هارد 146و 300 گیگابایت اچ پی / …اخذ تضمینی اقامت اروپامقاوم سازی ساختمان frpتعمیر تخصصی دستگاه و شارژ تضمینی …

همه خدمتکاران مادربزرگ را پیرزنی دیوانه و مجنون می‌دانستند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : خاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶، هر شب منتشر می‌‌شود. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در سرویس تاریخ «انتخاب» منتشر شده بود. سرویس تاریخ «انتخاب»: متن کامل خاطرات ۷۱ تا ۷۶ (که به صورت اختصاصی در «انتخاب» منتشر می‌شود) در زیر آمده است     سال ۱۳۷۱ساعت هفت به دفتر رفتیم. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. براى شرکت در ملاقات هیأت افغان با رهبرى، به دفتر آیت‌الله خامنه‌اى رفتم. پس از ملاقات، باهم به فرودگاه رفتیم. در بین راه، مذاکرات مفیدى دربارة افغانستان و همکارى با شیعیان و مسایل پَشتون و فارس و سفر ایشان به اُزبکستان و تاجیکستان و نوع کمک‌ها داشتیم.بعد از مصاحبه در فرودگاه، آنها با بدرقه رسمى به سوى مشهد عزیمت کردند. در مراجعت، دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امورخارجه]، با ماشین من آمد و گزارش سفر به نیویورک را داد؛ این‌گونه فهمیده است که آمریکایى‌ها از ادعاهاى امارات متحده عربی [در خصوص جزیره ابوموسی]، حمایت جدى نمى‌کنند. از ملاقات با وزیر امور خارجه انگلیس راضى است.[آقای عبیدالله عبدالرزاق‌اُف]، وزیر امور خارجه اُزبکستان آمد. نامه آقای [اسلام]کریم‌اُوف، [رییس‌جمهور اُزبکستان] را آورد. قرار شد که او تا آخر ماه جارى به تهران بیاید. عصر [آقای مهدی کرباسیان]، رییس سازمان تأمین اجتماعى آمد. گزارش داد و براى امور بانکى و سرمایه‌گذارى استمداد کرد. آقاى [ابوالفضل] توکلى بینا، [مشاور رییس‌جمهور در امور اصناف] آمد. گزارش اصناف را داد. از وزارت بازرگانى انتقاد کرد و براى کمک به شیعیان پاکستان، مطالبی گفت.[آاقای ذاکرجان وزیراُف]، وزیر معارف تاجیکستان آمد. نامه آقای اسکندرُف، کفیل ریاست‌جمهورى را آورد و درخواست اسلحه کرد.گفتم مى‌دهیم، به شرط آنکه وسیله انتقال مطمئن باشد که کشف نشود. دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. براى دادن اسلحه به تاجیکستان نظر خواست. دربارة سفرم به سمنان هم صحبت شد.تا ساعت هشت‌ونیم شب کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. آقای [حسین] شیخ‌الاسلام، [معاون وزیر امورخارجه]، دربارة صدور بیانیه‌اى براى پاسخ به امارات متحده عربی، تلفنى مشورت کرد.     سال ۱۳۷۲[آقای علی محمد بشارتی]، وزیر کشور آمد. گزارشى داد از وضع نیروهاى انتظامى و شهردارى‌ها و برنامه‌اى که براى کنترل و فعال کردن آنها دارد. از اینکه حکم رهبرى در مورد جانشینى [فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی] ضعیف است، گله کرد. در مورد تعویض رییس پلیس تهران و بعضى استاندارها صحبت شد؛ گفتم با اظهارات تند، روحیه شهردارى‌ها را ضعیف نکنند، ولى مراقبت جدى براى جلوگیرى از خودسرى‌ها بشود و تکیه بر انتخابى‌کردن شهردارى‌ها باشد.آقاى کاشان، [معاون بانک مرکزی] آمد. گزارش مذاکرات از آلمان دربارة مهلت بیشتر براى پرداخت تعهدات معوق را داد؛ راضى است. قرار شده تا دو ماه دیگر کشورهاى آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و... اقدام کنند.آقاى [عبدالله] عقبایى، [فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ] آمد. از برخوردهاى وزیر کشور گله کرد و از خدماتش گفت. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به استان خوزستان و پیشرفت‌هاى بازسازى را داد و براى اعتبار بیشتر استمداد کرد.