
همشهری آنلاین - گروه سیاسی: شورای روابط خارجی آمریکا در یک نظرخواهی از اعضای این اندیشکده به ارزیابی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در روز پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ (به وقت ایران) پرداخت.
متن این یادداشتها با اندکی تلخیص به همراه توضیح مقدماتی این اندیشکده درباره یادداشتها میخوانید:
دونالد ترامپ روز یکشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون نهایی شده است. به همه تبریک میگویم! من بهطور کامل اجازه میدهم تنگه هرمز بدون دریافت عوارض باز شود و همزمان، دستور رفع فوری محاصره دریایی ایالات متحده را صادر میکنم. کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید. بگذارید نفت جریان پیدا کند!»
جزئیات توافق روز چهارشنبه، پس از آنکه یک مقام آمریکایی متن را برای خبرنگاران خواند، علنی شد. بعدا نیز اعلام شد که ترامپ این توافق را هنگام حضور در کاخ ورسای فرانسه، در جریان نشست گروه ۷، امضا کرده است. اما این توافق فقط یک شروع است: در کوتاهمدت روندی برای بازگشایی تنگه هرمز ایجاد میکند و در عین حال، جدول زمانی ۶۰ روزهای برای رسیدگی به بسیاری از مسائل باقیمانده تعیین میکند؛ از جمله مهار بلندپروازیهای هستهای ایران و دامنه کاهش تحریمها و حمایت مالی از ایران. بهطور غیرمنتظرهای، این توافق جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان را هم دربر میگیرد و این احتمال را مطرح میکند که حضور نظامی ایالات متحده در منطقه نیز قابل مذاکره باشد.
بدیهی است که هنوز جزئیات زیادی باید مذاکره شود و اگر گذشته، نشانه آینده باشد، دلایل خوبی برای تردید وجود دارد که حتی یک صلح جامع، اگر حاصل شود، دوام بیاورد. با این حال، ممکن است این توافق بهعنوان شکستن یک بنبست دیده شود؛ بنبستی که اقتصاد جهانی را تهدید کرده بود، حتی اگر مسائلی را روی میز بگذارد که بعدا ممکن است از مطرح شدنشان پشیمان شویم.
شاید بهتر باشد این یادداشت تفاهم را بیشتر یک آتشبس بدانیم. چنین ترتیبی میتواند بهطور نامحدود تمدید شود تا در همین فاصله، یک معامله بزرگتر مذاکره شود. ترامپ هم در حاشیه نشست گروه ۷ در فرانسه گفت: «این یک یادداشت تفاهم است. و اگر از آن خوشم نیاید، دوباره به سمتشان شلیک میکنیم، بمب میریزیم روی سرشان. اگر از آن خوشم نیاید، اگر درست رفتار نکنند، مستقیم برمیگردیم به بمباران، درست وسط سرشان.»
با فروکش کردن غبار، ایران خوب میداند ایالات متحده تا کجا حاضر است پیش برود. ایران همچنین میداند که میتواند با رگباری از موشکها و پهپادها تنگه هرمز و اقتصاد جهانی را به زانو درآورد. زمان لازم است تا روشن شود آیا جنگ در ایران ارزشش را داشت یا نه.
در ادامه، خلاصهای از دیدگاه کارشناسان ارشد منطقهای شورای روابط خارجی درباره وضعیت فعلی و بازتابهای این توافق در سراسر منطقه آمده است:
ری تکیه، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی نوشت:
جنگها با روایتهایشان تعریف میشوند. این یادداشت تفاهم پر سر و صدا میان ایران و آمریکا در ۲ کشور بهگونهای متفاوت استقبال شده است. آمریکاییها از صلح حرف میزنند؛ ایرانیها از پیروزی. انتشار عمومی سند هم چندان شفافیتی ایجاد نکرد، چون بسیاری از مسائل اساسی به دورهای بعدی موکول شدهاند.
فعلا ایران و آمریکا توافق کردهاند محاصرههای خود بر رفتوآمد دریایی از طریق خلیج فارس را رفع کنند و سپس ۲ ماه آینده را صرف حلوفصل همه چیزهای دیگر کنند. دشوار است تصور شود این جدول زمانی پایدار باشد.
تا اینجا، ایرانیها تا حدی موفق شدهاند دستور کار را تعیین کنند. موضوع هستهای در توافق نیست، اما رفتار اسرائیل در لبنان هست. تهران از هماکنون روشن کرده که حاضر نیست ذخایر اورانیوم بسیار غنیشده خود را از کشور خارج کند و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را هم داوری بیطرف نمیداند. اگر بر این موضع بمانند، هیچ توافق هستهای بهدرستی قابل راستیآزمایی نخواهد بود. جمهوری اسلامی همچنین از بهرهبرداری از موقعیت جغرافیایی خود دست نکشیده است. عوارض میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد: هزینه عبور و مرور، یا پرداخت پول در ازای حمله نکردن به شیخنشینهای خلیج فارس. اولی یک ترتیبات رسمی است؛ دومی امتیاز یک دولت خراجگذار.
