باد داغ تابستان ۱۳۴۷ روی آسفالت تازهریختهی جادهی تهران-کرج میدوید. راننده کامیونی که تازه از دروازه غربی تهران بیرون آمده بود، به تابلو سفید کنار جاده خیره شد: «باجراه – ۱۰ ریال». لبخند زد، چون حس میکرد پا به دنیای تازهای گذاشته است؛ دنیایی که ماشینها، سرعت، آسفالت صاف و تقاطعهای زیر یا بالاتر از سطح، همه نشانههای آن هستند.