اگرچه تحلیل ماهیت این دور از مذاکرات و بررسی دقیقتر موانعی نظیر «بحران اعتماد» و فرصتهای کلانی همچون «بازگشت به زنجیره ارزش جهانی» از اهمیت بالایی برخوردار است، اما نگارنده با این فرض عملیاتی پیش میرود که روند گفتوگوها به نتایجی مثبت، پایدار و قابل اجرا منجر میشود. درواقع مساله اصلی امروز «آیا توافق حاصل میشود یا خیر» نیست، بلکه این پرسش حیاتی است که: «اگر توافق حاصل شد، ما چگونه آماده هستیم تا از آن استفاده کنیم بدون اینکه در دام بیثباتیهای ساختاری بیفتیم؟»