در اغلب دورههای رکود و نااطمینانی اقتصادی، رفتار بسیاری از سازمانها شباهت قابلتوجهی به یکدیگر پیدا میکند؛ پروژههای توسعهای متوقف میشوند، استخدامها کاهش مییابد، هزینههای بازاریابی محدود میشود و در نهایت بودجه آموزش و توسعه کارکنان نیز در فهرست هزینههای قابل حذف قرار میگیرد. این رویکرد در نگاه نخست منطقی به نظر میرسد. هنگامی که جریان نقدینگی تحت فشار قرار میگیرد، مدیران ناگزیرند هزینههایی را کاهش دهند که بازگشت سرمایه آنها فوری و قابل مشاهده نیست.