وقتی مادر شدم، در دفتر کارم را بستم. نه شعار میدهم، نه اعتراضی دارم و نه میخواهم دراماتیکبازی دربیاورم. فقط لازم بود در زمان کمتر، کار بیشتری انجام دهم و درهای باز، آدمها را به گفتوگوهایی دعوت میکنند که وقت زیادی میگیرد؛ چیزی که من دیگر در اختیار نداشتم. پیش از تولد دخترم، استاد دانشکده کسبوکار بودم و در دفترم را بهعنوان بخشی از باور حرفهای خودم نیمهباز نگه میداشتم. گفتوگوهایی که در راهروها صورت میگیرند، ایدهها را شکل میدهند، حسن نیت و اعتماد انباشته میشود و مسیرهای شغلی ساخته …