار بود که تلاش های آنها به بهبود فضای مذاکرات کمک کند. در این میان پرسشی که ابهامات بسیاری را بر می انگیزد، موضع روسیه و چین و به ویژه روسیه است. آنچه از میخائیل اولیانوف،  نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی و مذاکره کننده طرف روسی در مذاکرات وین، در طول ماه های گذشته شنیده ایم بیشتر نزدیک به مواضع طرف های اروپایی و امریکایی بوده است اما به نظر نمی رسد آنچه او می گوید کاملا همان چیزی باشد که در مسکو هم بر آن تاکید داشته باشند. منظور این نیست که اولیانوف با مقامات ارشد خود در مسکو اختلاف نظر دارد و این اختلاف نظر خود را در وین منعکس می کند، بلکه بر عکس، به نظر می رسد روسیه یک دیپلماسی دوگانه ولی مکمل هم را تعریف کرده است و تلاش دارد در راستای منافع صرفا روسی خود، دیپلماسی خود را پیش ببرد. این که ابعاد و جزئیات این دیپلماسی چیست، هنوز مشخص نیست. طبیعتا روس ها همه تلاش خود را می کنند تا جزئیاتی از این نقشه دیپلماتیکشان افشا نشود. اما آنچه پرسش برانگیز است، این است که چرا هم زمان با آغاز مذاکرات وین تحرکات نظامی روسیه در مرز اوکراین افزایش می یابد و هر چه به دقایق آغاز مذاکرات نزدیک می شویم، تنش ها میان روسیه و اروپا و امریکا در اوکراین افزایش می یابد؟ چرا وقتی که طرف های روسی و امریکایی تهدیدها علیه یکدیگر را به اوج می رسانند می بینیم که در وین هنگامی که ایران بسته پیشنهادی خود را ارائه می دهد، ناگهان فضای مذاکرات عوض می شود و آن خوش بینی اولیه به یک بدبینی تبدیل می شود و حتی کار به تهدید می کشد؟ چرا در روزهای پنج شنبه و جمعه که فضای منفی بر مذاکرات اعمال شد، طرف روسی ممنوعیت های تازه ای را برای محصولات کشاورزی ایران اعمال کرد؟ آیا این اقدام روسیه پیامی به طرف های اروپایی و امریکایی نبوده است که از نتایج گفت وگوهای وین ناخشنود بوده اند؟ به نظر می رسد میان مذاکرات وین با دیگر پرونده های منطقه ای نیز ارتباطاتی وجود داشته باشد. مثلا در حالی که تیم های مذاکره کننده به پایتخت های یکدیگر برگشته اند و قصد دارند طی روزهای آینده مجددا به مذاکرات برگردند، امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه به منطقه سفر می کند، در ابوظبی از شکست مذاکرات سخن می گوید و از این که احتمالا دور جدید گفت وگوها به این زودگی ها آغاز نشود و در عربستان سعودی شدیدترین حملات دیپلماتیک را متوجه ایران می کند و همسو با مواضع ریاض از لزوم برخورد با آنچه تهدیدهای منطقه ای و موشکی ایران می نامد، سخن می گوید؟ در ترکیه فضا علیه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه تشدید می شود در حالی که قبل از آن در ترکمنستان به همراه دیگر روسای جمهور عضو اکو گفت وگوهای خوبی را با رئیس جمهوری ایران داشته است؟ امروز هم خبر آمد که طرح ترور اردوغان خنثی شد. اهمیت این موضوع در این است که در ترکیه نزدیک ترین دولت به ایران که در حال همکاری با تهران برای دور زدن تحریم هاست، دولت اردوغان است که هیچ تضمینی نیست نباشد، همکاری ها با دولت ترکیه در این سطح ادامه یابد. به نظر می رسد فضایی در حال شکل گیری است که یکسری منافع دوگانه دارد، منافعی که از یکسو غرب و امریکا دنبال می کنند و از سوی دیگر روسیه، که سایه سنگین آن بر مذاکرات وین احساس می شود. در صورتی که این سایه بخواهد بیش از پیش سنگین شود معلوم نیست فرمان پیش برنده آن دست ایران باقی بماند. بی شک در این فضا روی چین نیز نمی توان حساب کرد، چرا که چین تلاش دارد مواضع خود را مطابق با منافع خود با روسیه و غرب تنظیم کند که احتمالا توجه کمتری به ایران خواهد داشت.