من شاگرد بینقصی نبودم. نه به این خاطر که کنجکاو نبودم. به این خاطر که مدل یاد گرفتنم فرق داشت. اینکه یک جا بنشینی، جوابها را حفظ کنی و منتظر نمره بمانی، برایم بیمعنی بود. این زندگی واقعی بود که برایم معنا داشت. آنجا بود که فهمیدم دنیا واقعا چطور کار میکند. زندگی واقعی، جواب را دودستی تقدیم تو نمیکند بلکه به تو چیزهای دیگری میدهد. مثل موقعیتها، آدمها، فشارها و پیامدها. در زندگی واقعی، به تو برنامه درسی نمیدهند. اطلاعاتت کامل نیست و وقتت محدود است. مجبوری تصمیم بگیری، با پیامدهایش زندگی …