بیدلیل نیست که به آن خلیج فارس گفته میشود.
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی و نماینده ویژه امور ایران در دولت اول ترامپ نوشت:
اسرائیلیها به دلایل مختلف از آنچه تاکنون شنیدهاند خوششان نمیآید.
نخست، اسرائیل میخواست برنامه تسلیحات هستهای ایران را پایان دهد. این توافق اجازه میدهد ایران در سطحی به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد، حتی اگر فعلا یک توقف موقت در کار باشد. علاوه بر این، گرچه ایران باید اورانیوم ۶۰ درصدی خود را کنار بگذارد یا رقیق کند، ممکن است بتواند مقدار بسیار زیادی اورانیوم با غنای پایینتر را حفظ کند.
دوم، ایران موفق شد این توافق را با تحولات لبنان گره بزند؛ امری که برای اسرائیل هم یک شکست و هم یک نگرانی بزرگ است. همانطور که دولت منتخب لبنان میخواهد، اسرائیلیها هم میخواهند ایران از لبنان بیرون برود، اما به نظر میرسد توافق در عوض خواستار پایان اقدام اسرائیل در آنجا شده است. اسرائیلیها باور دارند که آمریکا دست آنها را میبندد، در حالی که ایران همچنان بهطور پنهانی ــ اگر لازم باشد ــ از حزبالله حمایت خواهد کرد. وقتی نیروهای حزبالله بخواهند بدون شلیک حتی یک گلوله به جنوب لبنان و مناطق مرزی برگردند، اسرائیلیها نگراناند که هر اقدام علیه حزبالله، بحرانی میان دولت اسرائیل و دولت ترامپ ایجاد کند.
سوم، رفع کامل تحریمها علیه ایران و آزاد شدن میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده برای اسرائیلیها بهشدت نگرانکننده است. این یعنی ممکن است منابع بیشتری در اختیار نیروهای نیابتی ایران، مانند حماس، حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان شیعه در عراق قرار گیرد، چون توافق درباره جلوگیری از این موضوع چیزی نمیگوید. همچنین برنامه موشکی ایران هم در آن مسکوت مانده، در حالی که جنگ اخیر نشان داد این برنامه برای اسرائیل بسیار خطرناک است.
و در نهایت، این منابع مالی به عمر حکومت هم اضافه خواهد کرد. در واقع، لحن ترامپ درباره حکومت اکنون دوستانه شده است، درست در زمانی که او بهتندی از نخستوزیر اسرائیل بهخاطر اقداماتش در لبنان انتقاد میکند.
برخی درزهای اطلاعاتی درباره توافق میگویند آمریکا تعهد خواهد داد در «امور داخلی» ایران دخالت نکند؛ یعنی عملا هیچ حمایتی از دموکراسیخواهان آنجا نخواهد شد. با یادآوری حمایت آمریکا از چهرههایی مثل آندری ساخاروف و آناتولی شارانسکی در اتحاد شوروی، چنین تعهدی بهمعنای رها کردن کامل جنبش دموکراسیخواهی در میان ایرانیان است.
الیسا اورز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی نوشت:
کاخ سفید در نکات داخلی گزارششدهاش درباره یادداشت تفاهم آمریکا و ایران میگوید یکی از دستاوردهای اصلی این توافق «پایان دادن به درگیری در همه جبههها، از جمله لبنان: بدون جنگهای بیپایان» است. همزمان، میگوید «پایان درگیری یک امید نیست؛ یک پیششرط است.»
در همینجا تناقض معنای احتمالی این یادداشت تفاهم برای لبنان آشکار میشود، و اینکه چرا لبنان ممکن است جایی باشد که خرابکاران توافق از آن سر برآورند. در حالی که متن توافق میگوید آتشبس باید به لبنان هم گسترش یابد، هیچ نشانهای نیست که از اسرائیل بخواهد نیروهایش را از جنوب لبنان خارج کند. مقامهای آمریکایی، از جمله رئیسجمهوری، اظهارات متناقضی درباره اینکه یادداشت تفاهم چه اثری بر اقدام اسرائیل در لبنان دارد، ارائه کردهاند؛ از جمله درباره حق اسرائیل برای دفاع از خود در برابر حملات حزبالله. سیاستمداران اسرائیلی، از جمله نتانیاهو، گفتهاند یک منطقه حائل امنیتی در جنوب، همراه با حضور نیروهای ارتش اسرائیل در آن، باقی خواهد ماند. ایران و حزبالله با این موضوع مخالفاند. حملات از سوی هر ۲ طرف، یعنی هم ارتش اسرائیل و هم حزبالله، از زمان امضای الکترونیکی این یادداشت تفاهم در آخر هفته ادامه داشته است.
