اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

واکنش‌ها به گزارش «الف.ذ» علیه «ع.ت»؛ دعوای خودی‌ها
به گزارش اکوایران، هک شدن سایت خبرگزاری فارس، غروب جمعه (11 آذر) با نفوذ به برخی سرورهای این خبرگزاری توسط گروه هکری «بلک ریوارد» انجام شد و در نتیجه، این سایت یک روز و نیم از دسترس خارج شد و هنوز هم برخی امکانات آن از جمله جست‌وجو و کامنت‌گذاری در آن با اختلالاتی مواجه است. «بلک ریوارد» اعلام کرد 250 ترابایت اطلاعات را از سرورهای فارس در اختیار گرفته و به مرور اسناد آن را منتشر خواهد کرد؛ اسنادی که از روز بعد از عملیات هک، کم‌کم در قالب فایل‌های صوتی، ویدئو و بویژه بولتن‌های مکتوب منتشر شد و از سوی رسانه‌های خارج از ایران «فارس‌گیت» نام گرفت. برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور تعدادی اسناد و اطلاعاتی را منتشر کردند که گفته شده در قالب بولتن‌هایی محرمانه برای فرمانده کل سپاه آماده شده بود و در آنها اطلاعات و نقل‌قول‌هایی دیده می‌شود که با روایت‌های رسمی تفاوت دارد و رسانه‌های منتشرکننده می‌گویند اطلاعاتی موثق است، اما خود خبرگزاری فارس می‌گوید این بولتن‌ها صرفا بر اساس «رصد شنیده‌ها»ست. خبرگزاری فارس در بخشی از توضیحاتی که درمورد هک شدنش منتشر کرده، اصلِ وجود چنین بولتن‌هایی را تأیید کرده، اما نوشته است: «جزوه مربوط به رصد شنیده‌های محافل رسانه‌ای، شایعات فضای مجازی و ادعاهای رسانه‌های بیگانه که امکان صحت‌سنجی آن برای خبرنگاران فارس میسر نبود، جهت بهره‌برداری رسانه‌ای و خنثی‌سازی شایعات آرشیو شده یا برای آگاهی برخی مسئولان و موثرین ارسال می‌شد. این جریان رسانه‌ای (رسانه‌های خارج از کشور) از این مطالب به‌عنوان اخبار سری نامبرده و در مواردی با تغییر و مخدوش کردن برخی عبارات و واژه‌ها مطالب جعلی را به‌عنوان خبر و سند جلوه داده است.» با وجود اینکه این خبرگزاری عملا اصل بولتن‌ها را گردن گرفته و تنها درمورد موثق بودن یا نبودنِ داده‌های موجود در آن دست به تکذیب و توضیح زده، امروز (15 آذر) سخنگوی قوه قضائیه گفته «چیزی که نشان دهد بولتن‌ها در ارتباط با سازمان و ساختار خبرگزاری فارس باشد، دریافت نکرده‌ایم. یکی از افراد شاخص این رسانه اقداماتی را در خبرگزاری صورت داده و اخبار و اطلاعاتی را آشکار و پنهان و بدون صحت‌سنجی و استعلامِ لازم، جمع‌آوری کرده و مرتکب این اقدام شده که این فرد به موجب قرار صادره از ناحیه مرجع قضایی هم‌اکنون در بازداشت است و با توجه به حساسیت موضوع، تحقیقات در این رابطه ادامه دارد و بعد از آن اصل ماجرا مشخص خواهد شد؛ اما آنچه الان قطعی است، این است که این بولتن‌ها به سازمان خبرگزاری فارس یا مجموعه ارزشی و خدمتگذار سپاه ارتباطی ندارد.» اشاره سخنگوی قوه قضائیه به بازداشت «عباس توانگر» است؛ فردی که به عنوان قائم مقام خبرگزاری فارس شناخته می‌شود و طی دو روز گذشته خبر بازداشت او از سوی برخی رسانه‌ها منتشر شد، تا اینکه دیشب بخش خبری 20:30 صداوسیما گزارشی علیه او و بولتن‌های فارس منتشر و از او با نام «ع.ت» و به عنوان «خبرنگار فارس» یاد کرد. تهیه این گزارش بر عهده کسی نبود جز «آمنه سادات ذبیح‌پور»؛ یعنی همان خبرنگاری که پیش‌تر خبرگزاری فارس از او تقدیر کرده بود. بلافاصله بعد از پخش این گزارش، واکنش‌های منفی برخی فعالان رسانه‌ای اصولگرا در فضای مجازی سرازیر شد و در رأس آنها، یکی از مدیران خبرگزاری فارس بود که ضمنِ ذکرِ نام کاملِ فردِ بازداشت‌شده - به‌جای استفاده از اختصار و مخفف - گزارش صداوسیما را «دروغ» و خبرنگار صداوسیما را «دروغگو» خواند. علی‌اکبر غلامی در توئیتر نوشت: «با توجه به شناختی که از حاج عباس توانگر دارم، حتما وظیفه شرعی دفاع از ایشان بر گردنم است و با وجود انتقاداتی که به ایشان در حوزه