اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

چرا پوتین این لحظه را برای برخورد با غرب انتخاب کرده است؟
به گزارش اکوایران، تنش میان روسیه و غرب بر سر بحران اوکراین به سرخط رسانه‌های بین‌المللی در هفته‌های گذشته مبدل شده است. فرید زکریا، تحلیل‌گر برجسته مسائل بین المللی با انتشار یادداشتی در روزنامه واشنگتن‌پست با عنوان «پوتین به دقت شانس‌ها را محاسبه کرده: در حال حاضر آن‌ها به نفع او هستند»تلاش داشته تا به بررسی انگیزه‌های پوتین در این مسئله بپردازد. پوتین چه می‌خواهد؟ ولادیمیر پوتین چه می‌خواهد؟ این پرسشی است که واشنگتن به سختی پاسخی برایش می‌تواند پیدا کند، چرا که امریکایی‌ها به ندرت خود را در جایگاه دیگران قرار می‌دهند. اخیرا دیمیتری ترنین در فارن افرز و چاوسوفسکی در فارن پالسی سرنخ‌هایی از ماجرا را به ما می‌دهند. هر دو اذعان دارند پوتین از سال ۱۹۹۹ نه از سر بی پروایی بلکه حساب‌شده در قدرت باقی مانده است. در واکنش به توسعه‌طلبی ناتو به نوشته ترنین، پوتین از زمان به قدرت رسیدنش شاهد چهار موج توسعه طلبی ناتو بوده است و اقدامات نظامی پوتین عموما در واکنش به وقایع و نه ابتکار عملی بزرگ از سوی او بوده است. در سال ۲۰۰۸ میلادی، پس از اقدام گرجستان مبنی بر بازپس‌گیری منطقه جدایی‌طلب اوستیای جنوبی، پوتین نخستین واکنش خود را نشان داد. در سال ۲۰۱۴ میلادی، پس از قیام عمومی در اوکراین موسوم به میدان که به خلع قدرت از ویکتور یانوکوویچ منتهی شد، روسیه دست به اقدام نظامی زد. مداخله نظامی مهم دیگر روسیه در منطقه‌ای رخ داده که به طور سنتی جزئی از حوزه امنیتی اصلی این کشور محسوب نمی‌شود -یعنی سوریه- و بدین ترتیب عملیات نظامی روسیه محدود و عموما از طریق نیرو‌های هوایی صورت گرفته است. در قضیه حمله به اوکراین، ابتدا پوتین در پی تطمیع کی‌یف از طریق پیشنهاد اعطای یک وام ۱۵ میلیارد دلاری و کاهش نرخ گاز صادراتی به این کشور بود تا در عوض اوکراین توافق ارتباط با اتحادیه اروپا را لغو کند. امضای این توافق توسط یانوکوویچ موجب بروز اعتراضات در اوکراین و در نتیجه فرار یانوکوویچ از کشورشد. در این شرایط بود که پوتین با حمله به جزیره کریمه آن‌جا را به خاک فدراسیون روسیه ضمیمه کرد. در مدار مسکو طی سال‌های اخیر، پوتین در تلاش بوده تا ولادیمیر زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین را وادار به مصالحه پیرامون منطقه دونباس در شرق اوکراین -که بیش‌تر روسی‌زبانان اوکراین در آن‌جا ساکن هستند- کند تا به توافقی دست یابد. حتی پوتین سعی داشت از طریق آلمان زلنسکی را نسبت به پذیرش همه‌پرسی پیرامون استقلال شرق اوکراین مجاب کند. طیف متنوع و گسترده‌ای از رهبران روس، از الکساندر سولژنیتسین محافظه‌کار تا میخائیل گورباچف اصلاح‌طلب لیبرال، اساسا اوکراین را وابسته و متعلق به مسکو می‌دانند. دو رئیس‌جمهوری اول اوکراین با وجود آن‌که سعی در تثبیت استقلال تازه به دست آمده کشورشان بود، سعی داشتند فاصله بیش از حدی از مسکو نگیرند. براساس یک پیمایش در سال ۲۰۰۱، در حدود سی درصد جمعیت کشور زبان اولشان روسی بود. در گریز از چنگال مسکو مسئله اصلی پوتین اینست که اوکراین با حرکتی تدریجی  در حال گریز از چنگال روسیه است. طی یک دهه گذشته، اوکراین کشوری مستقل‌تر، دموکراتیک‌تر و نزدیک به غرب شده است. در مقابل، غرب نیز به طور فزاینده‌ همکاری‌ها