در دهههای اخیر، حوزه انرژی در ایران به یکی از پیچیدهترین و در عین حال راهبردیترین عرصههای حکمرانی تبدیل شده است. نفت و گاز دیگر صرفا منابع درآمدی نیستند، بلکه به متغیرهای تعیینکننده در امنیت ملی، سیاست خارجی، پایداری اقتصادی و حتی انسجام اجتماعی بدل شدهاند. با این حال، پرسش بنیادین این است: چرا با وجود انباشت تجربه تاریخی، سرمایه انسانی قابلتوجه و دسترسی به دانش تخصصی، تصمیمگیریهای انرژی در ایران همچنان گرفتار تکرار خطاهای ساختاری است؟