یکی دیگر از مراحل ناخوشایند ماجرائی بود که ما با سیاست داخلی اصطکاک پیدا کردیم. برای مدیران جراید نیمه گرسنه ایرانی، اعلامیه ها و آگهیهای دولتی جنبۀ حیاتی داشت و آنها بصورت تفاوت بین مرگ و زندگی به آنها می نگریستند. دفتر نخست وزیر این بذل و بخشش را با گشاده دستی ولی بازدهی سیاسی بسیار ناچیز انجام میداد. آقای سهیلی با زیرکی پیشنهاد کرد که این کار پردردسر را به من واگذار کند و من با حسن نیت آن را پذیرفتم. ما تعداد روزنامههائی را که آگهیهای دولتی را دریافت میکردند به پنج شش روزنامه که تیراژشان زیاد …