اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

بازی خطرناک بایدن در منطقه و واکنش احتمالی ایران
به گزارش اکوایران، در آستانه سفر جو بایدن به منطقه خاورمیانه، شدت بخشیدن به ترتیبات امنیتی جدید در منطقه توسط دولت او، پرسش‌های جدی در میان تحلیل گران به وجود آورده است. فائزه فتحی‌زاده، پژوهشگر امنیت ملی و نفوذ خارجی در مؤسسه کوئینسی  و مدیر ارتباطات در ابتکار بازاندیشی ایران در دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته جانز هاپکینز، با انتشار یادداشتی در پایگاه تحلیل رسپانسیبل استیت‌کرفت با عنوان «چرا آمریکا مصمم به ایجاد یک اتحاد امنیتی علیه ایران است؟» به بررسی این پیامدهای این سفر پرداخته است. سفر به کشوری که قرار بود منفور باشد هفته آینده جوبایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، به عربستان سعودی سفر می کند –کشوری که زمانی قول داده بود با آن مانند یک «منفور» رفتار کند.  بنا بر گزارش ها او قصد دارد در مورد تضمین های امنیتی گسترده -از جمله چتر دفاع هوایی- با این دولت مذاکره کند. اما متأسفانه به عکس انتظارات، این پیشنهاد دولت، درگیری ایالات متحده در خاورمیانه را عمیق تر می کند و مذاکرات هسته ای ایران را بیشتر تحت فشار قرار می دهد. در حالی که این تدابیر امنیتی و توافق ابراهیم تحت عنوان ایجاد ثبات در منطقه تبلیغ می شود، واقعیت این است که اگر ایران -که ادعا می شود در آستانه گریز هسته ای قرار دارد- از بحث‌های مربوط به امنیت خاورمیانه کنار گذاشته شود، این ترتیبات اثرات دقیقاً برعکس خواهد داشت. اگر بایدن به دنبال ثبات است، پس دولت او باید همه بازیگران اصلی منطقه را پای میز مذاکره بیاورد. علاوه بر این، واشنگتن باید به طور فعال مذاکرات دیپلماتیک بین ریاض و تهران را تشویق کند که همین هفته از سر گرفته شد. بی‌ثبات شدن منطقه اما اگر بایدن رویکرد فعلی خود را حفظ کند، به چند دلیل تنها به تحریک بیشتر ایران و بی ثبات کردن کل منطقه کمک خواهد کرد. نخست، در مواجهه با یک جبهه متحد ایالات متحده، اعراب و اسرائیل، ایران به احتمال زیاد به دنبال افزایش اهرم فشار خود از طریق گسترش برنامه هسته‌ای خود و افزایش نفوذ و فعالیت های منطقه ای بیشتر خواهد بود.  این استراتژی مسبوق به سابق است. ما پیش از این شاهد بوده ایم  که تحریم و انزوای ایران چگونه می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. دولت ترامپ در تلاش برای به زانو درآوردن ایران، توافق هسته‌ای موسوم به برجام را کنار گذاشت، تحریم‌های اقتصادی تحت عنوان «فشار حداکثری» را اعمال کرد، فرمانده سپاه قدس ایران را ترور کرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست تروریسم وزارت خارجه قرار داد. این در حالی بود که در این دوره حملات علیه نیروهای آمریکایی در عراق بیش از 400 درصد افزایش یافت. دوم، خروج ایالات متحده از برجام نیز نتیجه معکوس داشت. ایران اکنون به میزان قابل توجهی اورانیوم غنی شده بیشتری دارد و از سانتریفیوژهای پیشرفته تری استفاده می کند و ادعا می شود که در آستانه گریز هسته ای قرار دارد. تنها راه حل پیش رو بازگشت به توافق و بازگرداندن ایران به فاصله یک ساله تا نقطه گریز است. نه تنها رویارویی‌های پنهان بین ایران و اسرائیل می‌تواند به جنگ همه جانبه گسترش یابد، بلکه پایان قطعی برجام می‌تواند یک مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای را آغاز کند که ممکن است شرکای منطقه‌ای ایالات متحده مانند عربستان سعودی را هم در برگیرد -ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان قول داده که «اگر ایران به بمب اتمی دست یابد، ما هم در اسرع وقت از آن پیروی خواهیم کرد.» سوم، راه اندازی یک محور دفاعی جدید آمریکایی-عربی-عبری احتمالاً مذاکرات عربستان و ایران را از مسیر خود خارج خواهد کرد. عربستان سعودی و ایران در سال 2016 پس از اعدام روحانی برجسته شیعه نمر النمر توسط عربستان سعودی و متعاقب آن حمله معترضان ایرانی به سفارت سعودی در تهران، روابط دیپلماتیک خود را قطع کردند. این دو رقیب اخیراً در پنج دور گفتگوهای مستقیم دیپلماتیک به میزبانی عراق برای حل اختلافات منطقه ای شرکت کرده اند. چتر دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل بر روی متحدان عرب، در عوضِ ترویج تنش‌زدایی بین ریاض و تهران که رقابت آن‌ها منجر به تنش‌ها در خاورمیانه می‌شود، تنش‌های منطقه‌ای را تشدید می‌کند و چشم‌انداز ثبات را کاهش می‌دهد. اگر واشنگتن قصد ایجاد ثبات را دارد، باید عقب نشینی کند و به عربستان سعودی و ایران اجازه دهد تا زخم های قدیمی را التیام بخشند. دیپلماسی، تنها راه حل موجود اما در این میانه تحرکات کنگره ایالات متحده کمکی برای ایجاد ثبات نمی‌کند. قانون بازدارنده نیروهای دشمن و توانمندسازی دفاع ملی  که اخیراً ارائه شده و مورد حمایت هر دو حزب قرار دارد، نوعی ترتیبات دفاع هوایی در خاورمیانه را پیشنهاد می‌کند. این لایحه پنتاگون را ملزم می‌کند که قابلیت موشکی دفاعی و هوایی را برای همکاری امنیتی مشترک بین ایالات متحده و عربستان سعودی و کشورهای عربی همسایه یکپارچه کند. این لایحه همچنین ساختار امنیتی قدیمی و معیوب خاورمیانه را تقویت می‌کند - هدفی که قصد دارد کشورهای عربی را در مقابل ایران قرار دهد و چرخه درگیری‌های منطقه ای را تداوم بخشد. این لایحه مالیات‌دهندگان آمریکایی را ملزم می کند که حتی بیشتر از قبل برای دفاع ملی عربستان سعودی هزینه کنند، در حالی که سعودی ها هیچ کاری برای افزایش قابل توجه تولید نفت انجام نداده‌اند و در نتیجه قیمت هایی را که مالیات دهندگان آمریکایی در پمپ بنزین ها می پردازند افزایش داده اند. هدف دولت بایدن برای ثبات در خاورمیانه است قابل تحسین است. با این حال، دنبال کردن سیاست‌های تاریخ‌گذشته  متحد نزدیک‌ ایالات متحده و تعداد انگشت شماری از بازیگران مستبد، اقدامی کوته‌بینانه است و تنش‌ها با ایران را تشدید خواهد کرد. در عوض، کاخ سفید باید با پیگیری دیپلماسی با تهران و تشویق مذاکرات دوجانبه بین عربستان سعودی و ایران به دنبال اجتناب از ایجاد یک باتلاق غیرضروری دیگر باشد. تنها در این صورت است که روند ثبات در منطقه ای پا خواهد گرفت.