حضورِ یک زوج ایثارگر در خط مقدم/ نکته‌ رهبر انقلاب در دیدار خصوصی نویسندگان
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، «تا ابد با تو می‌مانم» شاید از آن جهت کتابِ شایسته‌ تقدیرِ کتاب‌ سال بانوان شد که عاشقانه‌ای‌ است در دلِ جنگ و میدانِ نبرد که به نقش مهم «زنان» در هشت سال دفاع مقدس می‌پردازد. این کتاب با شرطِ دختری ۱۶ ساله که آرزو داشته همسرش در خط مقدم جنگ باشد شروع می‌شود و در ادامه می‌بینیم که هر دو باهم وارد منطقه عملیاتی می‌شوند. مریم عرفانیان، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر و نویسنده‌ کتاب معتقد است به تعداد تمام مردانی که در جنگ حضور داشته‌اند، زنان شگفت‌انگیزی داریم که باید شناسایی و خاطرات‌شان ثبت شود. «تا ابد با تو می‌مانم» منتشر شده توسط انتشارات به‌نشر عاشقانه‌ای آرام است که سبکِ زندگی اسلامی در آن منعکس شده و لایه‌های مختلفِ اجتماعی، فرهنگی و حماسی جنگ را در خود دارد. در ادامه گفت‌وگوی فارس را با این نویسنده می‌خوانید: * در ابتدای مصاحبه از خلق قصه «تا ابد با تو می‌مانم» شروع کنیم؛ اینکه داستان با ماجرای ازدواج کلید زده می‌خورد. «تا ابد با تو می‌مانم» روایت زندگی دختری ۱۶ ساله است که می‌خواسته همسرش در خط مقدم جنگ باشد. اکبر نجاتی که رزمنده خط مقدم نبرد بوده به خواستگاری این دختر می‌آید و وقتی مریم مخالفت خانواده را می‌بینید به پای اکبر صبر می‌کند و اکبر هم از جبهه نامه‌ای برای مریم می‌نویسد که حامی بخشی از کلام قرآن مجید است با این مضمون که چرا به آن چیزی که می‌گویید عمل نمی‌کنید؟ بنابراین مریم در مقابل خانواده روی اصرارش پافشاری کرده و بایکدیگر ازدواج می‌کنند. به طور کلی محتوای کتاب همان بیتِ معروف حافظ یعنی «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها» است. سپس این دو پس از ازدواج وارد مناطق عملیاتی می‌شوند. فراز و نشیب زندگی‌ این دو شخص در کتاب‌هایی که توسط بانوان درحوزه دفاع‌مقدس نگاشته شده، کمتر دیده شده است. چراکه در در ادبیات دفاع مقدس، یا یک خانم از خاطرات همسر شهیدش صحبت می‌کند یا یک آقا از خاطرات حضورش در منطقه حرف می‌زند و در کمتر کتابی، زن و شوهر هم‌زمان در منطقه‌ جنگی حضور داشته و راوی کتاب هم باشند. ‌انتشارات به نشر هم به خوبی ان را منتشر و توزیع کرد. * با طنز شروع کردید و در ادامه قلم شما تغییر کرد. این تغییر برای چه بود؟ از نوجوانی به واسطه‌ حضورم در حوزه‌هنری در کلاس‌ها همواره اساتید پرونده شهدا را به ما می‌دادند تا از آن‌ها داستان‌کوتاه استخراج کنیم. به این علت که قلمم محزون و شاعرانه بود، متوجه شدم با این سبک از ادبیات هم‌خوانی دارد، من نمی‌توانم طنز بنویسم. برای همین ناخودگاه قلمم سمتِ شاعرانگی می‌رود و اتفاقا تاثیرگذارهم هست. پس از نوشتن چند داستان‌کوتاه به بنیادِ شهید مراجعه کردم و زیرنظرِ استاد صادق گرمارودی چند داستان دیگر نوشتم تا اینکه سال ۸۵ اولین کتابِ من که شامل چند داستانی کوتاه از خاطراتِ شهدا بود در کتابِ «پاییز آن سال‌ها» روانه‌ بازار شد * تا ابد با تو می‌مانم در چه مدت تالیف شد؟ مصاحبه‌ها چقدر زمان برد؟   