کلاس فشرده آیلتس و تافلبرس سیمینمایندگی رسمی فروش کلیه محصولات …صندلی طبی برقی پاژن پاجیرو پاترول …

نیروهای پلیس و سربازان کارآزموده در خدمت مقابله با دولت آمریکا
خبرگزاری فارس- گروه غرب از نگاه غرب: هزاران پلیس و سرباز- افرادی که به طور حرفه ای برای استفاده از خشونت تعلیم دیده اند و با پروتکل های نظامی آشنایند- بخشی از یک تلاش افراط گرایانه برای تضعیف دولت آمریکا و خرابکاری در روندهای دمکراتیک به شمار می روند. بر اساس گزارشی تحقیقی انجام شده در مورد اطلاعات درز کرده «سوگندسپاران» (یکی از چندین گروه شبه نظامی راست افراطی و برتری طلب سفید پوست که روز 6 ژانویه به ساختمان کنگره آمریکا یورش بردند)- ودر ماه نوامبر در آتلانتیک منتشر شده، 10 درصد سوگندسپاران ماموران پلیس یا پرسنل نظامی فعلی هستند. یک بخش مهم دیگر از اعضای این گروه را نظامیان یا مجریان قانون بازنشسته تشکیل می دهند. طبق اعلام «مرکز قانون فقر جنوب»، این گروه نفرت پراکن – که یک چترباز سابق نیروی زمینی بعد از انتخاب باراک اوباما در سال 2008 آن را تشکیل داده – ادعا کرده است که در سال 2016 «رقم نامحتمل 30 هزار عضو آن اکثرا از پرسنل فعلی و پیشین ارتش، مجریان قانون و امدادگران وضعیت های اضطراری بوده اند.» «سه درصدی ها»، یک گروه شبه نظامی دیگر که در حمله به ساختمان کنگره در روز 6 ژانویه حاضر بود نیز بخش عمده ای از اعضای خود را از پرسنل مجری قانون چه نظامی و چه مدنی جذب کرده است. لری بروک یک شورشی طرفدار ترامپ که به همراه تعدادی دستبند پلاستیکی دستگیر شد که گفته می شود قصد داشته در گروگانگیری  از آنها استفاده کند، سرهنگ دوم  بازنشسته نیروی هوایی است که مطالبی را از گروه سه درصدی ها در فضای مجازی منتشر کرده است. جنبش شبه نظامیان یک شاخه نظامی شده از راست افراطی آمریکاست. اعضای این جنبش نوعی ایدئولوژی را که تضعیف کننده اقتدار و مشروعیت دولت فدرال است ترویج می کنند و به ذخیره سازی تسلیحات دست می زنند. زمانی که اعضای شبه نظامیان دارای پیشینه حرفه ای با ارتش یا پلیس باشند، تجربیات آنها توانایی این گروه ها را برای اجرای عملیات های پیچیده و موفق  بیشتر می کند. همچنین به آنها کمک می کند تا تصویری میهن پرستانه را از خود به نمایش بگذارند که تصویر تهدید امنیتی را که به وجود می آورند مخدوش و ابهام آلود می کند. پیوندهای دیرینه اواخر عصر روز قبل از مراسم تحلیف بایدن 12 تن از اعضای گارد ملی که در واشنگتن دی سی به کار گرفته شده بودند، بعد از مشاهده یک مشکل تحقیقاتی در پیشینه آنها از پست هایشان کنار گذاشته شدند: دو تن آنها پیوندهای آشکاری با شبه نظامیان دست راستی داشتند. عناصر راست افراطی همیشه به شکلی در نیروهای امنیتی آمریکا حضور داشته اند. در سراسر قرن بیستم بسیاری از ادارات پلیس محلی  شاهد حضور انبوهی از اعضای کوکلوس کلان بوده اند. ارتباط های بین گروه های تروریستی و مجریان قانون،  تبعیض و خشونت علیه آفریقایی آمریکاییان، یهودیان و سایر اقلیت ها را امکان پذیر ساخته است. در سال 1923 به دنبال اتهاماتی مبنی بر حمله یک مرد آفریقایی آمریکایی به یک دختر جوان، تمام ساکنان سیاهپوست بلندفورد در ایندیانا مجبور به خروج از شهر به مقصد مکانی نامعلوم شدند. این «اخراج» غیرقانونی توسط کلانتر محلی که یکی از اعضای کوکلوس کلان بود، با همکاری انجمن های محلی کوکلوس کلان سازماندهی و اجرا شده بود. بسیاری از پایگاه های نظامی آمریکا در سراسر قرن بیستم دارای سلول های نئونازی ها و گروه های برتری طلب سفیدپوست نیز بوده اند. در سال 1995 سه چترباز از فورت براگ در شمال کالیفرنیا دستگیر و به قتل یک زوج سیاهپوست در فیت ویل آرکانزاس متهم شدند. این دو به جرم قتل به حبس ابد محکوم شدند. به دنبال این اتفاق ارتش تحقیقاتی را در این پایگاه آغاز کرد که معروف بود یکی از مراکز «ائتلاف ملی» است که در آن زمان متنفذترین گروه نونازی کشور به شمار می رفت. در این تحقیقات ارتش 19 چترباز را که در فعالیت های نفرت پراکنانه مشارکت