چسب و رزین پیوندانواع خودکار با کیفیت مناسب خوشنویسیفرچه غلطکیفروش سررسید 1400 | سررسید سلفونی …

انگیزه اسرائیل در حمله به تاسیسات هسته ای ایران
نویسنده: جان قروینیان دیپلماسی ایرانی: هر اتفاقی که در ساعت ها و روزهای آینده در درام پر مخاطب برنامه هسته ای ایران رخ دهد، یک مساله آشکار است و تغییر نمی کند: حمله آشکار اسرائیل به تاسیسات غنی سازی اورانیوم ایران در نطنز اگرچه بارها در رسانه های ایالات متحده به عنوان اقدامی با هدف «عقب راندن برنامه هسته ای ایران» منتشر شده، اما چنین چیزی نبوده است. هدف از این حملات اخیر اسرائیل به تاسیسات ایران عقب راندن ایران از پیشرفت در برنامه هسته ای نبود؛ بلکه برای عقب راندن دیپلماسی بود و این اولین مرتبه نیست که اسرائیل از این تاکتیک استفاده می کند. بیش از دو دهه است که اسرائیل تلاش می کند تا هر حرکتی را که ممکن است ایالات متحده و ایران در حهت حل اختلافات خود انجام دهند، از مسیر خارج کند و همواره درست در زمانی که گرم شدن روابط احتمالی قوی به نظر می رسیده، اقدام کرده است. شاید جذاب ترین وجه مشترک در همه این اقدامات این است که اسرائیل بیشتر از احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای که به دنبال آن نیست، از بهبود روابط واشنگتن و تهران احساس تهدید می کند. یک دلیل ساده برای این مساله وجود دارد. اسرائیل بهتر از همه می داند که ایران واقعا گرایشی به سلاح هسته ای ندارد؛ واقعیتی که نیویورک تایمز هم در مارس 2012 به طور کامل آن را اثبات و مستند کرده است. اما اسرائیل همچنین می داند که تصدیق این واقعیت یکی از مهم ترین موانع برای پایان خصومت ها بین آمریکا و ایران را از بین می برد و راه را برای بهبود روابط بین دو کشور باز می کند. این به نوبه خود احتمالا به تغییر شکل اساسی سیاست ایالات متحده در خاورمیانه از راه هایی منجر خواهد شد که اهمیت نسبی اسرائیل را برای آمریکا کاهش می دهد. از دیدگاه اسرائیل، فضای تنش و دشمنی مداوم بین ایران و ایالات متحده همراه با انزوا و مجازات شدید ایران به شکل تحریم های اقتصادی همیشه مطلوب ترین نتیجه است و یکی از راحت ترین راه ها برای حفظ این فضا، کسب اطمینان از باقی ماندن مساله هسته ای ایران به صورت یک مشکل همیشگی قلمداد می شود. از دیدگاه اسرائیل، حملاتی مانند آنکه اخیرا شاهد بودیم، به دلایل متعددی یک حرکت واضح، منطقی و استراتژیک است. چنین اقدامی واشنگتن را در یک موقعیت غیرممکن قرار می دهند. تیم بایدن اکنون دو گزینه اساسی در نحوه پاسخگویی دارد: می تواند یک بیانیه رسمی در محکومیت این حمله صادر و روشن کند که هیچ ارتباطی با آن نداشته است؛ اما اگر این کار را انجام دهد، به دلیل انتقاد از اسرائیل در داخل کشور با واکنش های شدیدالحن مواجه می شود. می تواند هیچ چیزی نگوید که از نظر سیاسی بسیار راحت تر است؛ اما این رویکرد هم با خطر ایجاد این تصور همراه است که آمریکا این حمله را تایید می کند یا حتی به نوعی در آن شریک بوده است. کاملا واضح است که معنای این امر برای مذاکرات هسته ای چیست. اگر کوچک ترین تصوری وجود داشته باشد مبنی بر اینکه آمریکا به نوعی به اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران «چراغ سبز» نشان داده، آنگاه ایران به حق ایالات متحده را به نداشتن حسن نیت در مذاکرات در وین متهم می کند. از این گذشته، سیاست رسمی دولت بایدن این بوده که متعهد به احیای توافق هسته ای 2015 است که دولت ترامپ در سال 2018 از آن خارج شد و این اواخر گام هایی نیز برای نشان دادن جدیت خود در این زمینه برداشته است. چه اتفاقی رخ خواهد داد اگر سایر اعضای 1+5 (بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین) تصور کنند که همه این اقدامات فقط یک دیپلماسی جعلی بوده و آمریکا قصد حمله به ایران را داشته است؟ البته دولت بایدن یک گزینه سوم نیز دارد و آن، این است که اطمینان بدهد در حمله مشارکت نداشته و آن را تایید نمی کند. اما این گزینه هم یک مشکل ناخوشایند در پی خواهد داشت. حمله در عرض چند ساعت پس از ورود لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده، به اسرائیل با هدف تقویت تعهد آمریکا به موضع دفاعی اسرائیل در منطقه، صورت گرفت. اینکه واشنگتن بخواهد اعلام کند از حمله برنامه ریزی شده تل آویو خبر نداشته، برای رئیس پنتاگون وجهه چندان خوبی ندارد. البته تصویر کلی تر در اینجا این است که اسرائیل می خواهد بازگشت آمریکا به برجام و حتی پیروی مجدد ایران از تعهدات در زمینه محدودیت های غنی سازی را پیچیده کند. به هر حال، موضع دولت جدید این بوده است که تنها در صورت بازگشت ایران به تعهداتش، به توافق باز خواهد گشت. اما وقتی تاسیسات هسته ای ایران به معنای واقعی کلمه مورد حمله قرار گرفته اند، چطور می توان از آن انتظار امتیازدهی داشت؟ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم دوست دارند در مذاکرات هسته ای کارشکنی کنند؛ اما فقط اسرائیل توانایی استفاده از چنین تاکتیکی را داشت. برای نمونه اگر عربستان سعودی به تاسیسات هسته ای ایران حمله می کرد، قانون گذاران دموکرات چنین اقدامی را که نشانه آشکار بی احترامی به سیاست خارجی رئیس جمهوری بایدن بود، محکوم می کردند. در حقیقت، اگر اسرائیل پشت این حمله باشد، از اهرم فشار منحصر به فرد خود بر ایالات متحده آگاهی داشته است. اگرچه اسرائیل عضوی از گروه مذاکره کننده 1+5 نیست، اما نشان داده که توانایی وتو یا تاثیرگذاری بر تصمیمات سایر اعضا را دارد. اسرائیل با برداشتن گام های تهاجمی علیه ایران که ایالات متحده قادر به جلوگیری از آنها نیست یا تمایلی به جلوگیری از آنها ندارد، در واقع یک صندلی کنار میز 1+5 برای خود به دست آورده است. شاید اگر این اتفاقات تازگی داشت، می شد آنها را حتی جالب توجه توصیف کرد؛ اما این روش کلی اسرائیل دست کم از اواخر قرن گذشته بوده است. منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34