اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

در فرهنگ آمریکایی خدا و انسان مقابل هم هستند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس؛ آیت‌الله قائم‌مقامی در نشست تبیینی حقوق بشر آمریکایی و بررسی عملکردهای متناقض و چندگانه آمریکا نسبت به زنان و کودکان، درباره ریشه استکباری آمریکا گفت: به نظر من مشکلی که آمریکا دارد مشکل بسیار عظیم و ریشه دار است که ریشه تاریخی دارد و آن ریشه تاریخی به تمدن مدرن غربی برمی‌گردد تمدنی که در جهان از رنسانس به این طرف در جهان شکل گرفته است. به لحاظ ظاهری این تمدن بنایش بر این بود که معایب و نواقص دور قبل را نداشته باشد و می‌خواست نوآوری برای انسان و جهان داشته باشد و عنوانش هم «نومدرنیته» و «تجدد» بود اما از یک جهت متاسفانه و از جهتی شاید تقدیر و حکمت الهی این بوده که این دوره و نگاه باید تجربه می‌شد که ما شاهد تمدنی هستیم که وارث ویرانی بزرگی  در موضوع نگاه به انسان، خداوند، الهیات و دین بود. این تمدن مدرن غربی به جای آنکه را اصلاح کند خرابی را دقیقاً تداوم بخشید، ادامه داد و تثبیت کرد. و فقط آن را نوآوری کرد یعنی پوسته ظاهری آن را عوض کرد ولی آن بنیان قبلی را دقیقاً نگاه داشت در حال حاضر آمریکا قله این جریان است علت آن هم این است که در زمان ما وقتی که جریان رهایی بخش الهی و انسانی انقلاب اسلامی که هم نگاه انسان در مورد خداوند را و انسان را اصلاح می کند به صحنه آمد و معنی جدیدی را داشت و یک نوآوری واقعی بود این کشوری که به لحاظ ظاهر از همه مدرن تر است با آن مقابله کرد. تفکر آمریکایی می‌گوید چون قدرت دارم پس خدا با من است آیت الله قائم‌مقامی درباره تناقضات آمریکا و طرفداران آمریکا در مدیریت و قدرت گفت: ما می‌بینیم که آمریکا در دنیای کنونی به لحاظ ظاهری از همه مدرن‌تر است چون هیچ سابقه قدیمی ندارد و در دنیای مدرن متولد شده‌است و این دقیقا همان چیزی‌ست که برای عاشقان غرب و آمریکا یک امتیاز به حساب می‌آید. چون می‌گویند همه کشورهای روی زمین تجربه دیکتاتور و استبداد را داشته‌اند و تنها کشوری که تجربه استبداد، سلطنت و پادشاهی را ندارد آمریکاست. تنها کشوری که دولت‌هایش بعد از ملت پدید می‌آید و این موضوع را روشنفکران غربی علامت اصلی آزادی واقعی بشر می دانند می گویند آزاد واقعی زمانی است که دولت بعد از ملت پدید بیاید همین است اما سوال اینجاست که چطور شد که این کشور مدرن و جدید ادامه دهنده همان جریان سلطنتی و پادشاهی شد. در نگاه حکومتی اگر دوره قدیم مدیریت، پادشاهی تلقی میشد که خداوند آن را تعیین کرده‌است. همین دیدگاه در دنیای مدرن ادامه دارد اما در خفاست. الان در آمریکا که قله مدرنیته جهان است دقیقا نگاهشان در مدیریت پادشاهیست. چون قدرت دارند که این توهم را دارند که خدا با ماست. این دقیقا ساختار سلطنتیست که بشدت پوسیده‌است. هم نگاه انسان به خدا و هم نگاه انسان‌ش غلط است. در این نگاه حق انسان چطور تعریف می‌شود؟ در فرهنگ غربی خدا و انسان باهم تقابل دارند عضو شورای کانون بانو امین درباره تفاوت مکتب اسلامی و غربی درباره نگاه انسان به خدا گفت: در مکتب انیبا که انقلاب اسلامی آن را آغاز کرده است بین انسان و خداوند حق متقابل تعیین شده‌است. نه اینکه چون خدا خداست پس حق دارد. بلکه می‌بینیم که اولا خداوند حق را به مخلوق می‌دهد. حتی در نص صریح آیات و روایات ما این موضوع آمده‌است که وقتی مخلوقی را خلق می‌کنم حق او را من به او می‌دهم. مثل حق بودن، حق آگاهی، حق اراده و آزادی انتخاب و حق هدایت شدن که خداوند با پیامبرانش آن را برای انسان قائل شده‌است. حالا خدا می‌گوید حق من قبول هدایت و عبادت است که تو اگر به آن عمل کنی انسان می‌شوی که اگر کسی آن رعایت کند. خداگونه و خلیفه خداوند خواهد شد. در فرهنگ غربی و آمریکایی خدا و انسان باهم نزاع و تقابل دارند. انگار اگر حق انسان را بدهی باید از حق خداوند بگیری. این نگاه پوسیده در آمریکا به اوج خودش رسید که این خود جاهلیت است که در این نگاه از مقام انسانیت خودش سقوط می‌کند و ضدانسان می‌شود. زن در این جهان حق پیدا می‌کند؟ این حیوانیت و نظام جنگلی محض است. فاسد بودن انسان هم از همینجا آغاز می‌شود. انتهای پیام/