اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

ماجرای شلیک مرگبار مرد طلافروش چه بود؟
مرد طلافروشی که در جریان تیراندازی هوایی، پسر جوانی را کشته بود به قصاص محکوم شد. به گزارش اعتمادآنلاین، این مرد جوان زمانی مرتکب قتل شد که به ادعای خودش قصد ترساندن سارقان را داشت اما تیر کمانه کرد و منجر به مرگ مرد جوانی شد. سال ۹۲ بود که جوانی به ماموران خبر داد افرادی طلاهایش را سرقت و او را با چاقو زخمی کرده‌اند. زمانی که ماموران به محل رفتند با جسم خونین مرد جوانی به نام رامین روبه‌رو شدند. رامین به پلیس گفت شب‌هنگام سارقان به او حمله کردند و نتوانسته چهره آنها را ببیند. این مرد گفت: من طلاها را از مغازه برداشته بودم و داشتم به خانه می‌رفتم که چند نفر به من حمله کردند. آنها با وارد کردن ضربات قمه بر بدنم مرا زخمی کردند و طلاها را بردند. وقتی مرد جوان کمی بهبود یافت و برای چهره‌نگاری به اداره آگاهی رفت، گفت قدرت ترسیم چهره سارقان را ندارد چون این اتفاق در شب رخ داده و او نتوانسته چهره سارقان را ببیند. چند ماه بعد سارقان به طور اتفاقی به دام افتادند. آنها که در یک سرقت دیگر شرکت کرده بودند اعتراف کردند طلاهای مرد طلافروش را هم برده بودند. بعد از اعترافات این افراد و اتمام بازجویی‌ها تعدادی از این سارقان با وثیقه آزاد شدند؛ اما این پایان ماجرای رامین نبود. او مدتی بعد به اتهام قتل حین درگیری با همان سارقان که طلاهایش را سرقت کرده بودند دستگیر شد. رامین ادعا کرد مرتکب قتل عمدی نشده و تیر کمانه کرده و به مقتول برخورد کرده است اما بعد از چندین جلسه رسیدگی، سرانجام اتهام قتل عمدی برای او ثابت و رامین به قصاص محکوم شد. مدتی بعد پدر مقتول فوت کرد و خواهران و برادران او به عنوان ولی دم درخواست قصاص کردند، اما خانواده رامین موفق شدند از برخی از آنها رضایت بگیرند. به این ترتیب متهم این‌ بار برای اعمال ماده 429 درخواست کرد به دادگاه برده شود تا دادگاه برای او تعیین تکلیف کند. رامین در جلسه رسیدگی به درخواستش گفت: بعد از اینکه هدف حمله سارقان قرار گرفتم و آنها بازداشت شدند، با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها از من می‌خواستند رضایت بدهم. آدم‌های خیلی خشنی بودند، من هم گفتم تا زمانی که هزینه درمان را ندهید رضایت نمی‌دهم، آنها هم طلاهایم را برده و هم با قمه مرا زده بودند که باعث شد ۹ سال قبل ۱۴ میلیون تومان هزینه بیمارستان بدهم. سارقان می‌گفتند حاضر نیستند هزینه بیمارستان را بدهند و همین که طلاها را داده‌اند بس است. متهم ادامه داد: روز حادثه آنها من را برای مذاکره دعوت کردند. خیلی از آنها می‌ترسیدم به همین خاطر با خودم یک اسلحه بردم که اگر حمله کردند شلیک کنم و فرار کنم. همان‌طور که حدس می‌زدم درگیری بالا گرفت و آنها به من حمله کردند. من هم برای اینکه بترسانم‌شان یک تیر هوایی شلیک کردم که متاسفانه تیر کمانه کرد و به مقتول برخورد کرد. مقتول پسر جوانی بود که در سرقت و درگیری هیچ نقشی نداشت اما متاسفانه زخمی شد و فوت کرد. متهم گفت: بعد از اینکه پدر مقتول فوت کرد ما موفق شدیم با تعدادی از اولیای دم مصالحه کنیم و در قبال دریافت دیه رضایت دادند، در حال حاضر پنج فرزند مقتول رضایت داده‌اند و سه فرزند دیگرش حاضر به گذشت نیستند. من ۹ سال است در زندان هستم و همه چیزم را از دست داده‌ام، درخواست دارم دادگاه برایم تعیین تکلیف کند چون در این سال‌ها اولیای دم برای اجرای حکم اقدام نکرده‌اند و برای رضایت هم حاضر به مذاکره نیستند. من چند بار محاکمه و به قصاص محکوم شده‌ام و در مرحله اجرای حکم موفق به جلب رضایت شده‌ام. من خیلی سختی کشیدم و تنبیه شدم و درخواست بخشش از سوی دادگاه دارم. بعد از پایان جلسه دادگاه قضات شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.