حدود پنجاه سال پیش، وکیلی جوان که نماینده یکی از بانکها بود، وارد دفتر معاون حسابرس شهر نیویورک شد و سوالی را مطرح کرد که تا آن زمان به ذهن هیچکس خطور نکرده بود. پرسش او درباره «اوراق قرضه پیشبینی مالیاتی» بود؛ اوراقی که شهر برای جبران کسری بودجه و پرداخت بدهیهایش منتشر میکرد. او بیپرده در اینباره پرسید: «انتظار دارید چه مقدار مالیات دریافت کنید؟» پاسخ، صادقانه اما نگرانکننده بود: «به اندازه کافی؟ نه، هرگز! »