داشتند شناسایی و برکنار کرد. یکی از آنها چند سال بعد در آگوست 2012  شش تن از عبادت کنندگان در یک معبد سیک در اوک کریک ویسکانسین را به قتل رساند و خود او به ضرب گلوله پلیس کشته شد. همگرایی فزاینده طی یک دهه گذشته با ظهور شبه نظامیانی چون سوگند سپاران که بر مبنای اصل یارگیری از میان نیروهای پلیس و ارتش تشکیل شده اند، نگرانی ها نسبت به نفوذ عناصر راست افراطی در ارتش و نیروهای مجری قانون شدیدتر شده است. سوگندسپاران قسم می خورند که در مشاغل خود، از فرامینی که از نظر آنها در راستای نقض قانون اساسی قرار دارد اطاعت نکنند. موفقیت شبه نظامیانی که مخفیانه به ادارات پلیس نفوذ کرده اند، در ظهور گروه های جدید راست افراطی که علنا از میان نیروهای مجری قانون یارگیری می کنند مثل «کلانتران قانون اساسی» و «افسران صلح آمریکا» نقش داشته است. گروه کلانتران قانونی اساسی که در سال 2011 از سوی کلانتر پیشین آریزونا ریچارد مک تاسیس شده، این برداشت- مغایر با قانون اساسی- را ترویج می کند که مقامات دولت فدرال باید مطیع مجریان قانون محلی باشند. در این گروه بیشتر از 500 کلانتر از سراسر کشور عضویت دارند. یعنی بیشتر از نصف تعدادی که در حال حاضر خدمت می کنند. کلانتران قانون اساسی و افسران صلح آمریکا اعضای خود را به این سمت سوق داده اند تا قوانین مربوط به کنترل سلاح و مقررات استفاده از ماسک در زمان همه گیری را که به باور آنها به معنای زیر پا گذاشتن حقوق مدنی مردم است به اجرا نگذارند. شورشیان کارآزموده وقتی اعضای گروه های راست افراطی، حرفه ای های سوگند خورده برای حفاظت از ملت یا اجتماعات خود باشند، باعث می شود که این گروه ها دارای مشروعیت بیشتری به نظر آیند. به همین دلیل احتمال اینکه مقامات با آنها به عنوان تهدیداتی برای امنیت داخلی برخورد کنند کمتر می شود. قرار گرفتن افراد ذیل این طبقه بندی، موجب می شود تا دسترسی آنها به سلاح های گرم و مکان های حساس محدود شود. با این حال بر اساس تحقیق من از اقدامات خشونت آمیز راست افراطی آمریکایی، حضور پرسنل ارتش و پلیس عملا باعث کارآمدتر شدن میلیشیاهای آمریکایی می شود. داده هایی که من به همراه تیمم در دانشگاه ماساچوست لاول به آنها پرداخته ایم و در کتاب اخیرم در مورد ترور دست راستی از آنها استفاده کرده ام، نشان می دهد که حملات شبه نظامیان مرگبارتر از سایر گروه های راست افراطی است. عاملان این حملات در استفاده از سلاح ها و مهمات تجربه بیشتری دارند و دست کم بخشی از آموزش های نظامی را فراگرفته اند. حملات انجام شده توسط سایر گروه های راست افراطی در مقیاس بزرگ، از سوی کسانی آغاز شده که دارای تجربیات عملیاتی محدودی بوده اند و به طور خودانگیخته عمل می کرده اند. بعلاوه احتمال حمله گروه های میلیشیا به اهداف حفاظت شده و با ارزش بالا مثل تاسیسات دولتی بیشتر است. تیموتی مک وی بمبگذار اوکلاهما سیتی مثالی بارز از این مسئله است. او یک کهنه سرباز جنگ خلیج فارس بود که با «میلیشیای میشیگان» همکاری داشت و در سال 1995  بمبگذاری آنها 168 نفر را در ساختمان فدرال آلفرد پیو مورا به قتل رساند. به نظر می رسد که نفوذ میلشیاهای راست افراطی در رسته های پلیس و ارتش، عاملی در افزایش حملات مستقیم به اهداف پلیس و نظامی باشد. آنطور که داده های ما نشان می دهند از سال 1990 تا 2000 هدف 13 درصد از حملات و طرح های شبه نظامیان در آمریکا  تاسیسات یا پرسنل ارتش یا پلیس بوده است . این درصد تا سال 2017 حدود 40  درصد رشد داشته است. با توجه به آموزش هایی که شبه نظامیان در زمینه شناسایی، گردآوری اطلاعات و ایمنی اجتماعی دیده اند، نظارت و مقابله با فعالیت های خطرناک آنها به طور خاصی برای سازمان های فدرال دشوارتر می شود. به عبارت دیگر وقتی شبه نظامیان از میان حرفه ای ها یارگیری می کنند، در پیشبرد جنگ صلیبی رادیکال خود عملکرد بهتری خواهند داشت. نویسنده: آری پرلیگر (Arie Perliger) مدیر مطالعات امنیتی و استاد دانشگاه ماساچوست لاول منبع: https://b2n.ir/932894 انتهای پیام.