از طرفه عکس یادگاری تا طفره از تعهدات برجامی
دیپلماسی ایرانی: اتحادیه اروپا دهه سوم هزاره سوم با چند چالش اساسی از جمله برگزیت ؛ کرونا و تشتت داخلی در موضوع مهم امنیت و دفاع با عنوان خودمختاری راهبردی آغاز نموده و شرایط بسیار سختی را بویژه پس از خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان و توافق نظامی و تجاری استرالیا؛ انگلیس و آمریکا در کنار وضعیت مبهم از سرگیری مذاکرات برجامی تجربه می نماید. در همین راستا جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت به تضعیف موقعیت این اتحادیه در صحنه جهانی هشدار داده و می گوید که نگران از دست دادن نقش اتحادیه اروپا به عنوان بازیگر کامل در عرصه جهانی و تبدیل شدن از یک نهاد سیاسی به یک ابزار است. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا معتقد است اروپایی‌ها به طور فزاینده‌ای با خطر تبدیل شدن به یک ابزار به جای بازیگر در امور بین‌المللی مواجه بوده و به جای شکل دهی حوادث، به واکنش به تصمیمات دیگران می‌پردازند؛ چرا که در حال حاضر دو گرایش در جهان وجود دارد که اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد که نخست، سیاست‌های آمریکا و متحدانش برای مهار چین و دوم، پویایی چند قطبی بازیگرانی نظیر روسیه است که سعی در گسترش حوزه نفوذ خود دارند و چنین اقداماتی اغلب باعث محدود شدن منافع اتحادیه اروپا همانطور که در سوریه، لیبی و مالی روی داد، شده است. واقعیت این است که با تشکیل ائتلاف جدید امنیتی بین انگلیس، آمریکا و استرالیا زمزمه تشکیل ارتش مستقل اروپا تقویت شده است؛ اما با توجه به اختلاف نظرها و رقابت‌های درون اتحادیه اروپا و پرهیز از برانگیختن حساسیت آمریکا تحقق این امر بی دردسر نخواهد بود. در واکنش به این تصمیم دول شریک راهبردی ناتو؛ آقای بورل  سران این اتحادیه را فراخواند تا از تشکیل نیروهای مسلح خود حمایت کنند که این نیروهای مسلح در رقابت با ناتو نبوده بلکه مکمل این ائتلاف خواهند بود. واقعیت این است که از طرفی در دوره دونالد ترامپ و تحقیر ناتو این فکر قدیمی که اتحادیه اروپا نیاز به یک ارتش نیز دارد بین اعضای آن قوت گرفت و اگر چه با رفتن ترامپ و آمدن بایدن نیز با امیدهایی در دل اروپایی‌ها زنده کرد ولی در در نهایت نتیجه‌ای ملموس برای رفع نگرانی های امنیتی و دفاعی اروپا نداشت و از سوی دیگر گفتگوی بایدن با پوتین بدون حضور نماینده ای از اروپا، خروج آمریکا از افغانستان بدون مشورت با اروپا و اعضای ناتو و سرانجام ضربه آخر یعنی تشکیل پیمان کشورهای انگلیسی زبان آمریکا، انگلیس و استرالیا موسوم به آکوس دیگر حجت را بر اتحادیه اروپا تمام کرد که نمی‌توان به آمریکا به عنوان یک متحد استراتژیک تکیه کرد. اتحادیه اروپا  از سال ۱۹۵۷ با ایجاد سازمان‌های اقتصادی و بازار آزاد تجاری آغاز شد؛ اما همگرایی در مسائل سیاسی و امنیتی تا چندین دهه با مشکلات فراوانی همراه بود. بحران‌های بعد از فروپاشی شوروی به خصوص ضعف در تصمیم‌گیری سریع و عدم انسجام در مواجهه با جنگ های بالکان موجب شد تا اتحادیه اروپا وادار به تغییر رویکرد شده و در معاهده ماستریخت در ۱۹۹۳ سیاست خارجی مشترک ارتقای جایگاه یافت و تکامل بعدی سیاست خارجی واحد اروپایی در سال ۲۰۰۹ با پیمان لیسبون اتفاق افتاد که بر اساس آن نهادی با عنوان مقام عالیرتبه اتحادیه اروپا برای روابط خارجی و سیاست امنیتی شکل گرفت. این نهاد در عمل نوعی وزارت خارجه یا نهاد دیپلماتیک برای اتحادیه اروپا است.