فروش کارتن پستیمیکسرمستغرق واجیتاتورطراحی.تولید و اجرای انواع فرم های …تاج گل ترحیم

(عکس) اریکسن اشک یک هلندی را درآورد
یکی از صحنه‌های احساسی بازی شب گذشته (یکشنبه) تیم‌های ملی هلند و اوکراین در ورزشگاه یوهان کرایف شهر آمستردام، گریه کردن دالی بلیند مدافع هلندی‌ها پس از به صدا درآمدن سوت پایان بازی بود. با اینکه هلند با نتیجه 3 بر 2 پیروز این بازی شد، بلیند در پایان بازی با چشمانی گریان زمین بازی را ترک کرد. با توجه به اینکه این بازی تنها اولین بازی هلندی‌ها در یورو 2020 بود و پیروزی در آن نمی‌توانست آنقدر خوشحال کننده باشد که بازیکنی برای آن اشک شوق بریزد برای خیلی‌ها این سؤال پیش آمد که چرا مدافع سابق منچستریونایتد گریه می‌کرد و او نیز دلیلش را اعلام کرد. بلیند اعتراف کرد او نیز در گذشته مانند اریکسن دچار نارسایی قلبی شده و به همین دلیل زمانی که به زمین افتادن ستاره اینتر و تلاش پزشکان برای احیای او در جریا بازی مقابل فنلاند را تماشا کرد، تصمیم گرفته بود که دیگر به زمین فوتبال نرود اما یک اتفاق دیگر سبب شد که نظر او عوض شود و پا پس نکشد. مدافع هلندی‌‌ها که در نیمه دوم به میدان رفت گفت: برای اینکه در این بازی به زمین بروم یک جور مانع روانی سر راه خودم می‌دیدم. بلیند گفت: اتفاقی که برای اریکسن رخ داد، خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد و این فقط به خاطر آشنایی من با کریستین به عنوان یک دوست نبود. تماشای احیای اریکسن با دستگاه شوک برای بلیند یادآور خاطراتی بد از سال 2019 بود، وقتی که به او گفتند که دچار عارضه تورم ماهیچه قلب شده است. به دلیل همین عارضه بود که در ماه آگوست سال 2020 مدافع تیم آژاکس برای دومین بار در طول یک سال، در جریان یک بازی دوستانه به همراه غول‌های آمستردام از حال رفت. بلیند افزود: من می‌دانم که اریکسن چه شرایط وحشتناکی را تجربه کرده است، چون خودم هم نظیر آن را تجربه کرده‌ام. به همین دلیل هم یک نوع مانع روانی برای رفتن به زمین بازی مقابل اوکراین جلوی خودم می‌دیدم. من باید خودم را برای بازی کردن متقاعد می‌کردم اما افتخار می‌کنم که این کار را انجام دادم و به همین دلیل بود که در پایان بازی احساساتی شدم. قطعآً من به این فکر می‌کردم که بازی نکنم. تصاویری که از تلویزیون دیدم و خود حادثه روی من خیلی تأثیر گذاشته بود طوری که شب خوابم نبرد. اما من واقعاً مصمم بودم که این مانع بزرگ را از سر راهم بردارم. می‌دانستم که اگر کاری نکنم که اوضاع خوب پیش برود، ذهنم از آن چیزی که بود، آشفته‌تر می‌شود. زمانی که کریستین (از بیمارستان) هم‌تیمی‌هایش را ارغیب کرد که به بازی برگردند و آن را به پایان برسانند، همان موقعی بود که به خودم گفتم من هم باید بازی کنم. البته اینکه بازی کردم با تأیید پزشکان هم بود.