آقایان [محمدعلی] تسخیرى، [علی] لاریجانى و [سید محمد] صدر، از شوراى عالى تبلیغات آمدند. گفتند جریان گذشته کارشان به بن بست رسیده و تصمیم گرفته‌اند، تحرک را در سازمان زیرنظر وزیر ارشاد داشته باشند و مدیریت سازمان هم مشاور [وزیر] باشد؛ پذیرفتم و قول حمایت دادم. عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. شب آقای آقازاده، [وزیر نفت] از ژنو خبر داد که کویتى‌ها بدخلقى مى‌کنند. براى تکمیل کار تصمیمات خوبى گرفته شده و لازم است که من با امیر کویت صحبت کنم؛ فوراً به وزارت امورخارجه گفتم ترتیب مذاکره تلفنى داده شود که ساعت هشت شب به نتیجه رسید. صحبت گرمى داشتیم و پذیرفت که باعث به هم خوردن توافق اوپک نشوند. خوشبختانه همه مسایل حل و تصمیمات مناسبى اتخاذ شد که امید است، قیمت نفت را اصلاح کند.     سال ۱۳۷۳تا ساعت ده و نیم صبح کارها را انجام دادم. دکتر [محمدحسین] عادلى آمد. اولین ملاقات بعد از رفتن از بانک مرکزى بود. اصرار دارد در سمت معاونت اقتصادى [رییس‏ جمهور] کار کند. گفتم باید آقای [محسن] نوربخش را هم راضى کنیم. پیشنهاد قائم‏ مقامى وزیر معادن و فلزات را نپذیرفته است؛ حتى ترجیح مى‌دهد عنوان مشاورت من را با یک مسئولیت دانشگاهى داشته باشد. آقاى غزالى آمد. پیشنهاد کرده‏‌ام در وزارت اطلاعات مسئولیتى بگیرد؛ قرار شد بپذیرد. مایل است ارتباط ویژه‏اى هم با من در آن سمت داشته باشد.آقاى آشیخ ‏عباس پورمحمدى آمد. تأکید داشت که به وضع امنیتى منطقه رفسنجان و کرمان بیشتر توجه کنیم.مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. طرح حل مشکل اراضى موردتجاوز از جنگل و مراتع در دستور بود. شوراى نگهبان با مصوبه مجلس مخالفت کرده و به مجمع آمده است؛ با نظر مجلس موافقت کردیم، با امتیازات اضافى. نتیجه این شد که این‏گونه اراضى که از سال 1348 تاکنون، به نحوى مصرف‏ شده و مجوز قانونى براى اجاره یا خرید ندارد، زیر نظر کمیسیون با اجاره یا فروش، از بلاتکلیفى بیرون آید.تا ساعت چهار و نیم بعد از ظهر کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. درگزارش‌ها، مذاکرات [بوریس]یلتسین، [رییس‏ جمهور روسیه] و [بیل] کلینتون، [رییس‏ جمهور آمریکا] مورد توجه است و معلوم است که یلتسین تسلیم فشار آمریکا براى لغو قرارداد فروش سلاح به ایران نشده؛ فقط وعده داده که علاوه بر قرارداد چیزى ندهد.     سال ۱۳۷۴در منزل بودم. وقت به استراحت و مطالعه دربارة کشورهای مورد سفرم، ویتنام، فیلیپین و بنگلادش‏ گذشت. در گزارش‌ها، امضای قرارداد خودگردانی بین فلسطین و اسراییل و کودتا در کشور کومور مهم است.     سال ۱۳۷۵صبح گروه‌هاى شرکت‏کننده در اُلمپیادهاى دانش‌آموزی، همراه با اساتید و خانواده‌‌ها آمدند. دکتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، گزارش داد. جایزه‌هاى آنها را دادم: کامپیوتر و سکه. برایشان در اهمیت دانش و دانشمند و لزوم تقویت دستاوردهاى درخشان صحبت کردم.آقاى [مصطفی] میرسلیم، [دبیر شورای‏عالی انقلاب فرهنگی] آمد و خواست، مصوبة شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در مورد تبدیل مؤسسات آموزشى نوع دوم به نوع اول، ابلاغ نشود تا در مورد هویت و وضع آنها بررسى شود؛ موافقت کردم. آقاى مهندس [اکبر] تُرکان، [وزیر راه و ترابری] آمد. گزارش وضع آزادراه‌هاى دردست ساخت و طرح‌ها را داد. براى تشویق بانک‌ها به سرمایه‌گذارى استمداد کرد و براى تبدیل خطوط راه‏آهن دیزلى به برقى و اجازه انتقال بخشى از اعتبارات راه‏ آهن زاهدان -کرمان اجازه گرفت.