که بیش از 114 نمایندگی در جهان دارد. کاترین اشتون اولین مسئول این نهاد بود که در سال ۲۰۱۴ جای خود را به فدریکا موگرینی داد که عکس یادگاری اش با نمایندگان مجلس شورای اسلامی بنوعی سوژه ای تاریخی بویژه برای اصولگرایان در تهران شد. موضوع مهم این که یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا نقش‌آفرینی در موضوع برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و تلاشش برای رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی بوده‌است چراکه این توافق تا به امروز بزرگترین دستاورد دستگاه مذکور پس از ناکامی‌های اخیرش محسوب می‌شود. اتحادیه اروپا در چندین سال مذاکرات که منجر به توافق هسته ای شد، نقش میانجی گری مهمی ایفا کرد و حتی می توان بروکسل را عامل آغاز روند مذاکره و همکاری واشنگتن دانست. با این حال، نمی توان آن را به عنوان بازیگری که به درستی دیدگاه خود را پیش برده و در روند رویدادها تاثیر گذاشته، قلمداد کرد. این ناتوانی ذاتی اتحادیه اروپا برای اجرای یک ابتکارعمل مستقل در راستای منافع آن، با خروج آمریکا از برجام کاملا نمایان شد که هر گاه صحبت  از استقلال در راهبردهای کلان باشد، اتحادیه اروپا جایگاه چندان معتبری ندارد.  اکنون با روی کار آمدن دولت سیزدهم و ایجاد  تغییرات ماهوی در مدیریت دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکره کننده هسته ای که اولویت را بر مذاکره نتیجه محور در چارچوب زمانی مشخص و الزام اجرای تعهدات متقابل بنا نهاده است؛ مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی هم چنان برای احیای برجام و بازگشت آمریکا به مذاکرات تلاش می کند؛ البته برجام که زمینه را برای مشارکت عمیق تر ایران و اتحادیه اروپا فراهم و منافع مهم ایران و اروپا را برآورده می کرد با خروج آمریکا از این معاهده به توانایی اتحادیه اروپا مبنی بر اجرای تعهداتش به شدت آسیب زد. و بر کسی پوشیده نیست که علیرغم اظهارات مکرر مقامات اروپایی مبنی بر حمایت و تعهد اتحادیه اروپا از برجام، اقداماتی که اتحادیه برای محافظت از خود در برابر تحریم های آمریکا انجام داده چندان در حفظ روابط اقتصادی با ایران موثر نبوده است؛ چرا که  اتحادیه اروپا در عمل به تعهدات اقتصادی در برجام بعد از خروج آمریکا از توافق موفقیتی نداشته؛ امری که موجب شد تا  ایران از ماه مه 2019 شروع به عقب نشینی تدریجی از تعهدات خود کند و در واقع عملکرد ضعیف اتحادیه؛ بسیاری از محدودیت های این نهاد به عنوان یک بازیگر جهانی را بر ملا کرد. به هر حال از سویی اتحادیه در مقاطع مختلف سعی نموده نقش بارزی با هدف حفظ بازار مصرف و بهره گیری  از نفت و گاز ایران در رویکرد کاهش انحصار روسیه و چین و برجسته نمودن بازیگری اش در تحولات خاور میانه در موضوع برجام ایفاء نماید؛ نقشی که تا حدودی با ظرفیت و اراده جدی سیاسی بروکسل فاصله دارد و از طرف دیگر  با توجه به شرایط متغیر در قاره سبز؛ اختلافات کنونی آمریکا و اتحادیه اروپا همزمان می تواند چالش و فرصت برای طرفین باشد و اگر چه مذاکرات هفته پیش معاون بورل و معاون سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان به نتیجه ملموسی برای تدوین نقشه راه ادامه مذاکرات نرسیده؛ هم چنان باید در انتظار بود تا با برگزاری دور جدید مذاکرات به تصویر جدیدی از دورنمای برجام دست یافت و کلام آخر این که سفر دوره ای وزیر دفاع آمریکا به کشورهای اروپایی در عین حال که هدف تقویت تعاملات درون ناتویی را دنبال می نماید حتما" نیم نگاهی هم به موضوع برجام و نوع کنشگری این کشورها خواهد داشت موضوعی که باید مورد مداقه جدی متخصصین امر قرار گیرد.