اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

گیجی سرویس‌های اطلاعاتی غربی-عبری-عربی از حملات انصارالله
گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس- سعید شهرابی فراهانی: پاسخ محدود مقاومت یمن به تحرکات خصمانه امارات متحده عربی، بسیاری را غافلگیر کرد. یکبار پس از هدف قراردادن فرودگاه ابوظبی و یکبار هم شب گذشته که پدافند اماراتی مدعی انهدام دو موشک بالستیک بر فراز ابوظبی شده است پس از سالها محاصره یمن و تهاجم همه جانبه یک ائتلاف نظامی به رهبری حکام جاه طلب سعودی، بعضی تحلیلگران همچنان انتظار دارند که جنگ یک طرفه به سود متجاوزان سعودی-اماراتی مغلوبه شود و یک دولت دست نشانده نیز در صنعا به قدرت برسد. حتی اگر این‌گونه تحلیل‌های منبعث از تبلیغات سعودی-اماراتی پس از این همه مدت در نیافته باشند که اگر قرار به محو مقاومت یمن بود، پس چرا در تمامی این سالها، روندهای طی شده اثر عکس گذاشته و یمنی‌ها از گذشته قوی‌تر شده‌اند (و لابد در مذاکرات سیاسی ترک مخاصمه هم به طرف‌های ناکام باج نخواهند داد) باز هم جای گلایه یا شماتت ندارد، چه اینکه امر تحلیل از متغیرهای بسیاری متاثر می‌شود. ولی آنچه که موجب حیرت می‌شود سخنان و مواضعی است که مقاومت یمن را برای پاسخ – آن هم هشدارآمیز و نه تمام عیار – در برابر انبوه حملات و هجمات متجاوزان ائتلاف سعودی، تهدید به جلسه ویژه شورای امنیت سازمان ملل و ورود در فهرست گروه‌های تروریستی می‌نماید و الخ و عجیب‌تر اینکه چنین سخنان سستی با زبان و بیان فارسی هم نوشته و گفته می‌شوند! لابد مخاطب محترم از خودش می‌پرسد تعریض به منتقدان مقاومت یمن چه دخلی به «زبان و بیان فارسی» دارد. آقاجان! اگر تاریخ جنگ تحمیلی و ۸ سال دفاع مقدس را خوانده باشی، می‌فهمی که یمن و لبنان بی سلاح و بی پناه همان غایت القصوی و منتهی الآمال محور شرور غربی-عبری-عربی است. جمهوری اسلامی را هشت سال تحت فشار همه جانبه قرار دادند تا نظام سیاسی حاصل از انقلاب اسلامی را سرنگون کنند. این که کسی گمان کند صدام به خاطر اختلاف خانوادگی یا طلب ارث و میراث آباء و اجدادی خود ، هشت سال با انواع تسلیحات غربی و شرقی و سرمایه عربی به جان مردم ایران افتاده و بین دو ملتی که عمری با هم زندگی کرده‌ بودند، جدایی انداخته باشد؛ خام اندیشی و کورباطنی خاصی را می طلبد، ولو استاد دانشگاه باشی یا مدرس حوزه علمیه! نیاز نیست به نظریات پیچیده علم جغرافیای سیاسی یا سیاست بین‌الملل مسلط باشید تا با یک نگاه به نقشه حدس بزنید موقعیت یمن در کرانه دریایی سرخ و در مسیر کانال سوئز چه اهمیتی دارد یا حوزه نفوذ و بلوک‌بندی قدرت چیست. کسی که ایرانی و جنگ تحمیلی را زیسته یا اثراتش را حس کرده باشد، نمی‌تواند یمن و یمنی‌ها را به علت دفاع از خودشان تخطئه کند، به همان دلیل که نمی‌شود با آب هفت دریا هم صدام و حزب بعث را از خباثت طمع ورزی به خاک و جان و ناموس و مال ایرانیان تطهیر کرد و جالب‌تر اینکه همین مرتجعین در آن روزگار همدست و همراه صدام بوده‌اند! آقا و بانویی که برای برج العرب در هول و ولا هستی (شاید تحویل سال و تعطیلات نوروز در آنجا حال و هوای خاصی دارد که مستضعفین توفیق درک آن را ندارند)؛ در برابر شرور باید غیور بود که اگر نبود این غیرت دینی و ملی، معلوم نمی‌کرد که حالا مرزهای ایران روی نقشه جغرافیا از محدوده کویر لوت فراتر می رفت یا نه. و از اعماق تاریخ و از دل گرمای سوزان عراق هنوز هم صدایی به گوش می‌رسد که «ای پیروان خاندان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از حسابرسى روز قیامت نمى‌ترسید لااقل در دنیاى خود آزاده باشید». گیریم که نه دینی باشد و نه آخرتی؛ ای کاش این افراد به مرام و مسلک دنیایی خودشان پایبند باشند. اگر انسانیت و غیرت این قدر به پستی گراییده که چرب و شیرین تلنبار شده در هتل‌ها و شرکت‌های تجاری اقتصادی دبی و ابوظبی، همان حریت باندی و قبیله‌ای را هم زایل کرده؛ پس لااقل مسخ نشوید و تا این حد برده ثروت و منزلت نباشید. ثروتی که به غرش و صفیر تیر موشک مستضعفین یمنی بر باد برود، به صاحبش وفا نمی‌کند، چه برسد به پادوی صاحب مال و جاه. مضافاً شکسته باد قلمی که به وعده و وعید الکن می‌شود و حق را کتمان می‌کند تا در این چهار صباح مثل «مرتزقه»ای که از یسار و یمین به یمن روانه شده‌اند، پاره ای نان و کاسه‌ای آب جلویش بگذارند که سر کند و در عوض با جملات روشنفکرمآبانه لگدی به محور مقاومت بزند و از لزوم تنش زدایی و رابطه اش با منافع ملی داد سخن سر بدهد. راستی! حالا که پای صهیونیست‌ها هم به کشور حاشیه خلیج فارس باز و ایستگاه جاسوسی آن با تمام توان برای ضربه زدن به محور مقاومت و به خصوص ایران، حالت بیش فعالی گرفته است، این فرضیه در دستگاه‌های جامعه اطلاعاتی کشور جای بررسی عمیق و دقیق خواهد داشت که اهداف و شرح وظایف این ایستگاه قدیم التاسیس، پس از علنی شدن روابط این رژیم منحوس با امارات چه تغییراتی نموده‌اند. نظم منطقه در حال تحول و گذار است. سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، صهیونیست‌ها، مخابرات و استخبارات ارتجاع عربی برای سد کردن این تحولات از ریسک‌های مهلک – نظیر اقدام تروریستی فرودگاه بغداد و به شهادت رساندن فرماندهان مقاومت - نیز صرفنظر نخواهند کرد. حرکت جسورانه مقاومت یمن نشان داد که دور جدید مقابله‌های پیدا و پنهان با جبهه کفر و نفاق نیز دچار جهش شده است. در این چارچوب، تنها توصیه خیرخواهانه برای پادوهای ایستگاه‌های اطلاعاتی محور غربی-عبری-عربی به یک ضرب المثل معروف اشاره دارد: «رنگ رخسار خبر می دهد از سرّ ضمیر». انتهای پیام/