نویسنده: کوری شایک دیپلماسی ایرانی: دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا بر این باور است که راهبرد ایرانی اش در حال جواب دادن است. دولت او برخلاف دولتِ خویشتندار باراک اوباما که صرفا نگران تلافی ایران نسبت به متحدان و منافع امریکایی بود، توانست در راهبرد ایران اختلالاتی ایجاد کند. با این حال سیاست ها چندان هم موفقیت آمیز نبوده اند. خوب ببنیم چه چیزهایی تغییر کرده است. دوستان و متحدان ژنرال سلیمانی هنوز هم در خدمت ایران هستند. همچنان موشک ها در نزدیکی سفارت ایالات متحده آمریکا در بغداد فرود می آیند. ایران به سمت ساخت سلاح هسته ای حرکت می کند و زمان مورد نیاز برای دستیابی به آن به سرعت در حال کاهش است. راهبرد دولت دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران شش جزء اساسی دارد: خروج از توافق هسته ای، اعمال فشار حداکثری، تشویق اروپا به عدم پایبندی به برجام یا از سرگیری توافق با ایران، ترور ژنرال سلیمانی به عنوان معمار اصلی آنچه غرب فعالیت های بی ثبات کننده ایران در منطقه می داند، مدیریت پتانسیل تنش پس از ترور ژنرال سلیمانی و تقویت اعتراضات در داخل ایران برای نامشروع جلوه دادن حکومت. ایران از بهار سال گذشته وارد فاز تشدید تنش با ایالات متحده شده و از آن موقع تا کنون متهم به انجام اختلالاتی در نقل و انتقال انرژی در خلیج فارس و همچنین حمله به پالایشگاه نفتی آرامکو در عربستان سعودی شده است. همچنین ایران در اقدامی که امریکا را در بهت فرو برد پهپاد امریکایی را سرنگون کرد. در تابستان گذشته ایالات متحده به هیچ یک از تحرکات ایران در چند ماه اخیر پاسخ نداد. یکی از دلایل تعجب آور ترور این بود که دولت امریکا به خاطر آن اتفاقات و حملات به ایران پاسخ نداده بود پس چه شد ناگهان دست به این ترور زد. متحدان آمریکا بیشتر مشتاق بودند که ایالات متحده بازدارندگی ش را دوباره احیا کند. به این ترتیب آنها به ایران نشان می دادند که حملات نظامی عواقب نظامی دارد. بعد از ترور ژنرال سلیمانی ایران اقداماتی را در انتقام از این رفتار غیرقانونی امریکا در پیش گرفته است. از جمله حمله به پایگاه امریکایی ها در عین الاسد عراق که گفته می شد مدیریت ترور ژنرال سلیمانی از آنجا انجام شده بود. با این حال هشدار دهنده ترین واکنش ها به ترور سلیمانی هنوز اتفاق نیفتاده است. خشم مردم ایران از ترور ژنرال سلیمانی تنها پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی کاهش یافت. به نظر نمی رسد ایالات متحده در موقعیتی باشد که بتواند بر تغییر رفتار یا تغییر نظام در ایران سرمایه گذاری کند. ایرانی ها نسبت به حکومت خود متعصبند، هر چند بر سر بسیاری مسائل از جمله موضوعات اقتصادی از دولتمردان خود شکایت دارند. این نظریه که چطور می توان ناامیدی بین مردم ایران را به سرنگونی حکومت مستقر هدایت کرد، هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. از سوی دیگر پس از ترور ژنرال سلیمانی، عراق ممکن است حق حضور نیروهای آمریکایی را لغو کند و یا تعداد آنها را کاهش دهد. این کار اثربخشی مبارزه با داعش یا ایران را کاهش خواهد داد. این در حالی است که ایالات متحده در طرح امنیت دریایی خود در خلیج فارس و اقیانوس هند نیز با وجود تلاش های بسیاری که در این زمینه می کرد موفق نبوده است و کشورهای اندکی به طرح پاسبانی دریایی به رهبری ایالات متحده پیوستند. نکته نگران کننده اینجاست که بیشتر متحدان ایالات متحده متعهد به اعزام نیرو برای ائتلاف رقیب به رهبری فرانسه شدند. اتحادیه اروپا و دولت ترامپ اهدافی متضاد در مسیرهایی متفاوت دارند. اروپایی ها بیشتر طرفدار رویکرد اوباما هستند. برای اتحادیه اروپا به رهبری سه اقتصاد بزرگ که از متحدان نزدیک ایالات متحده به شمار می روند، ایجاد ساز و کاری برای دور زدن تحریم ها، واقعا شگفت آور است. هر چند اتحادیه اروپا امکان اعمال دوباره تحریم های اقتصادی را افزایش داده، اما این کار را به خاطر بازگردان ایران به توافق هسته ای و نه به خاطر همکاری با ایالات متحده انجام داده است. در مجموع، سیاست های ترامپ توانسته تا حدودی رویکرد ایران را آشفته کند، اما این به معنی پیشرفت ایالات متحده در رسیدن به اهدافش نیست. هزینه های متنوعی که ایالات متحده در سال های اخیر متحمل شده را نمی توان نادیده گرفت. منبع: آتلانتیک / تحریریه دیپلماسی ایرانی