میز کار تمام استیلآموزش خصوصی و مشاوره کارشناسی بدنه …دسته گل مصنوعی عروسفرچه غلطکی

اشتباه سرویس های امنیتی در تربیت اپوزیسیون احمق
نویسنده: محمدمهدی بندرچی، کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای دیپلماسی ایرانی:  السّلامُ عَلَیکِ یا مَولاتی یا أمَّ المَصائِب یا عَقیلَهَ بَنی هاشِم یا زَینَبُ  چرا تا هنوز زینب را سنگ باران می کنند؟ سادات غیرتی ممکن است قلم از دستم بستانند. چه می شود کرد ای آل فاطمه وقتی دشمن بیگانه آنقدر احمق است که نبض براندازی را به آل ابوسفیان سپرده است؟ بازهم حمله به عاشورا بازهم تازیانه بر پیکر دختر غَیرتُ الله و مگر می شود مصیبت مادر مصائب پس از چهارده قرن تمام شود؟ هیهات! در این کشاکش عقیده ها آیا دلیل دارد کسی تا بکوشد در سرزمین علیّ وَلیُّ الله جای پایی برای دشمنان آل فاطمه باز کند؟ اگر نظام امنیتی ایران رسماً مذاکره می کرد تا با کمک نیروهای CIA و موساد اپوزیسیون را فریب دهد بیش از این سیرت زشت رویان بر کف مرداب نمی آمد. آزادی های یواشکی به فحاشی های علنی علیه پیکر نیلگون و تازیانه خورده عمّه سادات رسیده است. نمی دانم خدا را شکر کنیم چونان که امام سجّاد (ع) می کرد بر آن که دشمنان ما همان احمقان هستند یا بنالیم که بار الها چرا این مظلومیت را پایانی نیست؟! اگر مدبّران تدابیر امنیتی کاری کرده اند تا براندازان باز به مظلوم ترین بانوی رشید تاریخ حمله ور شوند واقعاً ما را خبر کنند که بدانیم نقشه ای در انداخته اند. اگر این چنین نیست که قاعدتاً نیست، باید به قامت نظام امنیتی بیگانگان خندید که نه دیروز فهمیدند پیکر صدپاره سلیمانی برای مردمی که شهادت کرامت آنان است مایه سرشکستگی نیست و نه اکنون می فهمند که پرورش جوجه افعی های زشت در لانه مرغ نمی تواند ایمان به مقام عصمت بانوان آل محمد را در هم بشکند. اینجا ممکن است حریم حجاب را بشکنند ولی مباد آن ساعتی که حریم دختر علی (ع) و فاطمه (س) تهدید شود. براندازان آنقدر مفلوکند که حتی ارزش واکنش نیز ندارند. مطلب واضح است. هرکس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند. همانگونه که شمشیرهای نابرابر و تازیانه های آل زیاد را پایانی نیست، مدافعان از حرم رسول خدا نیز آخری ندارند. هنوز صدای حسین (ع) به گوش شیعه می رسد که : هَل مِن ذابّ یذُبُّ عَن حَرم الرّسُول؟ هیچ مدافعی نگفت فرمانده ما خامنه ای یا سلیمانی است وقتی تیغ خویش به پاسداری از حریم دختر پیغمبر (س) آهیخت. شعار کُلّنا عبّاسُکِ یا زَینَب بر جبهه و بازوی مسافران راه شهادت، شعر امتداد عاشورای شصت و یک هجری تا صبح أنا بَقیَّتُ الله را به است. زینب که زینت پدر است. حتی سه ساله ای که کنج خرابه لانه کرد، آستانه به خاک افتادن سرداری است که دشمنانش او را سلطان خاورمیانه معرفی می کردند. ای کاش می شد مشاهده کرد زمانی را که بزرگتر از قاسم شهید هم بر آستان دختر کربلا استغاثه می کنند و به این افتقار و چاکری صور افتخار سر می دهند. حال افسران اطلاعاتی بیگانه می خواهند ما را آگاهی دینی ببخشند تا زبان تلخ یک ماشین فرسوده سخن از شترسواری آزاده ترین اسیران بگوید؟ این است تلمبار تجربیات امنیتی آنها؟ منحنی یادگیری در این سازمان ها چطور خمیده شده که از قیام تنباکو تا امروز نفهمیده اند حساب دین را از مدعیان سیاسی دیانت جدا کنند و انگشت از اشاره به سوی مقدسات فرو گیرند!؟ انگار کسروی ها هنوز نمرده اند و حکمی زاده ها امروز هم در پی اسرار هزارساله اند. خمینی ها هم همیشه زاده می شوند تا برای رسول خدا سربازی کنند. کشف الأسرار یک رساله غیرقابل تکرار نیست. جمال أبهی را تنها موسوی اردبیلی نمی نگارد. قیام برای خدا که حزب و قوم و سرزمین نمی شناسد. زمان را هم نمی شود منجمد کرد. مطهری های همیشه روی شاخسار فکر نغمه شهادت می خوانند و دانه از خرمن طباطبایی ها بر می چینند. ایران بیشه شیران و چکاد عقابان و گلزار بلبلان باغ حسینی است. فقط این ما هستیم که تصمیم می گیریم چقدر با دو کاروان حق و ضلال همراه شویم. یادم نمی رود سال 88 که زبان تدریس می کردم در موازات کلاس بحث سیاسی هم داشتیم. دانشجویی داشتم که در خواجه نصیر مکانیک خوانده بود و تحت تأثیر جو اصلاحات می زیست. شبی مبلغی از مسیر را با هم آمدیم. آخرش جناب مهندس گفت ما این نظام را سرنگون می کنیم ولی اسم شما را به یادمان نگه می داریم و مثل شیخ فضل الله حسابتان را می رسیم. بی ادبی شاگرد و معلمی بماند. "اینها" می خواستند برای ایران آزادی به ارمغان بیاورند؟ بسیاری از آنها در دولت مستقر به کار برگشتند و این دو خیزش خونبار سراسری واکنشی دردناک به مدیریت آنها بود و خون هایی که بر زمین جاری شد نتیجه عمل همان آزادیخواهان. ما که نخ عمامه شیخ فضل الله هم نیستیم اما شاید تقلید از او بهانه ای برای خدا بشود تا به شفاعت شهیدی سترگ از نار جهنم رهایی یابیم. آیا آزادی خواهان خشن هم مفتخرند که راه ربایندگان مشروطه را می پیمایند؟ اتفاقاً اگر خودمان اپوزیسیون داشته باشیم احتمال موفقیت و بخت یاری ایرانیان را ارتقا داده ایم. اپوزیسیون بیگانه ساخته را چه کار می توانیم کنیم؟ مجبوریم ساکت بنشینیم یا چاره ای دیگر پی بگیریم که اسلام را از نو بدون بازی های کریه سیاسی اجرا کنیم و اول شرط آن پاکدامنی و تربیت نفس برای کسب صداقت و آزادگی است. چگونه می توانیم آزادی بخواهیم در حالیکه مربی این آزادی های یواشکی قاتل آزادی های مذهبی برای اکثریت مطلق دینی است؟ به قول دکتر یزدی که نوشته بود در سیستان زیر رگبار ناگهانی مسلسل ها واقع شدیم چون شاکی بودند رسانه ملی به معاویه توهین کرده است. چطور می خواهیم ثبات به کشور بیاوریم در حالیکه یکی پیشوایی زنانی را به عهده دارد که مصمّمند به زینب کبری (س) اهانت کنند و این گامی از برنامه اصلاح فرهنگ دینی است؟! این اگر به قدرت برسد که از حجاریان و تاجزاده دهه شصت هم ترسناک تر خواهد بود.