[آقای محمدرضا هاشمی گلپایگانی]، وزیر فرهنگ و آموزش عالى، همراه معاونان و رؤساى دانشگاه‌ها آمدند. دربارة کمبود اعتبارات توضیحات دادند. آقاى [حمید] میرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، ضمن اعتراف به کمبود، بخشى از خواست‌هاى آنها را پذیرفت که عمدتاً در اثر بالابردن حقوق کارکنان دولت در سال‏جارى پیش‏آمده است.عصر با دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای‏عالی امنیت ملی]، در مورد [نامزدی در انتخابات] ریاست‏جمهورى آینده صحبت شد. مذاکراتش با رهبری را گزارش کرد و استنباط داشت که موافقت صریح نبوده؛ گرچه مخالفت هم نبوده و با توضیحات من، قانع شد که مخالفت ندارند، ولى تردید از این جهت دارد که اگر [جامعه] روحانیت مبارز و جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم، هر دو از رقیب حمایت کنند، به ضرر اوست و از این جهت، هنوز مُردد است. شب جلسه شوراى عالى امنیت ملی داشتیم. قرار شد براى برگشت [جلال] طالبانى، [رهبر اتحادیه میهنی] به کردستان عراق کمک شود و اگر دولت فعلى افغانستان و آقاى [عبدالرشید] دوستُم و [محمدکریم] خلیلى هم بخواهند در مقابل طالبان مقاومت کنند، حمایت‏شان نماییم. شام را میهمان من بودند. دیروقت به خانه رسیدم.     سال ۱۳۷۶بعد از نماز، همراه محافظان براى کوه نوردى رفتـیم. در همـان دره دارآبـاد، از نیمـه راه بـه شاخه دیگرى از دره رفتیم. در کنار آبشارها و چشمه هاى کبوترخانـه و چـال آبـشار مگـس توقف کردیم. با ماژیک روی سنگ یادگـاری نوشـته بودنـد. در مراجعـت از دره دیگـرى آمدیم. در مسیر، با تعدادى از مردم متفرقه که بـه کـوه آمـده بودنـد، احـوال پرسـى کـردم؛ معمولاً از کاسب هاى بازار بودند و از رکود نامناسب بازار و اقتصاد کشور از فـرش و خانـه و مصالح ساختمانى و ... شکایت داشتند؛ کم کم این ادعا به تواتر مـى رسـد. در جـایى چنـد نفر در آب سرد، آبتنى مى کردنـد. رفـتن، یـک سـاعت و چهـل دقیقـه و برگـشتن، یـک ساعت و ده دقیقه طول کشید. در خانه، بعد از استحمام و صبحانه، بخشی از خاطرات سـال 1360 را بـراى آمـاده شـدن جهت چاپ مطالعه کردم. جالب و یادآور خاطرات و مسایل سال هاى اول انقـلاب اسـت. فکر مى کنم، خیلى مورد استقبال قرار گیرد. خوشبختانه اصلاح کمى می‌طلبد. معمولاً عـین عبارات را تأیید مى‌کنم. آقاى سید صادق الحسینى لبنانى و خانواده‌اش و خانواده شهید صالح الحـسینى آمدنـد. از مصاحبه‌ام که درباره مسأله فلسطین راه حلی ارایه داده‌ام تعریف کرد و گفت، مورد توجه محافل بین المللى و غربى قرار گرفته است. یادم آورد که تصمیم به تأسیس حـزب‌الله لبنـان، چند سال پیش در منزل من ، در ملاقات با او و ابوهشام گرفته شد که بـراى همـین موضـوع آمده بودند و من تأیید کردم و از امام هم اجازه گرفتم. سپس آقاى [علی اکبر] محتشمى کـه سفیر [ایران در سوریه ] بود، نماینده امام در این مورد شد. در مورد مسایل شهردارى تهـران اظهار نگرانى‌کردند و گفتند، مردم از این برخوردها ناراضی‌اند و خشمگین. خبرنگار است. به دفتر کوشک رفتم . تا عصر به ها مطالعه بولتن‌ها و کتـاب اسرار الـصلاة امـام گذشـت. بـه خانه آمدم. در اخبار، مسأله امضاى قرارداد استحصال گاز پارس جنوبى ما با شرکت توتـال و شرکتهای گاز روسیه و مالزى مورد توجه است و آمریکا را عصبانی کرده. کار بزرگى است، با بیش از دو میلیارد دلار هزینه. در زمـان مـسئولیت مـن، توافـق شـد و پـس از تهیـه مقدمات، دیروز به امضا رسید. آتش‌ سوزى وسیع و کـم نظیـر جنگـل هـاى انـدونزى مهـم اسـت کـه حتـى بـا اسـتفاده از امکانات کشورهاى پیشرفته خاموش کننده، متوقف نشده و امروز گفته مى‌شود که آتش بـه اعماق معادن زغال سنگ منطقه سرایت کرده و مشکل عمیقتر شده است لینک کوتاه کپی لینک