نیسان آبی، قسمت ششم
فراروـ  قسمت ششم سریال نیسان آبی به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی احسان ظلی پور روز چهارشنبه ۳ آذر ماه ۱۴۰۰ وارد شبکه نمایش خانگی شد.   در خلاصه داستان این قسمت آمده است: «آریا فراری و جمشید هم گرفتار شد! وسط این همه ماجرا جمشید در انتظار یک خبر خوش بود که بالاخره از راه رسید، امید دیدن جمشید هاشم پور پیش درآمد خبر بی‌نظیری بود که زندگی جمشید را تکانی اساسی می‌داد، تکان خوب یا بدش را خودتان باید قضاوت کنید...»   بانک در شب قرعه‌کشی یک مهمان ویژه دارد و او کسی جز جمشید هاشم پور نیست. رضا هرچه به جمشید اصرار می‌کند که به قرعه‌کشی ییاید، جمشید نمی‌پذیرد و درنهایت هم وقتی خبر حضور جمشید هاشم پور را می‌شنود، با بیشترین سرعت خودش را می‌رساند؛ اما جز جریمه و تعقیب پلیس چیزی نصیبش نمی‌شود. بالاخره بعد از این همه بد بیاری نوبت خوشی‌های او هم می‌رسد. آریا اگرچه می‌خواست از مرز فرار کند، ابله بودنش جانش را نجات داد و نتوانست خودش را به ترکیه برساند. دختری که با آریا تصادف کرد، همچنان در کماست و حال خوشی ندارد؛ اما خبر خوش برای جمشید چیز دیگری است.   جمشید به محل‌شان می‌رسد و جمعیت زیادی را سر کوچه می‌بیند. این جمعیت برای جمشید هاشم پور جمع شده‌اند که به دیدار جمشید آمده است. جمشید همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، با دیدن هاشم پور تشنج می‌کند و حالش بد می‌شود؛ اما بالاخره لحظه دیدار فرا می‌رسد. در سویی دیگر خانواده رضا خرسند هم با تغییرات و اتفاقات تازه‌ای روبروست. دختر رضا مورد توجه دو نفر قرار گرفته است. یکی آقای فاتح، مدیر مدرسه سابق رضا و صاحب گاوداری و دیگری هم کسی جز ممد چاخان نیست. ممد چاخان هم با یک نگاه دل به دختر رضا خرسند می‌بازد.   نیسان آبی با همان فرمول پنج قسمت قبلی‌اش به کار خود ادامه می‌دهد. فراز و فرود‌های کوتاه و پر تعداد. یک گره از آسمان بر سر راه جمشید و رضا می‌افتد و خیلی زود و اتفاقی هم باز می‌شود. از خانه بیرونش می‌کنند و دو روز بعد صاحب‌خانه خودش می‌گوید که برگرد. خیلی راحت دستگیر می‌شود و خیلی راحت‌تر آزاد می‌شود و ....   شوخی‌ها با افراد و اتفاقات و فیلم‌های واقعی هم کماکان ادامه دارد که البته شوخی‌های لوسی است. هیچ‌کس موافق بت‌سازی و ساختن یک هاله تقدس به دور چیز‌ها و به‌خصوص فیلم‌ها نیست؛ اما بازسازی صحنه دویدن فیلم خانه دوست کجاست چه افزوده‌ای بر سریال نیسان آبی دارد؟ موضوع این است که وقتی چنین کاری هیچ جایگاهی در روند سریال و جوک‌هایش ندارد، مجبوریم فکر کنیم که او قصد توهین و کوچک جلوه دادن خانه دوست کجاست را دارد.به هر روی نیسان آبی به ایستگاه ششم خود می‌رسد و هنوز راه زیادی تا پایان دارد.