یادداشتهای اسدالله علم: صبح شرفیاب شدم. شاهنشاه را خنداندم. عرض کردم: دیشب که سفارت پاکستان بودم، سفیر مصر گفت: امیدوارم برای بازیهای ورزشی آسیایی از اسرائیلیها دعوت نکنید که اعراب بتوانند شرکت نمایند. من برای آن که جواب صحیحی ندهم، گفتم: تا آن وقت شما اسرائیلیها را به دریا میریزید و سفیر از آن خنده های بلند که خودش را مسخره میکرد سر داد. شاهنشاه هم خیلی خندیدند. فرمودند: باید میگفتی دعوت این ورزشکاران با فدراسیون جهانی است. عرض کردم: اصلا نخواستم وارد بحث شوم.