مهدی برزین- اگرچه نظریه «زیباییشناسی شکست» و تقدیس ویرانهها در قرن بیستم جذابیت فراوانی یافت، اما نباید فراموش کرد که این تنها نیمی از حقیقت است. در برابر مثلثی که بر گسست و ویرانی تاکید داشتند، سنتِ فلسفی قدرتمند دیگری وجود دارد که هنر را نه آینه شکست، بلکه تجلی «کمال» و «تمامیت» میداند. در این نگاه، هنر وظیفه ندارد که صرفاً تکههای شکسته واقعیت را بازتاب دهد، بلکه رسالت آن، ترمیمِ زخمهای تاریخ و ارائه تصویری از انسانِ ممکن و مطلوب است.