اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

اوکراین و کشفِ پاشنه آشیل روسیه در شبه جزیره کریمه
فرارو-پایگاه خبری اسپکتِیتور به تازگی در گزارشی، ضمن اشاره به حملات اخیر موشکی و راکتی نیروهای ارتش اوکراین به برخی خطوط تدارکاتی ارتش روسیه در شبه جزیره کریمه، به طور خاص از آغاز شدن فصلی جدید در چهارچوب جنگ اوکراین خبر داده که در قالب آن، اوکراین با علمِ به این مساله که روس ها وابستگی زیادی به خطوط تدارکاتی خود دارند و حمله به آن ها می توانند توانمندی‌های تهاجمی روس ها را کاهش دهد، مناطق مذکور را هدف حملات خود به ویژه در شبه جزیره کریمه قرار داده اند. در این مسیر، استفاده اوکراین از تحهیزات نظامی پیشرفته غربی و البته استفاده از داده های اطلاعاتی و جاسوسی آن ها و تلفیقشان با منابع اطلاعاتی میدانی خودِ اوکراینی ها موجب شده تا کیِف با دقت بالا بتواند اهداف راهبردی روسیه در کریمه را هدف قرار دهد و به طور خاص آتش توپخانه آن ها را علیه خود تضعیف کند. در واقع اوکراینی‌ها در مرحله جدید نبرد خود با روسیه، خطوط تدارکاتی ارتش روسیه را هدف قرار می دهند و آن را به مثابه نقطه ضعف و پاشنه آشیل روس ها ارزیابی می کنند که اگر از کار بیفتند، این مساله می تواند زمینه را جهت کسب دستاوردهای قابل توجه برای اوکراین هموار کند. پایگاه خبری اسپکتِیتور در این رابطه می نویسد: «یک روز دیگر و وقوع انفجار در یکی دیگر از زاغه های مهمات ارتش روسیه. این مرتبه آخرین حمله به یک انبار مهمات در نزدیکیِ "مایسکویه" در شبه جزیره کریمه رخ داده که به طور خاص سه جنبه مهمِ این مرحله جدید از جنگ اوکراین و شرایطی که کیِف زودتر و بهتر از مسکو با آن سازگار می شود را به نمایش می گذارد. اول، تلاش های مرتبط با ضدحمله که اوکراینی ها تاکنون بارها و بارها از آن حرف زده اند، بیشتر تلاشی هدفمند جهت هدف قرار دادنِ خطوط تدارکاتی روسیه است. تاکنون، اوکراین این راهبرد خود را به واسطه استفاده از راکت و موشک عملیاتی کرده با این حال اگر آنطور که روس ها می گویند که حمله اخیرِ مایسکویه یک حمله "خرابکارانه" بوده باشد، این موضوع در نوع خود نشان دهنده یک رویکرد جدید و جالب است. رویکردی که البته هزینه های قابل توجهی را نیز برای نیروهای امنیتی روسیه به همراه خواهد داشت. هزینه هایی که مخصوصا با توجه به اینکه ظاهرا مهاجمان در حمله مایسکویه ناپدید شده اند، بیش از پیش افزایش می یابد. به گزارش فرارو، این ضرب المثل قدیمی که "افراد آماتور، تاکتیک ها را مطالعه می کنند اما حرفه ای ها به تدارکات توجه دارند"، به طور خاص در رابطه با وابستگیِ ارتش های مدرن به روند متداومِ تامین سوخت، مهمات، و دیگر موارد مصرفیِ جنگ افزارهای ماشینی، از اهمیت زیادی برخوردار می شود. این موضوع به طور ویژه پاشنه آشیلِ روس ها و ارتش این کشور نیز است. آن ها تمایل دارند تا به مراکز تدارکاتی بزرگتر و مشخصی که تا جای ممکن به خطوط مقدم نبرد نزدیک باشند، دسترسی داشته باشند تا از این طریق، تا جای ممکن مسافتی که ناوگان محدود کامیون هایشان باید روی زمین حرکت کند را کاهش دهند. با این حال باید توجه داشت که دسترسی قابل توجه اوکراینی ها به راکت ها و موشک های پیشرفته غربی تا حد زیادی این ادعای آن ها که می توانند تمامی خطوط تدارکاتی روسیه را در جنوب هدف قرار دهند، به ادعایی معتبر تبدیل می کند. با توجه به اینکه ده ها انبار سوخت و مهمات روسیه نابوده شده است، روس ها چاره ای جز اینکه