آموزش تخصصی پیانو و کیبورد در تهرانپارسنمایندگی رسمی فروش کلیه محصولات …فروش لوله مقواییآموزش تخصصی تار و سه تار در تهرانپارس

چرا توجه روسیه به ترکیه بیش از ایران است؟
نویسنده: ایمان صمدی نیا، پژوهشگر اقتصاد سیاسی بین الملل دیپلماسی ایرانی: همکاری ایران و روسیه، همواره در میان همکاری و رقابت در نوسان بوده و تفاوت در اهداف و منافع، علت اصلی آن است. با این حال، همکاری های مشترک این دو قدرت منطقه ای در سوریه، نقش بسیار زیادی در سیاست خارجی هر دو کشور داشته و به یکی از مسائل و چالش های اصلی هر دو کشور تبدیل شده است. راز رقابت منطقه ای ایران و روسیه و دشمنی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران به علت حضور در سوریه، بر هیچ کس پوشیده نیست. چند ماهی نگذشته که سفیر اسرائیل در مسکو، در مصاحبه با پایگاه خبری TASS، از حضور روسیه و کنترل نیروهای ایران برای جلوگیری از تجاوز به اسرائیل دفاع کرد. او همچنین گفت که روسیه و اسرائیل درگیری مذاکرات پیچیده ای حول محور«حضور نیروهای ایران برای تهدید اسرائیل» هستند و به نتایج بسیار«رضایت بخشی» دست یافته اند. از طرفی بنا بر گزارش موسسه سیاست و استراتژی ، جنگ میان ایران و اسرائیل، هیچ گونه نگرانی برای روسیه به وجود نمی آورد مگر آن که منافع روسیه تحت تاثیر قرار گیرد.  نمی توان انکار کرد که دعوت روسیه و ترکیه از ایران برای حضور در نشست آستانه 2017 و گفت وگوهای آن، تلاشی از سوی مسکو و آنکار برای فشار به تهران برای عقب نشینی از مواضع سرسختانه خود بوده است. فشارهای ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، حملات متعدد اسرائیل به پایگاه های ایران و برخی از دلایل دیگر، ایران را نیازمند روابط بهتر با روسیه کرده و این قضیه موضع مسکو را در مواجهه با تهران قدرتمندتر کرده است.  مواضع تهران و مسکو یکی از مهم ترین اختلافات دو کشور در حوزه سوریه، نوع نگاه به بحران سوریه است. نقش سوریه در سیاست خارجی ایران، کاملا استراتژیک است و همکاری های نزدیک میان ایران و سوریه، اهرم قدرت نیروهای منطقه ای وابسته به ایران را فعال نگه می دارد. در حالی که نگاه روسیه را می توان تا حدود زیادی تاکتیکال دانست؛ چون روسیه منافع یا اهداف بلندمدت خاصی برای حضور در سوریه ندارد و صرفا منافع کوتاه مدت، ابزاری برای چانه زنی دیپلماتیک و احیای وجهه بین المللی شوروی سابق را می توان از مصادیق حضور روس ها در این کشور برشمرد. همچنین به نظر می رسد که روسیه و ترکیه با توجه به تضعیف اقتصادی ایران به علت تحریم ها، هدف قرار گرفتن پایگاه های ایرانی توسط اسرائیل و کاهش قدرت عمل نیروهای وابسته به ایران در عرصه میدانی، سعی در بی اعتنایی به ایران در موضوع سوریه دارند و موضوع سوریه را امری دوجانبه می انگارند. با توجه به نقش فزاینده روسیه و ترکیه در سراسر جهان از جمله تنش های لیبی، جنگ آذربایجان – ارمنستان، افزایش حضور اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی و روابط با آمریکای لاتین و طرح کمربند و جاده چین، می توان گفت موضوع سوریه به ابزاری برای چانه زنی و مبادله امتیاز بین دو کشور تبدیل شده است. منطقی است که نقش عامل سوم دراین مبادلات حدالامکان کم رنگ تر شود. البته دو عامل پنهان دیگر نیز در این قضیه وجود دارد که در نگاه اول شاید توجه چندانی را جلب نکند. عامل اول، روابط اقتصادی پررنگ آنکارا – مسکو است که تجارتی بالغ بر 20 میلیارد دلار را شامل می شود و به علت مازاد تجاری بیش از 18 میلیارد دلاری مسکو، این قضیه اهرمی را در روابط دوجانبه روسی – ترکی ایجاد کرده است. عامل دوم، جمعیت 12 درصدی مسلمانان ترک تبار مقیم روسیه است که به شدت از سیاست های آنکارا و حتی ریاض حمایت می کنند و با توجه به اینکه حجم عظیمی از اقتصاد روسیه در دستان تاجران ترک تبار و چچن است، از قدرت اقتصادی خوبی نیز در این کشور بهره مندند. به همین دلیل، روسیه از عربستان سعودی نیز در نشست های چندجانبه دعوت به عمل آورده است و به واسطه روابط خود با آنکارا و ریاض، با معارضان سوری نیز روابط بسیار بهتری نسبت به ایران دارد.  با این حال، با روی کارآمدن بایدن و تجدید فشار تحریم ها بر روی مسکو و ترکیه می توان انتظار داشت که فعالیت های منطقه ای این دو بازیگر قدرتمند دست خوش تغییراتی به نفع ایران شود. زیرا اولویت مسائل جهانی، به فراخور رخدادهای پساترامپ، تحولات بسیاری را شاهد بوده است. به هر روی، تهران و مسکو کماکان از دولت قانونی سوریه و رئیس جمهور بشار اسد حمایت می کنند و دولت این کشور روابط نزدیک خود را با هردو کشور ادامه می دهد. احیای برجام، افزایش رشد اقتصادی سوریه، حضور نیروهای متعهد به ایران در نظام سوریه، احیای پایگاه های ایرانی در این کشور و تضعیف تروریست های باقی مانده می تواند برگ برنده ایران در رخدادهای آتی سوریه باشد. ایران نیز البته برای حفظ و افزایش قدرت خود در سوریه، علاوه بر افزایش توجهات خود به مقوله دیپلماسی اقتصادی با مسکو و دمشق، بایسد روابط فرهنگی خود را با مسلمانان چچن و تاتار روسیه گسترش دهد. ساختار نیروهای منطقه ای خود را برای افزایش قدرت منطقه ای، بازسازماندهی کند و راهبرد مقاومت فعالانه را در قبال اهداف خود در سوریه دنبال کند.