چرا «مگنا کارتا» منشورِ آزادی است، اما «حقوقِ بشر» انتزاعی است که راه به بردگی میبرد؟
سر راجر اسکروتن در سفر فکری ما را به سال ۱۲۱۵ میلادی و چمنزارِ «رانیمید» (Runnymede) میبرد؛ جایی که بارونهای انگلیسی، شمشیر بر گلویِ پادشاه (جان) گذاشتند و امضای «مگنا کارتا» (Magna Carta) را از او گرفتند. اسکروتن در کتاب «انگلستان: یک مرثیه» به ما میآموزد و این را توضیح میدهد که آزادیِ واقعی، نه در اعلامیههای پرطمطراقِ جهانی، بلکه در توافقاتِ خاکی، مشخص و تاریخی نهفته است.