به انبارهای کوچکتر و بیشتر متکی باشند ندارند. این مساله در نوع خود یکی از دلایلی بوده که توضیح می دهد چرا در روزهای اخیر شاهد کاهش قابل توجه آتش توپخانه در اقصی نقاط خطوط مقدم جنگ اوکراین بوده ایم. با در نظر گرفتن این نکته که روس ها تکیه زیادی را به بمباران های گسترده جهت پیشروی های خود داشته اند، کاهش توان توپخانه ای آن ها به نحو جدی توانمندیهای تهاجمیشان و در عین حال تواناییشان جهت انجام ضدحمله علیه نیروهای اوکراینی را تحت تاثیر قرار می دهد. نکته دوم این است که تا چه حد تسلیحات پیشرفته غربی که در اختیار اوکراین قرار دارند، جهت کسب بهترین نتایج و دستارودها(با استفاده از منابع اطلاعاتی موثق) مورد استفاده قرار می گیرند. در برخی موراد، اینطور به نظر می رسد که به لطفِ کمک های نهادهای جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای غربی، کیِف دست به استفاده موثر از تسلیحات ارائه شده از سوی آن ها در راستای اهداف خود می زند. در دیگر موارد نیز اوکراینی ها از پهپادها و نیروها و خبرچین های خود بهره می گیرند و دست به کنشگری علیه نیروهای روسی و هدف قرار دادنِ مواضع آن ها می زنند. البته که اوکراینی ها از ظرفیت های منابع اطلاعاتی باز و آزاد نیز استفاده های خوبی را جهت هدف قرار دادن روس ها می کنند. به عنوان مثال یک حمله موشکی که اخیرا از سوی اوکراین علیه نیروهای واگنر وابسته به روسیه در "پوپاسنا" رخ داد، به لطف یک پُست شبکه اجتماعی بود که روزنامه نگار حامی روسیه بدون توجه به پروتکل های امنیتی آن را در شبکه های اجتماعی قرار داده بود. هنگامی که وی عکسی را در نرام افزار تلگرام بازگذاری کرد که یک پایگاه و تابلو در خیابان را نشان می داد، او به صورت سهوی به نیروهای اوکراینی سرنخ هایی را داد تا بفهمند که وی در کجا قرار دارد. در ادامه نیروهای اوکراینی با استقفاده از فناوری جی پی اس، محلِ قرار گرفتن وی و نیروهای واگنر را مشخص کردند و آن را هدف قرار دادند. در نهایت حمله اخیر تا حد زیادی پیام حمله هفته گذشته به پایگاه هوایی ساکی را برجسته می سازد: "شبه جزیره کریمه کاملا در چهارچوب معادلات جنگی اوکراین در قبال روسیه قرار دارد". هنوز شواهدی وجود ندارد که اوکراین بتواند و قصد داشته باشد به شبه جزیره کریمه که به شدت از سوی روسیه مسلح شده، حمله کند. با این حال، مصونیت گسترده ای که پایگاه ها، فرودگاه ها و خطوط تدارکاتی این شبه جزیره در مدت اخیر از آن سود می برد، اکنون به موضوعی پایان یافته تبدیل شده است. هیچکدام از گزاره هایی که به آن ها اشاره شد به این نکته اشاره ندارند که پیروزی اوکراین در قالب جنگ با روسیه حتمی است. اینکه بخواهیم خیلی زود روسیه را شکست خورده بدانیم تا حد زیادی "خطرناک" است. با این حال، آنچه در این میان از اهمیت برخوردار است و باید به آن توجه کرد، سرعتِ بالای اوکراینی ها(در قیاس با رقبای روس آن ها) در هماهنگ کردن خود با راهبردهایی است که عملا سلاح های دریافتی از غرب را به ابزارهایی برای آن ها تبدیل کرده که تا جای ممکن قدرت آن ها را افزایش و در نقطه مقابل، روس ها را تضعیف می کند. باید توجه داشت که در جنگ فعلی اوکراین صرفا شمار سربازان و حجم بمباران های انجام شده از سوی طرفین و یا حتی تاکتیک ها و نوع رهبریِ نظامی ژنرال های روسی و اوکراینی مطرح نیست. جنگ فعلی در اوکراین نوعی جنگِ تصور، تخیل و تطبیق است که ظاهرا اوکراینی ها توانسته اند در آن گوی سبقت را از روس ها بربایند.»