تشک رویال خوابستانآموزش تخصصی دف در تهرانپارستاب ریلکسی تاب راحتی صندلی تابینمایندگی فعال بیمه البرز کد 6152

زنگ ها برای محمد بن سلمان به صدا در آمده است
دیپلماسی ایرانی: هیئت حاکمه عربستان سعودی این روزها روزهای سختی را می گذراند. ملک سلمان بن عبدالعزیز که تلاش کرد پسرش را منصوب کند تا مسیر تازه ای را در عرصه سیاسی عربستان آغاز و پادشاهی را در خانواده خود متمرکز کند، این روزها با مخمصه سنگینی مواجه شده است که می تواند آینده سیاسی او و پسرش و نوادگانش را به خطر اندازد. به ویژه که محمد بن سلمان برای ترسیم مسیر جدید عربستان سعودی قلع و قمع سنگینی را در خاندان سلطنتی آغاز کرد و حتی برای این که ثابت کند عربستان عصر جدیدی را آغاز کرده، هیئت علمای این کشور که تحت نفوذ وهابیت است را نیز از سرکوب خود در امان نگذاشت تا آنجا که تلاش کرد به جهانیان القا کند که دیگر خبری از وهابیت در عربستان سعودی نیست و این جریان به تاریخ پیوسته است.  اما جناب ولیعهد این روزها به سختی شب را به صبح و صبح ها را به شب می رساند. روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده که تشنج و اضطراب بر فضای کاخ سلطنتی در ریاض حاکم است. خاندان سلطنتی از شخص شاه تا ولیعهد از این نگران هستند که خصومت آشکاری که دولت جدید امریکا در قبال عربستان در پیش گرفته است آغازگر سناریویی باشد که به کنار زدن محمد بن سلمان منجر شود و شاه 85 ساله آرزوی شاه شدن پسرش بر دلش بماند.  در بحبوحه جنجال قتل جمال خاشقجی، که فضایی سنگین از سراسر دنیا علیه ولیعهد عربستان ایجاد شده بود و از امریکا تا اروپا همگی علیه او موضع های سخت می گرفتند تا آنجا که در نشست گروه بیست با بی توجهی اکثر رهبران جهان رو به رو شد، محمد بن سلمان یک بار گفته بود فقط دونالد ترامپ می تواند مرا از این مخمصه نجات دهد. ترامپ هم تا زمانی که در کاخ سفید بود به کمک دامادش، جرد کوشنر، توانست او را از این مخمصه نجات دهد و برای مدتی پرونده خاشقجی را مسکوت بگذارد.  حالا ترامپ کنار رفته و دولت جو بایدن به صراحت اعلام کرده است که دیگر با ولیعهد ارتباط نخواهد داشت و تنها کانال ارتباطی‌اش با پادشاه خواهد بود. یعنی ساز و کار دوران ترامپ که همه چیز به دفتر ولیعهد ختم می شد پایان یافته است. همچنین گزارش رسمی نهاد امنیتی امریکا که نشان می دهد محمد بن سلمان دستور قتل خاشقجی را صادر کرده و بر روند قتل نظارت داشته، دوباره مخمصه ای که محمد بن سلمان از آن بیم داشت و فکر می کرد از آن نجات یافته دوباره زنده شده است. اکنون روشن است که روابط عربستان و امریکا دیگر همانند ماه عسل دوران ترامپ نخواهد بود. از همان روزی که جو بایدن در تبیین سیاست خارجی صد روزه خود گفته بود که جزء اولویت های سیاست خارجی اش پایان دادن به جنگ یمن است و از کنگره نیز خواست تا صادرات سلاح به عربستان را متوقف کند، روشن بود که کاخ سفید را کشتیبان دیگری آمده است که عربستان را دیگر یار غار همیشگی نمی داند. بایدن و تیم او نه ارتباطات خانوادگی با محمد بن سلمان و اطرافیانش دارند و نه اصولا تمایل دارند به شیوه ترامپ این نوع ارتباط به وجود آید.  این روزها رسانه های امریکایی صحبت از کنار رفتن محمد بن سلمان می کنند و حتی رقبای او را به میان می کشند، افرادی مثل محمد بن نایف که ولیعهد نسبت به او حساسیت ویژه ای دارد، چرا که ارتباطات عمیقی با هیئت حاکمه امریکا دارد و دوستان ذی نفوذی در این کشور دارد که با آمدن بایدن مجددا به عرصه سیاست در امریکا بازگشته اند. در این میان بسیاری از کارشناسان از جمله دیوید ایگناتیوس، کارشناس برجسته امریکایی بر این باورند که دوران فاصله گرفتن ایالات متحده از عربستان سعودی و راندنش به فهرست کشورهای عادیِ دارای رابطه با واشنگتن، نه کشور متحد استراتژیکی که باید برای حفظش هزینه داد، آغاز شده است. ایگنتیوس در یادداشتی که در روزنامه واشنگتن پست نوشته است در این باره تاکید می کند که «مدتی است که عربستان نه تنها اهمیت خود را برای امریکا از دست داده بلکه به یک کشور هزینه ساز برای واشنگتن تبدیل شده است که باید دیر یا زود از دستش خلاص شد.» این دوران از زمانی آغاز شد که ایالات متحده در تولید نفت به سطحی رسید که از یک سو بخش عمده ای از واردات نفت را دیگر خود تامین می کرد و از سوی دیگر نفت های جایگزینی را به جای نفت عربستان برگزید، تولیدکنندگانی مثل عراق، مکزیک و کانادا این روزها بیش از عربستان سعودی به ایالات متحده نفت صادر می کنند. واردات نفت امریکا از عربستان در ماه ژانویه امسال به صفر رسید. حالا چه خواهد شد؟ بدیهی است که قطعی روابط میان واشنگتن و ریاض خیالی بیهوده است. عمق روابط دو کشور ریشه دارتر از آن چیزی است که بتوان تصور کرد این دو کشور به دشمنان هم تبدیل شوند. دولتمردان هر دو کشور از عمق نفوذ یکدیگر در عرصه سیاسی و بین المللی و اقتصادی آگاهند و به خوبی می دانند که نمی توانند از هم به این آسانی ها دل بکنند. اما به نظر می رسد سردی روابطی را میان دو طرف به زودی شاهد باشیم.  بسیاری احتمال می دهند که عربستان سعودی دوری امریکا از خود را با نزدیکی به چین به عنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی بالقوه و همچنین اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی – سیاسی (هر چند غیرقابل اعتماد) جبران کند. البته عربستان می داند نزدیکی به اسرائیل هزینه های بسیاری دارد، ولی چه بسا ممکن است در محاسبات خود به این نتیجه برسد که برای حفظ بقا ناگزیر باشد این هزینه را ولو سنگین بپردازد. شاید این مساله خود هدفی ثانویه برای ایالات متحده نیز باشد که همواره از برقراری روابط کشورهای جهان با اسرائیل حمایت کرده است. همچنین احتمالا عربستان با خفت بیشتری مجبور شود به جنگ یمن پایان دهد. البته احتمالا امتیازاتی که عربستان خواهد داد فهرستی طولانی را شامل خواهد شد. از جمله ممکن است شاهد تغییر مهره ها در هیئت حاکمه عربستان باشیم. روزهای آینده پاسخ بسیاری از پرسش ها را خواهیم گرفت.