دستگاهِ متولیِ دیپلماسیِ فرهنگی؛ نقدها و نظرها
نویسنده: محمد صادق امینی، پیشتر وابسته فرهنگی در کشور کنیا، دبیر شورای کتاب و مسئول در امور ترجمه و نشر بین الملل بوده و مقالات و یادداشت هایی از او در زمینه ترجمه و نشر بین الملل در نشریات داخلی کشور منتشر شده است. او هم اکنون در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مشغول به کار است. دیپلماسی ایرانی:  زمینه های طرح مسأله درباره مفهوم و عملکرد دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که به عنوان پشتیبان اهداف سیاست خارجی مطرح می شود، تاکنون بسیار گفته اند و نوشته اند، اما از اشکالات کارکردی دستگاه متولی آن کم تر سخنی در مطبوعات کشورمان به میان آمده است. اگر هم به میان آمده باشد، اغلب ناشی از دیدگاه های خاصی از کارکنان آن است که در هر دوره ای به دلایل مختلف، تنها رئیس دستگاه را مورد هجمه خود قرار داده و از تحلیل واقعی شرایط باز می مانند. وجود عیوب ساختاری و عملکردی یک سازمان چیزی نیست که مربوط به یک دوره چند ساله باشد و یکی را عامل آن دانست، بلکه حاصل کار همه سال هاست، سال هایی که از آن در جهت اصلاح امور غفلت شده است.  هیچ کسی منکر اهمیت و ضرورت مدیریتی عقلانی و مناسب و متناسب با شرایط کار نیست، اما چگونه است که همه ضعف ها و ناکارآمدی ها به یک دوره کاری حواله می شود!؟ در حالی که نمی توان ابعاد زمینه ای، قانونی و اجرایی را ندید و از هم تفکیک نکرد، اما به تحلیل درست وضع موجود رسید. آری، حکمرانی خوب از شاخص های مهم در دیپلماسی فرهنگی ست، اما این حکمرانی در یک دستگاهی با ساختارهای بیمار نمی تواند پویایی و کارایی ایجاد کند.  این روزها به بهانه تغییرات پیش رو در مدیریت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که هدایت و راهبری دیپلماسی فرهنگی کشورمان در خارج از کشور را به عهده دارد، عملکرد آن محل بحث کارشناسان سازمانی قرار گرفته و اظهار نظرهای مختلفی را بروز داده اند. این توجه ها و بیان حساسیت ها در روزهای بعد از جلسه صحن علنی مجلس شورای اسلامی در بررسی صلاحیت وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی (همو که حکم رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را صادر می کند) و تاکید وزیرِ تایید صلاحیت شده به لزوم تغییرات ساختاری در سازمان مذکور بیشتر شده است. این ساختارها چیستند که عالی ترین مدیر فرهنگی کشور و اصحاب فرهنگ آن را معضل اصلی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دیده و بدینوسیله ساز تغییرات و تحولات اداری را زده اند.  چنانچه اشاره شد، در نقدها و نظرهای رایج، نگاه ها در هر دوره ای شخص مدیر را نشانه می گیرد. حال، آیا همین نگاه خود حکایت از همان ساختار بیماری نیست که از گذشته به جا مانده و میراث نامبارک همیشه است؟ وانگهی، شناخت و تحلیل ماهیت کارها و سطح عملکردها و آسیب های عملکردی ناشی از ساختارهای معیوب به نظر اغلب کارشناسان درون سازمانی چه بسا رئیس و معاونان سازمان، مکررا بیان شده ،اما سوال این است که چرا راه حل ها بسته و معطل مانده است؟ در چنین شرایطی آیا می توان در حل مشکلات، محوریت را بر فرد، هر چند با اختیارات تام قرار داد و از سوی دیگر همه نابسامانی ها را نیز ناشی از آن دانست؟  اینکه عده ای از ما نگران ناکارآمدی دیپلماسی فرهنگی هستیم و در هر دوره ای عللی را برای آن بر می شماریم بجاست، اما نگرانی مهم تر آن است که این ضعف ها و ناکارآمدی ها در وضع خود مورد بحث و بررسی قرار نمی گیرد و به حاشیه برده می شود، لذا، از نگرانی ها نه تنها کاسته نخواهد شد، بلکه پریشانی ها نیز به دنبال خواهد آورد.  