اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

شبه‌جنگ چین و آمریکا در خاورمیانه و تشدید خصومت‌ها
به گزارش اکوایران، به رغم تغییر در دولت ایالات متحده، و وعده دولت بایدن مبنی بر پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان و گردش به شرق، با این همه سیاست خاورمیانه هم‌چنان به عنوان یک چالش برای واشنگتن باقی مانده است. چاس فریمن، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای با انتشار یادداشتی در پایگاه تحلیلی رسپانسیبل استیت‌کرفت با عنوان «ایالات متحده، چین و رقابت قدرت های بزرگ در خاورمیانه» این مسئله را مورد بررسی خود قرار داده است. اکوایران این مقاله تحلیلی را در دو بخش ترجمه کرده که پیش از این بخش اول آن با عنوان «چرا سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا در مهار تهران شکست خورد؟» منتشر شده و در ادامه بخش دوم و پایانی آن منتشر می‌شود: چین جای خالی را پر می‌کند؟   رقبای بزرگ ایالات متحده رسماً پیشنهاد بهبود روابط با پادشاهی را داده‌اند. تهدیدهایی که این امر را تسهیل می کند از نظر تاکتیکی احمقانه و از نظر استراتژیک بی‌معنی است. اگر بایدن به تهدیدات خود مبنی بر مجازات بن سلمان به دلیل عدم کاهش قیمت نفت عمل کند، پادشاهی گزینه های زیادی برای مقابله به مثل دارد. حالا می‌رسیم به چین و نقشش در خاورمیانه. روابط با کشورهای منطقه از دیرباز نگرانی کوچکی برای چین بوه است. به همین ترتیب، روابط با چین برای کشورهای عربی خلیج فارس و ایران نیز اولویت پایینی داشت. اما در طول دهه های اخیر، این موضوع تغییر کرده است. یک سوم واردات انرژی چین از شورای همکاری خلیج فارس و بیشترین سهم از عربستان سعودی است. شرکت های چینی یک ششم صادرات نفت شورای همکاری خلیج فارس، یک پنجم نفت ایران و نیمی از صادرات نفت عراق را خریداری می کنند. چین به بزرگترین شریک تجاری و سرمایه گذار خارجی منطقه تبدیل شده است. کشورهای منطقه خواهان تعامل بیشتر با چین هستند و نه کمتر. همزمان که چین در نوآوری‌های تکنولوژیکی یکی از پیشگامان جهانی است، به یک شریک و مشتری قابل توجه برای شرکت های فناوری پیشرفته اسرائیل و شریکی در فعالیت‌های عربستان سعودی برای توسعه صنعت داخلی تسلیحاتش تبدیل شده است. هفده کشور عربی به طرح کمربند و جاده چین پیوسته اند. اکثر کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، تلاش کرده اند تا آنچه را که اکنون معتقدند اتکای بیش از حد به ایالات متحده است، کمرنگ کنند. برای این منظور، آنها با کشورهایی مانند چین، هند و روسیه ارتباط برقرار کرده‌اند. آنها به دنبال کنار گذاشتن روابط خود با ایالات متحده یا جایگزینی آنها با سایرین نیستند. آنها در راستای منافع خود عمل می کنند و به دنبال جانب‌گیری نیستند. آنها نمی‌خواستند بین چین و آمریکا مجبور به انتخاب شوند و به اصرار آمریکا برای محدود کردن روابط خود با چین واکنش خوبی نشان نمی‌دهند، به‌ویژه که ایالات متحده هیچ انگیزه‌ای برای این کار به آنها ارائه نمی‌دهد. احتیاط در سیاست خاورمیانه‌ای برخلاف ایالات متحده امروز، چین از کشورهای منطقه نمی‌خواهد که نظام‌ها و ارزش‌های سیاسی خود را تغییر دهند، آنها را به دلیل کوتاهی در این کار تنبیه نمی‌کند و یا خواستار روابط انحصاری با آن‌ها نیست. چین موضع آنها در مورد رفتار کشورهای ثالث - مانند روسیه در اوکراین - را به آزمونی برای روابط خوب با آنها تبدیل نمی‌کند. تا این مرحله، چین بسیار محتاط بوده است تا سیاست های خود در غرب آسیا را بر تجارت و سرمایه گذاری متمرکز کند و از اختلافات سیاسی منطقه فاصله بگیرد. در نتیجه، توانسته روابط صمیمانه‌ای با همه‌ی این کشورها از جمله ایران، عراق، سوریه و همچنین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، مصر، اردن و فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها حفظ کند. در حالی که تمرکز سیاست آمریکا در منطقه اکنون حذف نفوذ چین است، چین هنوز مخالفت خود را با ادامه دخالت آمریکا اعلام نکرده است. در عوض، پکن پیشنهاد کرده که یک گفتگوی چندجانبه در مورد مسائل امنیتی شکل بگیرد و زمانی که موقع آن فرا رسید، یک «مکانیسم امنیتی جمعی برای خلیج فارس» تعریف شود و همه‌ی کشورها در حفظ این امنیت نقش داشته باشند. به طور خلاصه، چین به جای تحمیل ترجیحات خود یا جانبداری، پیشنهاد کرده است که به پل زدن بین دیدگاه‌های ایران و اعراب خلیج فارس کمک کند. در همین حال، شرکای چین در خلیج‌فارس ، سرمایه‌داری دولتی، جیب‌های پر پول و ظهور سریع مدرنیته را جذاب می‌بینند. آن‌ها چین و طرح کمربند و جاده آن را به عنوان یک بخش بالقوه از چشم انداز 2030 و دیگر برنامه های توسعه اقتصادی خودشان می بینند. اما ایالات متحده به تازگی شکست آرزوهای چین برای تجدید ثروت و قدرت را هدف اصلی استراتژی امنیت ملی جهانی خود قرار داده است. روابط چین و آمریکا در وضعیت «شبه جنگ» قرار دارد. و به دلیل بسیاری از عوامل غیرمرتبط، روابط عربستان سعودی با ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری مخاطره آمیز است. اکنون سؤال این است که آیا تشدید خصومت بین ایالات متحده و چین، پکن را به سمت گسترش اهداف خود به منظور کاهش نفوذ واشنگتن بر دولت‌های منطقه سوق می‌دهد یا خیر.