تاکتیک ها و نقشه هایی که امریکا برای منطقه دارد
نویسنده: محمدرضا فرهادی، کارشناس ارشد مسائل منطقه ای دیپلماسی ایرانی: راهبردهای آمریکا همواره روند کلی و ثابتی را در گذشت زمان طی کرده، اما در این میان بعضی راهبردها دچار تغییر تاکتیکی شده اند و همین باعث تغییر روندها در مسائل منطقه ای شده است. پیشتر و بر اساس راهبردهایی تدوین شده، 6 راهبرد کلی در دستورکار آمریکا قرار گرفته است: - حمایت از منابع نفتی - حفظ منطقه به عنوان بازار مصرف - حمایت از هم پیمانان - تثبیت قدرت آمریکا (توازن قوا) - عدم شکل گیری هژمون منطقه ای - حفظ روابط با کشورهای هم پیمان منطقه ای این راهبردها اصول ثابت سیاست خارجی آمریکا در سطح منطقه ای است و در طول ادوار گذشته بعضی موارد دچار تغییراتی تاکتیکی شده و مکمل این راهبردها قرار گرفته اند. به همین منظور و برای پی بردن به راهبردهای جدید منطقه ای آمریکا در سطح منطقه به ویژه در دولت بایدن به موارد ذیل به عنوان راهبردهای کلی می توان اشاره کرد: - آرام سازی: با توجه به چالش های داخلی آمریکا همچون کرونا و به وجود آمدن شکاف های نژادی در این کشور، آرام سازی در دستور کار قرار گرفته است. البته این راهبرد مقطعی است و در آینده این روند تغییر خواهد کرد. - افزایش درگیری و جنگ نیابتی در منطقه: اصولاً دموکرات ها و خود شخص جو بایدن، رئیس جمهوری امریکا در ایجاد جنگ نیابتی در سطح منطقه ای نقش بسیار مهمی داشته اند. طرح تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد گروه های تروریستی نشات گرفته از همین رویکرد است که توسط دموکرات ها تدوین شده است. - اجماع سازی برای تسلط بر بحران: از آنجایی که آمریکا در بسیاری از راهبردها و طرح های خود در سطح منطقه شکست خورده است، برای کاهش هزینه ها و استفاده از ظرفیت های منطقه ای نیاز به ائتلاف سازی دارد. این ائتلاف سازی در مواقع ایجاد بحران ایجاد می شود. - بی ثبات سازی منطقه ای: این راهبرد بعد از شکست های اخیر آمریکا در سطح منطقه ای در دستور کار قرار گرفته است. دال مرکزی این راهبرد بر این امر استوار است که با خروج از منطقه باید سایر کشورها درگیر بحران های مختلف خودساخته شوند. این چهار راهبرد به عنوان دستورالعمل و دال مرکزی در راهبردهای جدید منطقه ای آمریکا شناخته می شوند. اما واشنگتن در هر حوزه ای بنا بر این چهار راهبرد سیاست های خود را طراحی کرده و در برخی حوزه ها با اصل قرار دادن این چهار راهبرد، برخی راهبردهای مکمل را اتخاذ کرده است. در بحث افغانستان، آمریکا راهبرد جدیدی را با عنوان " بی ثبات سازی" در دستور کار قرار داد که براساس آن گزاره "خروج با دستاورد" را تدوین کرد. بر اساس دو گزاره بی ثبات سازی و خروج با دستاورد آمریکا سه مولفه را در دستور کار قرار داد: الف)  سوق دادن افغانستان به سمت جنگ داخلی ب) درگیرکردن بازیگران دیگر همچون ایران، روسیه و چین در بحران احتمالی ایجاد شده از طریق جنگ داخلی ج) ایجاد فضای گسترده با توجه به خلاء امنیتی برای داعش آمریکایی ها به این تحلیل رسیدند که تنها جای ممکن برای درگیر کردن ایران، روسیه و چین در افغانستان است و تنها گروهی هم که می تواند در برابر طالبان صف آرایی کند، داعش است. به همین منظور تمام توان خود را بر احیا و حمایت از داعش قرار داده است تا از یک سو طالبان را با آن درگیر کند و از سوی دیگر فضا را برای ایجاد ناامنی در داخل افغانستان فراهم کند تا از این طریق سایر بازیگران را در پروژه "مشغول سازی" خود وارد کند. در مقطع فعلی آمریکا همین گزاره ها را به صورت گام به گام و تدریجی در حال پیاده سازی است. البته آمریکا از طریق راهبرد هرج و مرج سازنده در راستای پروژه دولت- ملت سازی که در افغانستان طی 20 سال گذشته آغاز کرده، به دنبال ایجاد یک دولت وابسته غربی است تا از این طریق تاثیرگذاری خود را در داخل افغانستان همچنان داشته باشد. این رویکرد در مراحل بعدی پیاده سازی خواهد شد و فعلا در دستور کار آمریکا قرار ندارد.