این توافق از نظر حزبالله یک امتیاز برای ایران به شمار میرود. ایران میخواست از نیروی نیابتی خود در لبنان محافظت کند و اراده دولت ترامپ را برای جدا نگه داشتن لبنان از مذاکرات مربوط به یادداشت تفاهم بیازماید. تهران فهمیده که عزم آمریکا میتواند سست شود. حالا دستکم، حزبالله یک فرصت تنفس بهدست میآورد. در بهترین حالت، ممکن است از کاهش فشار اقتصادیای که ایران در ۶۰ روز یا بیشتر مذاکرات بهدست خواهد آورد، بهرهمند شود.
دولت لبنان در آستانه دور پنجم گفتوگوهای مستقیم با اسرائیل در هفته آینده، در موقعیت دشواری قرار گرفته است. این دولت نخواهد توانست با وجود این یادداشت تفاهم، اسرائیل را مجبور به عقبنشینی از جنوب کند. همچنین باید همزمان با تحریکات ادامهدار حزبالله علیه اسرائیل کنار بیاید، در حالی که این گروه شبهنظامی میکوشد مذاکرات تاریخی اما شکننده دولت را هم برهم بزند. و هنوز باید کار سنگین پیشبرد همزمان ۲ هدف را انجام دهد: خلع سلاح حزبالله و اجرای برنامه بازسازی برای آوارگان لبنانیای که دیگر خانهای در جنوب ندارند.
با شروع شمارش معکوس ۶۰ روزه مذاکرات آمریکا و ایران، لبنان متغیری است که بیش از همه احتمال دارد هر توافق بلندمدتی را به شکست بکشاند.
استیون ای کوک، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا نوشت:
در طول ۳ ماه و نیم جنگ، تهران به هشدار خود عمل کرد که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران به حملاتی علیه شرکای آمریکا در منطقه منجر خواهد شد. به همین دلیل است که همه کشورهای خلیج فارس این هفته از توافق ترامپ حمایت کردند. این یادداشت تفاهم وعده میدهد تهدید فوری پهپادها و موشکهای ایران کاهش یابد.
اما هرقدر هم کشورهای خلیج فارس از این مهلت بدون خشونت استقبال کنند، جنگ و شیوهای که ترامپ تصمیم گرفته عملیات «خشم حماسی» را پایان دهد، منطقه را به شکلی تغییر خواهد داد که لزوما به نفع متحدان آمریکا نیست.
کشورهای خلیج فارس این جنگ را نمیخواستند، اما اکنون مجبورند پیامدهای آن را تحمل کنند. آنها احتمالا باید بدون کمک آمریکا با عواقبش کنار بیایند. بر اساس یادداشت تفاهم، نیروهای آمریکا ظرف ۳۰ روز پس از یک توافق نهایی، از مناطق اطراف ایران خارج خواهند شد. ترامپ شاید از دستاوردهای تاکتیکی ارتش آمریکا و اسرائیل لذت برده باشد، اما رئیسجمهوری [آمریکا] اکنون این درگیری را بدون یک پیروزی راهبردی پایان داده، آن هم با شرایطی که به نظر میرسد به نفع ایران است.
گزارشهای اولیه نشان میدهد تهران از معافیت تحریمی برای فروش نفت بهرهمند خواهد شد، اجازه غنیسازی اورانیوم خواهد داشت و از آن خواسته نخواهد شد شبکه نیروهای نیابتی خود را برچیند. و هرچند رئیسجمهوری آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را اعلام کرده، مقامهای ایرانی اصرار دارند که پس از پایان دوره ۶۰ روزه یادداشت تفاهم، عوارض عبور وضع خواهند کرد. احتمالا عمانیها حتی با پیوستن به ایران در دریافت عوارض سود ببرند. سعودیها و اماراتیها راههایی برای دور زدن تنگه دارند، اما کویتیها، قطریها و بحرینیها چنین امکانی ندارند. آنها ناچار خواهند بود یا به خواستههای ایران تن دهند یا با اختلال اقتصادی روبهرو شوند. این درگیری احتمالا به توازنگرایی بیشتر در خلیج فارس، به شکل امضای پیمانهای عدم تعرض با ایران، منجر خواهد شد.
تعداد کمی از دولتهای خلیج فارس باور دارند که این جنگ از اساس باید رخ میداد، و همه آنها نگراناند که آمریکا با این نتیجه، به ایران قدرت بیشتری داده باشد. اکنون رهبران این کشورها ناچارند درباره این یادداشت تفاهم، چهرهای آرام و امیدوار نشان دهند.
منبع : همشهریآنلاین

















































