در این نوشتار به تأسی از نوشته قبلی که در اکو ایران به انتشار رسید، قصد آن را دارم که به بررسی افسانه هگل بپردازم. یکی از دلایل کژ فهمیها از هگل از این افسانه ها نشأت میگیرد. مهمترین سویه از این کژ فهمیها از هگل سیطره مارکسیسم بر هگل است. این سیطره چنان به روایت رسمی تبدیل شده است که موضوعات مطرح شده از سوی هگل فراموش شده است و قرائت مارکسی از وی به جد دنبال میشود. نمونه نقدهای کارل پوپر به هگل ناشی از همین سیطره است. در واقع آنچه که پوپر به نقد آن پرداخته است نه فلسفه هگل که قرائت مارکسی از …