واقعا علل این نگرانی که هرگز پایانی بر آن نبوده چیست، و واقعیت مسأله چیست؟ قابل ذکر است، شناخت و تحلیل دقیق شرایط و ریشه یابی مسائل هر سازمانی نیاز به روش شناسی علمی دارد. جامعه شناسی و روان شناسی سازمانی و اصول علم مدیریت می نمایاند تا در دام سلیقه ها گرفتار نشده و از شناخت آسیب ها و عیب های ساختاری غفلت نورزیده و  ساختارهای مولد ایجاد شود. روش شناسی های علمی برای نخبگان سازمانی ناشناخته نیست، اما این بخش «طرح و برنامه» دستگاه است که با تجمیع نظرها زمینه تحول را فراهم می آورد و از قیل و قال های غیر فنی پرهیز می دارد. اشاره به دیدگاه هایی که علل اصلی مسأله نیستند: در بیان دیدگاه های مطروحه در باره سازمان، تاکنون با سطحی از نگاه ها مواجه شده ایم که یا تنها به یک سو رفته اند و یا به بیان مسأله اصلی نپرداخته اند، چنان که در موارد زیادی، علل ضعف ها و مشکلات، به انتخاب مدیرانی با گرایش سیاسی خاص ربط داده شده است! در حالی که نه واقعیتی ست که بشود به تمامه پذیرفت و نه سیاسی و جناحی بودن در باره بسیاری از مدیران فعلی و رایزنان فرهنگی اعزام شده حداقل در سال های اخیر صدق می کند. شاید این روزها در میان منتقدان سازمان، سخنانی زیباتر اما ناکافی از آنچه دکتر محمد باقر خرمشاد، رئیس سابق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در نشست «حلقه دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)» در باب آسیب شناسی فعالیت های سازمان بیان کردند، مطرح نشده است. ایشان با نگاهی آسیب شناسانه به درستی به نکاتی اشاره کردند که البته از چشم سایر منتقدان هم پوشیده نبوده است، همچون: اهمیت نیروی انسانی کیفی، تسلط به زبان خارجی، مخاطب شناسی در دیپلماسی فرهنگی، شایسته سالاری در اعزام مأموران فرهنگی، برون سپاری امور و توجه به مسائل شورای عالی سازمان و بررسی مشکلات عدم اجرای مصوبات آن و بحث آموزش در دیپلماسی فرهنگی. اما ایشان که خود دوره ای سکان دار سازمان بوده اند، به این مقدار از بحث بسنده می کنند و از بیان ریشه مسائل غفلت می ورزند که مانع اصلی پیشبرد اهداف فرهنگی و توسعه علمی و انقلابی فعالیت هاست.   تجربه و فهم نگارنده گویای این است که نگاه های تنگ نظرانه ی ناشی از عدم درک علمی امور و چشم پوشی بر واقعیت ها که خود ریشه در عدم جذب نیروی انسانی متخصص دارد، راه را در تصمیم سازی ها و اقدام ها بر نخبگان فکری و فرهنگی در سازمان می بندد! این مسأله به طوری که اشاره شد، تنها به سال های اخیر مربوط نمی شود، بلکه سال هاست که عدم توجه به تخصص در کنار تعهد و غلبه نگاه های تنگ نظرانه و سطحی بر نگاه های کارشناسانه بسیاری از دستگاه های فرهنگی را فلج و آسیب زا ساخته و سرانجام آن حاکمیت غیر متخصصانی است که در امر مدیریت خصوصا در بخش طرح و برنامه سازمان، در تنظیم مناسبات سازنده و پیشرو توان کافی ندارند. لذاست که در مراکز سازمانی به جای آنکه حلقه های علمی تصمیم سازی کنند، حلقه های غیر تخصصی و مبتنی بر سلائق فردی حاکم می شود.  با این زمینه های یاد شده، جا دارد در این فراز از نوشتار از برخی از منتقدان ریاست فعلی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، آنانی که خود در سال های گذشته دور و نزدیک در سازمان مسئولیت اجرایی داشته اند بپرسیم آیا عملکرد خود را بهتر از سال های کنونی می دانند و توانسته بودند تغییرات بنیادین و شرایط پایدار در حوزه ای که مسئولیت داشته اند ایجاد کنند!؟ به طور قطع، هر دوره ای نقاط ضعف و قوت خود را داشته است. در سال های اخیری که کمبود شدید بودجه ارزی، دستگاه های فرهنگی بین المللی را با تنگناهای شدید مواجه کرده است، چگونه می توان انتظار اقدامات بدیع و نوآورانه داشت!؟  چنین است که اجرای سیاست های بلندمدت، به دلائل مذکور، بسیاری از شیفتگان ایران و انقلاب اسلامی در خارج از کشور را دچار سردرگمی کرده است. بنابراین، نه می توان نظر برخی از کارشناسان را که ریشه مشکلات سازمانی را صرفا به حاکمیت جناحی مربوط می دانند پذیرفت که اغلبِ مدیران و کارشناسانِ دارای گرایش سیاسی و وابسته به یک جناح یا بازنشسته شده اند و یا در نقش های مدیریتی فعلی حضور ندارند و نه نظر آنانی که دلائل ناکافی ارائه می دهند که با گریز از تخصص گرایی، عملا سعی در حفظ وضع موجود دارند. ما همیشه با این نوع نگاه های یک جانبه دچار اشتباه در فهم علل مساله و فقر در تحلیل بوده ایم!.  ناگفته نماند، در بررسی پرونده فعالیت های فرهنگی در حوزه بین الملل، نباید از عملکرد مثبت برخی از همکاران سازمانی غافل بود که انگیزه و اراده انقلابی و داشته های علمی شان بر دستورات رایج و بروکراسی های جاری چربیده است، چرا که دیپلماسی فرهنگی کاری ست ذوابعاد و همیشه دستوری و اداری به سامان نمی رسد، ایمان و اراده و تخصص می طلبد، علم می خواهد و مهم تر از هر علمی، اسلام شناسی، تاریخ دانی، ادبیات شناسی و مطالعه فرهنگی منطقه ای که سازمان از این قافله جا مانده است! این ها محقق نمی شود مگر قلب سازمان (طرح و برنامه) خوب و بایسته بتپد.  برای اینکه بدانیم دیپلماسی فرهنگی از ابتدا تا به اینک در سامان فرهنگ و ارتباطات اسلامی چگونه مدیریت شده است، باید چند مسأله را به روش علمی بررسی کنیم: ۱- بررسی تخصص و رشته تحصیلی هر یک از مدیران و کارشناسان و انطباق آن با موقعیت شغلی. می دانیم که دستگاه های علمی اعم از حوزه و دانشگاه، نیروی انسانی دستگاه های اجرایی کشور را تامین می کنند. به عنوان نمونه بررسی شود چند درصد از کارکنان مراکز سازمانی در زمینه ای که در آن مشغول هستند تحصیل کرده رشته ای اند که یکی از دانشکده های کشورمان و یا خارج از کشور، دانشجو را برای چنان کاری آموزش می دهند.  ۲- تطبیق اساسنامه و شرح وظائف هر حوزه فعالیت وابسته، با روندها و عملکرد جاری، که کاری ست تخصصی و نظارت تخصصی نیز بر آن لازم است.  ۳- بررسی تناسب تخصص و ذوق و علاقه فرهنگی ماموران فرهنگی اعزامی به خارج از کشور، نسبت به شرایط فرهنگی محل ماموریت.  ۴- برآورد کمی و کیفی کارکنان هر بخش با توجه به مجموعه فعالیت ها و نتایج بدست آمده.  ۵- شیوه و نظام گزینش علمی و عمومی کارکنان برای جذب و استخدام.  ۶- بررسی فعالیت مجموعه مراکز وابسته سازمانی در داخل کشور (ستاد) و رایزنی های فرهنگی (صف) در تنظیم و حفظ تاریخ شفاهی فعالیت های فرهنگی. ۷- بررسی نظام آرشیو و بانک اطلاعات کتاب ها و نشریات منتشره به زبان های خارجی و پرونده علمی شخصیت های خارجی اسلام شناس و ایران شناس؛ و حوزه های مطالعاتی در زمینه های مذکور.  ۸- بررسی نظام تالیف و ترجمه و نشر کتاب برای خارج از کشور که پیشانی فعالیت هر نمایندگی فرهنگی است. ۹- بررسی کمی و کیفی دوره های آموزشی کارکنان.  ۱۰- بررسی کمی و کیفی سمینارهای تخصصی و نشست های علمی و نظام آرشیو آنها. ۱۱- ارزیابی سایت های تخصصی هر یک از مراکز از نظر محتوا و بروزرسانی مطالب و شاخص های کیفی یک سایت تخصصی. ۱۲- بررسی میزان و سطح مشارکت در نمایشگاه های بین المللی، ارتباط گیری با ایرانیان خارج از کشور، و تاثیرگذاری فعالیت های فرهنگی الکترونیکی و فناوری های نوین اطلاعاتی در حوزه های مختلف.  ۱۳ - بررسی نظام اداری و مالی از نظر بروکراسی اداری و پشتیبانی های مالی.