من سالِ ۸۵ تا ۸۹ نیروی جمع‌آوری کننده‌ آثارِ جانبازان ۷۰ درصد و شهدا بودم و برای این کار با یک دوربین فیلمبرداری به منازل آن‌ها مراجعه می‌کردم. در آن زمان با خانم مریم مقدس که راوی کتاب «تا ابد با تو می‌مانم» هستند، آشنا شدم. خانم مقدس هم تعریف کردند که با همسرشان در جبهه حضور داشته‌اند و به صورت جزیی و پراکنده خاطراتی را تعریف کردند. این خاطرات در ذهن من ماند و چند سال گذشت، حدود سال ۹۴ زمانی‌که کتاب راهی برای رفتن توسط انتشارات سوره مهر در حال چاپ بود، به دنبالِ موضوع جدیدی بودم که تصمیم گرفتم سراغِ خانم مریم مقدس بروم. آن موقع همسر ایشان آقای سردار نجاتی، مسئول بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مشهد بودند، با ایشان تماس گرفته و درخواست کردم تا روایت جنگ و جانبازی‌شان را از زبانِ همسرشان بنویسم. این درخواستِ من با استقبالِ ایشان مواجه شد و پیرو آن کارم را شروع کردم. نوشتن این کتاب 4 سال به درازا کشید؛ سه سال به مرور مصاحبه‌ و تدوین آن زمان برد. درواقع پاییز 94 مصاحبه‌های کتاب «تا ابد با تو می‌مانم» را شروع کرده و حدودا ۹۷ مصاحبه‌ها پایان یافت و یک سال هم صفحه‌آرایی و چاپ و دیگر کارهای آن زمان برد و در نهایت توسط به نشر که وابسته به آستان قدس رضوی است منتشر و در مراسمی مفصلی نیز با حضور خانواده شهدا و همرزمان سردار نجاتی رونمایی شد. * کتاب‌های داستان و خاطره بسیار است اما آثاری که از زبان همسران جانبازان خلق شده باشد اندک. چه شد این روایت را انتخاب کردید؟ مهمترین تفاوت این کتاب حضورِ یک زن و شوهر ایثارگر به طورِ هم‌زمان در خط مقدم است و اینکه روایت از زبانِ هردو بیان می‌شود اما من روایت را از زبانِ یکی از آن‌ها نقل کردم در حالی‌که هر دونفر مرا در نوشتن این کتاب کمک کردند. ضمن آنکه ما شاید کمتر داستانی از زبانِ یک همسرِ جانبازِ هفتاد درصد داشته باشیم که در قیدِ حیات است * در خلق اثر در پی زنان قهرمان بودید؟ نقش زنان بسیار پررنگ است، ولی در معرفی چنین قهرمانانی خیلی کم‌رنگ. در واقع ما در جنگ بیشتر با نقش زنان و خانواده‌ها مواجه بوده‌ایم. راهی کردنِ رزمندگان به جبهه، انگیزه دادن بانوان به همسرانشان برای رفتن به جبهه و.. . این‌ها در ادبیات داستانی دفاع‌مقدس خیلی کم‌رنگ است چراکه ما روایت همسران شهدا را می‌نویسیم اما از میزانِ حضورِ بانوان در خط مقدم جبهه و منطقه‌ عملیاتی بی‌اطلاعیم. کمتر نویسنده‌ای به این اتفاق پرداخته است. باید دنبالِ این زنان قهرمان گشت و آنها را پیدا کرد. زنی که جهیزیه‌اش را، خانواده‌اش را، و همه‌ هست و نیستش  را رها کرده و در دلِ آتش دشمن می‌رود، قهرمان است. من معتقدم سینمای هالیوود قهرمان‌هایش را از قهرمانان ما الگوبرداری کرده است. * از ضرورت خلق چنین آثاری در روزگار کنونی و دیدار با رهبر انقلاب بگویید. وقتی الگوی جوانان و تخریب‌چیان ما قهرمانان‌ هالیوودی می‌شوند، لزومِ ثبت ایثار رزمندگان برای ما جدی می‌شود. چندی قبل جلسه‌ای خصوصی با حضرت آقا داشتیم، ایشان در آن جلسه تاکید کردند که این جنگ هشت ساله نظیرِ یک گنج می‌مانند که باید به بهترین نحو با نوشتن استخراج شود و به دستِ مخاطب برسد. ما گنج‌های زیاد خاطرات زیاد و قهرمانان زیادی داریم که باید آنها را به مخاطب معرفی کنیم. در آن دیدار من کتابِ «تا ابد با تو می‌مانم» و «راهی برای رفتن» را در سالِ ۹۸ تقدیم آقا کردم. * در حال حاضر، مشغول نوشتن چه کتابی هستید؟  کتابی که موضوعش به همان مصاحبه‌های سال ۸۵ تا ۸۹ برمی‌گردد. انتهای پیام/