خبر دارم و داشتم، گزارش صداوسیما را دروغ می‌دانم و به ذبیح‌پور و هرکسی که به او گفته این گزارش را کار کند، دروغگو می‌گویم.» واکنش‌ها به همین ختم نشد و برخی خبرنگاران نزدیک به جریان اصولگرا از جمله تعدادی از کسانی که سابقه همکاری با خبرگزاری فارس را در کارنامه دارند، علیه گزارش صداوسیما و تهیه‌کننده گزارش، توئیت زدند. اواسط دی‌ماه 1398 یعنی کمتر از دو ماه بعد از اعتراضات آبان 98، خبرگزاری فارس با حضور مدیرعامل این مجموعه از «آمنه سادات ذبیح‌پور» با عنوان «خبرنگار فرهیخته و انقلابی» تجلیل کرد و در لوح تقدیرش، خبرنگاران فارس را «همسنگران» خانم ذبیح‌پور نامید. با یادآوری این تجلیل و تقدیر، مصطفی وثوق‌کیا که تا چند ماه قبل مدیرکل اخبار فرهنگی خبرگزاری مهر بود و در برخی رسانه‌ها از او به عنوان یکی از کارکنان تحریریه فارس نام برده شده، در توئیتر نوشت: «آمنه سادات ذبیح‌پور جواب تقدیر چند سال قبل در خبرگزاری فارس رو داد. یادمه در روزنامه که بودم در برابر اصرار مدیران برای گزارش مثبت از اقدامات این خانم کلی مقاومت کردم و این کار را نکردم، ولی دوستان عجول تقدیر کردند و این طور جواب گرفتند». خبرنگار صداوسیما در گزارش خود گفته «آمارهای موجود در این بولتن‌ها با رویدادهای ایران چندان همخوانی ندارد» و این بولتن «باب میل رسانه‌های خارجی نوشته شده است». ذبیح‌پور همچنین اطلاعات این بولتن‌ها را به عنوان «مخلوطی از اطلاعات جسته و گریخته دریافتی در جلسات خبریِ برخی مدیران کشور»، «تحلیل و برداشت شخصی» و «اطلاعات غلط» توصیف کرده و گفته «این شخص خاص پیش از جنجال اخیر نیز به علت اشتباهات زیادش مورد اعتراض قرار گرفته بود و حالا ع.ت هم‌اکنون در بازداشت است تا انگیزه‌های او از این اقدام و بولتن‌سازی و جعل اخبار مشخص شود». شاید همین جمله‌بندی‌ها و ادبیات گزارش موجب شده واکنش‌ها علیه آن بیشتر شود. علی غفاریان - مدیرمسئول صراط نیوز - با هشتگ «دنیای بی‌رحم» در توئیتر نوشته است: «چه کسی فکرش را می‌کرد آمنه سادات ذبیح‌پور با آب و تاب نریشن گزارش مربوط به بازداشت و اقدامات عباس توانگر را در اخبار 20:30 بخواند؟!» یکی دیگر از اعضای پیشین تحریریه فارس هم در توئیتر نوشته «ایشالله یه روز خبر پخش بشه، عکس آمنه ذبیح‌پور رو محو کنن بهش بگن الف.ذ!» و یکی دیگر هم نوشته «اینکه خانم آمنه سادات ذبیح‌پور به آقای عباس درویش توانگر سردبیر اسبق و قائم مقام فعلی خبرگزاری فارس و قائم مقام سابق خبرگزاری تسنیم می‌گوید "خبرنگار" فارس، علاوه بر تحقیرآمیز بودن، یک ناراستی محسوب می‌شود.» درمورد این بولتن‌ها و ادعاهایی که درباره «شخصی» و «غیرسازمانی» بودن آن‌ها بیان شده و حتی برخی از اصل و اساس وجود آن را تکذیب کرده‌اند، پرسش‌های زیادی می‌توان مطرح کرد؛ از جمله اینکه چطور است که خود خبرگزاری فارس اصل داستان را تأیید کرده و برخی در خارج از این خبرگزاری آن را رد می‌کنند؟ اگر این مساله اینقدر حساسیت‌برانگیز و غیرموثق بوده، چطور تاکنون جلوی آن گرفته نشده است؟ چطور یک بولتنِ شخصی در سِرورهای یک سازمان مهم مانند خبرگزاری آپلود شده است؟ چه نیازی به بولتن‌هایی است که صرفا بر اساس «شنیده‌های یک شخص» تهیه شده است؟ برخی از بولتن‌ها خطاب به مقامات عالیرتبه امنیتی نوشته شده است؛ آیا به دست مقامات رسیده و هیچ واکنشی نداشته‌اند؟ اساساً هر خبرنگاری می‌تواند «بولتن‌سازی» کند و برای مقامات بفرستد و آب هم از آب تکان نخورد؟ چرا برخی اظهارنظرها درباره این بولتن‌ها، این‌همه متناقض است؟ این سوالات و سوالاتی دیگر در این رابطه، نیازمند پاسخگویی شفاف است؛ نیازی که اصلا معلوم نیست چند درصدش ممکن است برآورده شود. فعلا فضا به سمت دعوای «همسنگران» دو رسانه و حامیانشان رفته و به نظر می‌رسد «خودی»ها خیلی از هم دلخورند!