در اقتصاد سیاسی قرن بیستویکم، یارانه انرژی دیگر یک متغیر بودجهای ساده یا صرفا ابزار تثبیت قیمت محسوب نمیشود، بلکه به گره راهبردی تلاقی سه حوزه بنیادین حکمرانی تبدیل شده است: نظام رفاه اجتماعی، معماری مالی دولت و مسیر گذار اقلیمی. دولتها امروز نه با مساله صرفِ هزینه انرژی، بلکه با چگونگی طراحی نهادی انتقال رفاه در شرایط محدودیت کربنی، فشارهای مالی و نابرابری اجتماعی مواجهند. خطا در این طراحی میتواند همزمان به تشدید نابرابری، اتلاف منابع عمومی و قفلشدن ساختار مصرف در الگوی پرکربن بینجامد. از …