و کمک‌هایش به کی‌یف را گسترش داده است. در این شرایط، احتمالا پوتین هم نسبت به این واقعیت آگاه است که حمله مستقیم به این کشور موجب وضعیتی می‌شود که او بیش از هر چیزی از آن هراس دارد: اوکراینی که به طور مداوم ضد‌روسیه باقی خواهد ماند. در نتیجه، او به دنبال اینست که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها را وادار به پذیرش این کند که عضویت اوکراین در ناتو گامی بیش از حد و نوعی زیاده روی خواهد بود. و البته این‌که او می‌خواهد از این بابت اطمینان حاصل کند که کی‌یف در درازمدت روابط خوبی با روسیه خواهد داشت -که البته منظور پوتین از رابطه خوب، رابطه‌ای محترمانه و همراه با تبعیت و اطاعت کی‌یف از کرملین است. در ارتباط مستقیم با منافع ملی روسیه برای غرب، اوکراین یک موضوع خوب محسوب می‌شود، اما در استراتژی کلانش مسئله‌ای محوری به شمار نمی‌آید. در مقابل، برای پوتین مسئله اوکراین در ارتباط مستقیم با منافع ملی روسیه قرار دارد. اوکراین در همسایگی روسیه قرار داشته و روابط عمیقی با آن کشور دارد. پوتین می‌تواند راه‌های زیادی برای فلج کردن، تضعیف و ناکارآمد نگه داشتن اوکراین پیدا کند. ترنین پیش بینی کرده اگر مذاکرات مسکو با ناتو به جایی نرسد، احتمالا روسیه استقلال دو ناحیه دونتسک و لوهانسک در شرق اوکراین را که جدایی‌طلبان در آن جمهوری‌های خودمختار تشکیل داده‌اند را به رسمیت خواهد شناخت –رویکردی که پیش از این مسکو در قبال گرجستان هم همین رویه را در پیش گرفت و استقلال دو بخش اوستیای جنوبی و آبخازیا را به عنوان کشور‌های مستقل برسمیت شناخت. چرا الان؟! لحظه مناسب برای نمایش قدرت با این وجود، سئوال اینست که چرا اکنون پوتین این را کار انجام می‌دهد؟ احتمالا او معتقدست ناتو در حال برقراری یک اتحاد عملی با کی‌یف است. همزمان پوتین آگاه است که این لحظه مناسبی برای نمایش قدرت روسیه است. در زمانی که سراسر جهان به شکل فزاینده‌ای درگیر یک بحران انرژی است، روسیه در حال تثبیت جایگاه خود در مقام یک ابر قدرت در حوزه انرژی است. قیمت انرژی در سراسر جهان در حال افزایش است، اما شاید هیچ نقطه‌ای در جهان به اندازه اروپا با افزایش قیمت انرژی مواجه نشده است. قیمت گاز طبیعی که توسط اکثر اروپایی‌های برای گرم کردن خانه‌های شان مورد استفاده قرار می‌گیرد در سال ۲۰۲۱ میلادی بیش از ۴۰۰ درصد افزایش یافت. با این وجود، در سالیان اخیر اکثر کشور‌های اروپایی تولید گاز خود را متوقف کرده و قادر به افزایش سطح انرژی‌های تجدیدپذیر نیز نیستند تا بتواند جای منابع انرژی تجدیدناپذیر را بگیرد. نتیجه آن‌که اروپایی‌ها به شدت به گاز روسیه وابسته هستند. در همین حال، اوکراین سالانه ۲.۵ میلیارد دلار دریافت می‌کند تا به روسیه اجازه دهد گاز خود را با عبور از آن کشور صادر کند. اوکراین در صورتی که خط لوله نورد استریم ۲ برای انتقال بیش‌تر گاز روسیه به طور مستقیم به آلمان و اروپا تایید شود با کاهش شدید درآمد مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، تحریم علیه روسیه می‌تواند باعث ایجاد یک بحران انرژی در اروپا قابل قیاس با بحران نفتی دهه ۷۰ میلادی شود شرایطی که هیچ دولت اروپایی‌ای خواستار مواجهه با آن نیست. پوتین درگیر ماجراجویی‌ای بی پروا و بدون فکر نشده است. او ریسک می‌کند، اما احتمالات را به دقت محاسبه کرده است. در حال حاضر، احتمالا شرایط به نفع اوست.