فرض کنید نظریه زیر را درباره توسعه اقتصادی مطرح کنم: ریشه اصلی توسعه اقتصادی، ظرفیت اجتماعی است. جوامع بسیار توسعهیافته، از ظرفیت اجتماعی عظیمی برخوردارند که شواهد آن را میتوان در دستاوردهای بیشمارشان دید. جوامع عقبمانده فاقد ظرفیت اجتماعیاند و این امر در مشکلات فراوان آنها آشکار است. احتمالا چندان تحتتاثیر قرار نمیگیرید. در نگاه نخست، این نظریهای دوری و بیحاصل به نظر میرسد که چیزی را توضیح نمیدهد: چرا اوضاع در کشور «الف» اینقدر خوب است؟ چون ظرفیت اجتماعی بالایی دارد. از کجا میدانیم …