اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

تردید در انگیزه‌های تیم بایدن در مذاکرات وین
به گزارش اکوایران، گروه بین‌المللی بحران (International Crisis Group) در ششمین سالگرد اجرای برجام و همزمان با حساس‌ترین روزهای مذاکرات احیای توافق هسته‌ای در وین گزارشی مبسوط با عنوان «ششمین سال اجرای برجام: حالا یا هرگز» منتشر کرده و ضمن ارائه تاریخچه‌ای از مناسبات برجامی میان ایران، آمریکا و سایر طرف‌های توافق، به تفسیر و تحلیل وضعیت کنونی پرداخته است. گزارش گروه بحران که نویسنده اصلی آن «علی واعظ» رئیس پروژه ایران در این مؤسسه است،  در ۵ فصل مجزا و ۴۲صفحه (همراه با فهرست، چکیده و ضمایم ۵۷ صفحه) تدوین شده و راه‌کارهایی برای عبور از مناقشه کنونی ارائه، و چشم‌اندازی از سناریوهای پیش رو ترسیم شده است. اکوایران ترجمه این گزارش را تقدیم مخاطبان می‌کند که ترجمه بخش اول (آخرین بزنگاه «احیای برجام»؛ یا حالا، یا هرگز!) شامل یافته‌های اساسی و چکیده پیش از این منتشر شده است. این گزارش در فصل اول (معرفی) نگاهی به کلیات توافق داشته و در فصل دوم (سابقه اجرا) چگونگی عمل به تعهدات از زمان اجرای برجام تا خروج دولت دونالد ترامپ از توافق و چالش‌های پس از آن را بررسی کرده است. با توجه به اهمیت ۳ فصل پایانی گزارش، اکو ایران ترجمه آن را از فصل سوم ادامه داده و پیش از این بخش اول فصل سوم آن را با عنوان «شکاف‌های خطرناک در مناقشه هسته‌ای ایران» منتشر ساخته است. در ادامه بخش دوم از فصل سوم این گزارش ارائه شده و بخش‌های دیگر بطور متوالی در روزهای آتی منتشر خواهد شد. رقص والتس در  وین یک سال پس از روی کار آمدن دولت بایدن، با وجود آن‌که واشنگتن و تهران هدف خود را احیای برجام اعلام کرده‌اند، هم‌چنان این روند در بن‌بست دیپلماتیک گیر افتاده است. سه ماه گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا از آوریل تا ژوئن نشان داد که طرف‌ها می‌توانند شکاف‌ها را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. اما با انتخابات ریاست‌جمهوری و انتقال قدرت در ایران، از سرگیری گفتگوها به تعویق افتاد و تیم جدید مذاکره‌کنندگان ایرانی موضع حداکثری‌تری اتخاذ کرد. بن‌بست دیپلماتیک، همراه با گسترش فعالیت‌های هسته‌ای، اکنون توافق را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تردید در انگیزه‌های آمریکا دو مسئله است که مقامات ایرانی به دولت جدید ایالات متحده نسبت دادند، که بر موانع برای حل‌وفصل دیپلماتیک افزوده است. اولی عدم همدلی در دولت جدید بود. به عقیده ایرانیان با خروج ایالات متحده از برجام به آن‌ها خیانت شده، از سیاست‌های خصمانه دولت ترامپ آسیب دیده و از بی‌تفاوتی آمریکا در قبال مجازات دسته‌جمعی ناموجه کل یک ملت در بحبوحه یک بیماری همه گیر مرگبار، آزرده خاطر شده‌اند. به گفته یک مقام ارشد ایرانی: «به نظر می‌رسد دولت بایدن درک نمی‌کند که خروج ترامپ، اندک اعتماد به آمریکا که به واسطه برجام در حال شکل گرفتن بود را زایل کرد». ابراز تمایل بایدن برای بازگشت به برجام حتی بویی از ابراز پشیمانی نسبت به کرده ترامپ را نداشت، و در عوض قول داد راهی هوشمندانه‌تر برای سخت‌گیری در قبال ایران بیابد. ثانیاً، اکثریت ضعیف دموکرات‌ها در کنگره، دولت بایدن را در حوزه سیاست خارجی ریسک گریز کرده تا مبادا در بحبوحه بحران اجتماعی-اقتصادی ناشی از همه‌گیری، بحث و جدل در آن حوزه، دستور کار داخلی بایدن را به خطر بیندازد. بنابراین، دولت بایدن به‌جای پرداختن سریع به سیاست‌های ایران، وارد بحث‌های داخلی و همچنین رایزنی با متحدان در مورد چگونگی ادامه کار شد، و این در حالی بود که تاکید داشت این ایران است که باید ابتدا با تعهدات خویش بازگردد –رویکردی که برای تهران غیرقابل قبول تلقی شد. مقامات آمریکایی ادعا می‌کنند که تنش‌های هسته‌ای با ایران، با تصویب قانون مجلس ایران و افزایش فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تشدید و جایی برای لغو برخی تحریم‌ها توسط بایدن و انفصال جدی از سیاست‌های سلفش نگذاشته است. به گفته یک مقام ارشد ایرانی، برای تهران، بی‌میلی واشنگتن در کاهش معنی‌دار تحریم‌ها، نشانه بدبینی یا «ادامه سیاست ترامپ با لحن ملایم‌تر» بود. ایران همچنین ژست‌های حسن نیت خود بایدن را - لغو محدودیت‌های ترددی برای دیپلمات‌های ایرانی در نیویورک و کنار گذاشتن ادعای نادیده گرفته شده دولت ترامپ مبنی بر بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل قبل از برجام-  غیرقابل‌اهمیت تلقی کرد. امکان بازگشت دفعی و یک‌جانبه؟ جا برای این بحث وجود دارد که آیا دولت بایدن می‌توانست یا می‌باید به طور یک‌جانبه به برجام باز می‌گشت یا نه -به همان شیوه‌ی بازگشت به توافق آب‌وهوایی پاریس یا سایر تعهدات بین‌المللی که سلفش از آن‌ها سرپیچی کرد. از نظر سیاسی، احتمالا منتقدان داخلی لغو یک‌جانبه تحریم‌ها را بدون درک روشنی از نحوه واکنش متقابل ایران در مورد نقض‌ تعهدات هسته‌ای‌اش را کاری ساده‌لوحانه، و در بهترین حالت، یا در بدترین حالت بی‌ملاحظه می‌پننداشتند. انتظارات متورم؛ کلام آخر در این شرایط، ایران به عنوان طرف آسیب دیده، ایران با انتظارات متورم –و گاه غیرواقعی– به مذاکرات جدید نگاه می کرد. حتی قبل از مراسم تحلیف بایدن، رهبر ایران اعلام کرد ایران «نه اصرار و نه عجله‌ای برای بازگشت آمریکا به برجام دارد». او افزود که ایالات متحده باید قبل از اینکه ایران به تعهدات خود بازگردد، «همه تحریم‌ها» را لغو کند، به این معنی که تهران بین تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای و تحریم‌های غیرهسته‌ای که ناقض برجام نیستند، تفاوتی قائل نمی‌شود. با این حال، استنکاف اولیه واشنگتن بدون شک موجب تشدید بیشتر این مواضع ایران شد. در فوریه، رهبری «حرف آخر» ایران در مورد شرایط احیای برجام را اعلام کرد و از آمریکا خواست که لغو تحریم‌ها را «در عمل» - نه صرفاً «روی کاغذ» - اجرا کند. زمانی که اتحادیه اروپا در 18 فوریه پیشنهاد گرد هم آوردن همه طرف‌ها را برای یک «جلسه غیررسمی» داد، دولت بایدن بلافاصله پذیرفت، اما تهران با اشاره به فقدان ارائه امتیازات ملموس از سوی واشنگتن، به این دعوت پاسخ منفی داد. با وجود احساس بن بست، هر دو طرف شروع به ارائه پیشنهاداتی کردند تا ژست فعال بودن را حفظ کنند. با این حال ایران پیشنهاد اولیه دولت بایدن -مبنی بر آزادسازی 1 تا 2 میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده ایران در ازای توقف غنی سازی 20 درصدی تهران و فعالیت سانتریفیوژهای پیشرفته و همچنین بازگرداندن دسترسی بازرسان سازمان ملل به تاسیسات هسته ای- را رد کرد. آغاز مذاکرات در وین ایران که از پیشرفت کند روند جاری ناامید شده بود، در اواخر ماه مارس ایران تصمیم گرفت از ادامه توسعه برنامه خود به نفع بحث در مورد احیای توافق صرف نظر کند. گفت‌وگوها در 6 آوریل در وین با تسهیل اتحادیه اروپا و با گفتگو بین تیم‌های ایرانی و آمریکایی که فقط به‌طور غیرمستقیم و از طریق شرکت‌کنندگان اروپایی، روسی و چینی در توافق انجام شد، آغاز شد. طرفین دو کارگروه در سطح کارشناسی تشکیل دادند: یکی رسیدگی به مسائل مربوط به برنامه هسته ای و دیگری رسیدگی به وضعیت تحریم ها. گروه سومی که وظیفه تعیین جدول زمانی و گام های عملی را بر عهده داشتند دو هفته بعد تشکیل شد. امتناع مذاکره‌کنندگان ایرانی از تعامل مستقیم با همتایان آمریکایی خود به این معنی بود که سایر شرکت‌کنندگان باید پیام‌هایی را بین دو طرف مخابره می‌کردند و در عین حال فضایی برای سوء تفاهم باقی می‌گذاشت. ولی افتاد مشکل ها... از لحطه ای که بحث‌ها در مورد توافق گام به گام به جزئیات رسید، شکاف‌های قابل توجهی پدیدار شد. تلاش می شد تا نمایندگان ایران را با پیشنهاد کاهش تحریم های ایالات متحده تشویق شوند، که می توانست بخش های کلیدی اقتصاد ایران را از فشار تحریم خلاص کند. اما آنها از این که واشنگتن به دنبال حفظ نام حدود 500 فرد و نهاد ذیل تحریم های غیرهسته ای هستند، شگفت زده شدند. آنها همچنین از اینکه ایالات متحده لغو برخی از این تحریم ها را با تعهد ایران به مذاکرات بعدی بر سر یک توافق هسته ای «طولانی تر و قوی تر» مشروط کرده، شگفت زده شدند. ایران هرگونه تحریمی که در زمان ترامپ علیه خود وضع شده را نقض برجام می‌داند. این در حالی است که دولت بایدن نسبت به لغو برخی تحریم‌ها (مثلاً تحریم‌های مرتبط با برنامه موشک‌های بالستیک و یا حقوق بشر علیه ایران اعمال شد) گریزان است، تا مبادا آماج حمله منتقدان قرار گیرد. واگرایی های بیشتر تحریم های غیرهسته ای تنها نقطه واگرایی نبود. تهران می خواست که ایالات متحده تنها تحریم قانونی تصویب شده در دوران ترامپ، یعنی قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم های موسوم به کاستا (CAATSA) را که مستلزم اقدام کنگره است، لغو کند. این کشور همچنین به دنبال رفع تحریم‌های دولت ترامپ پیرامون خرید و فروش تسلیحات متعارف است که آن را نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل می‌داند. ایران حتی خواستار رفع تحریم‌های اولیه ایالات متحده شد  که برجام جز در چند زمینه جزئی به آن دست نزد. شاید مهم‌تر از همه، ایران پس از تجربه‌اش با دولت ترامپ، خواستار ضمانت‌های سفت و سختی شد که ایالات متحده دوباره از برجام خارج نشود یا با اعمال تحریم‌های جدید، آن را مستمر تضعیف نکند. به گفته یک مقام ارشد ایرانی: «بدون تضمین اینکه آمریکا بار دیگر سیاست خود را در قبال ایران به شکل عمده تغییر نخواهد داد، هیچ بانک بین المللی با ایران همکاری نخواهد کرد. ... این بدان معناست که ما از مزایای برجام به درستی بهره نخواهیم برد، و این در حالی است که غرب از ما انتظار دارد که به تمام تعهدات هسته ای خود عمل کنیم». دولت بایدن این درخواست را رد کرد و گفت: «چیزی به نام تضمینی وجود ندارد». اگر چه این جمله با لحنی جدی اعلام شد ولی تا حدی از حقیقت در این جمله وجود دارد. در حالی که تیم بایدن به عنوان یک مسئله عملی، می‌تواند به ایران دست‌کم تا زمانی که بر سر کار باقی می‌ماند این تضمین را بدهد که از این توافق سود خواهد برد، هیچ دولتی در آمریکا نمی تواند از نظر قانونی برای بستن دست دولت آینده در پایبندی به تعهدات سیاست خارجی پیشینیان خود کاری انجام دهد. مناقشه بر سر مباحث هسته ای بحث‌های هسته‌ای نیز به همان اندازه مناقشه‌برانگیز بود، زیرا هیئت‌های غربی از پاسخ‌های مبهم ایران به نگرانی‌های کلیدی، شدت گرفتن نقض مفاد برجام توسط تهران در حالی که مذاکرات در جریان بود، و روابط پرتنش ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی احساس نارضایتی داشتند. استفاده ایران از سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر یکی از بزرگ‌ترین موارد محل اختلاف بوده است و زمان شکست هسته ای ایران را به شکل محسوسی کاهش می دهد. برجام این بازه زمانی را به بیش از دوازده ماه افزایش داده بود. دسترسی ایران بر سانتریفیوژهای بسیار پیشرفته تر در چند ماه گذشته - به ویژه نسل IR-6 که قدرت غنی سازی آن از پنج برابر بیشتر از نسل قدیمی IR-1 است- بازگشت به چنین بازه زمانی را تقریبا غیرممکن می کند -مگر اینکه ایران مایل باشد، علاوه بر برچیدن ماشین‌ها و نگهداری آن‌ها در پلمپ، زیرساخت‌های الکترونیکی مربوطه را نیز از بین ببرد و خطوط مونتاژ آن‌ها را تعطیل کند. غرب از ایران می خواهد که این کارها را انجام دهد، اما تهران آنها را فراتر از تعهدات برجامی خود می داند. اختلاف بر سر گام ها در همین راستا، اختلافات جدی بر سر توالی گام‌هایی که هر طرف برای بازگشت به پایبندی کامل باید بردارد، باقی مانده است در حالی که ایران از آمریکا انتظار داشت ابتدا به تمام تعهدات خود عمل کند و چند ماه به تهران فرصت دهد تا اثربخشی لغو تحریم‌ها را تأیید کند، ایالات متحده مایل بود برخی از تحریم ها را کاهش دهد، اما تمایلی به پذیرش تاخیر چند ماهه یا بازگشت ایران پس از پایبندی کامل آمریکا نداشت.