
همشهری آنلاین - بهنام صدقی: کارتر شروع کرد، ریگان ادامه داد، بوش پدر و پسر آزمودند، اوباما و کلینتون مسیر را پی گرفتند، ترامپ و بایدن نیز به این کاروان شکست پیوستند. ایران اما ایستاد، مقاومت کرد و هر بار قویتر از قبل از دل بحران سر برآورد. گورستان پروژههای براندازی در ایران، اکنون مملو از طرحهایی است که طراحانشان هرگز طعم پیروزی را نچشیدند. اینک پس از چهار دهه، الگویی پایدار از «تلاش مکرر و ناکامی پیدرپی» در روابط ایران و آمریکا شکل گرفته است، الگویی که یک پیام راهبردی دارد: ایران فتحنشدنی است. از نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، راهبرد مهار، فشار و براندازی جمهوری اسلامی ایران به یکی از محورهای ثابت سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شد. در طول چهار دهه گذشته، این راهبرد در قالب پروژههای متنوع سیاسی، امنیتی، رسانهای و نظامی دنبال شد. بررسی ده نمونه شاخص از این طرحها نشان میدهد که علیرغم صرف هزینههای سنگین و طراحیهای چندلایه، هیچیک از این پروژهها به تحقق هدف اعلامی یعنی تغییر نظام سیاسی ایران منجر نشده است.
۱-آغاز تقابل راهبردی
سال ۱۳۵۸
دستور رسمی براندازی
کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت جیمی کارتر به سازمان سیا مأموریت داد مجموعهای از اقدامات سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی را برای شکلگیری «یک رژیم جایگزین» در ایران طراحی کند. این دستور نخستین گام رسمی در مسیر پروژههای براندازانه علیه جمهوری اسلامی محسوب میشود.
۲-نخستین عملیات نظامی مستقیم
سال ۱۳۵۹
عملیات «پنجه عقاب»
ایالات متحده با اجرای عملیات نظامی موسوم به Eagle Claw تلاش کرد گروگانهای سفارت خود در تهران را آزاد کند. این عملیات با مشارکت نیروهای ویژه، هواپیماها و بالگردهای متعدد طراحی شده بود، اما در صحرای طبس با شکست کامل مواجه شد و به یکی از نمادهای ناکامی نظامی آمریکا تبدیل شد.
۳-سناریوی کودتا
سال ۱۳۵۹
تلاش برای تکرار تجربه ۱۳۳۲
پس از شکست عملیات طبس، راهبرد تغییر حکومت به سمت طراحی یک کودتای داخلی سوق یافت. طراحان آمریکایی با الهام از تجربه کودتای ۲۸ مرداد، تلاش کردند از ظرفیت برخی شبکههای نظامی و سیاسی برای ایجاد تغییر در ساختار قدرت ایران بهره بگیرند، تلاشی که پیش از تحقق خنثی شد.
۴-جنگ تحمیلی هشت ساله
از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۷
فشار از مسیر جنگ منطقهای
حمایت گسترده سیاسی، اطلاعاتی و تسلیحاتی ایالات متحده از رژیم بعث عراق در جریان جنگ تحمیلی، از مهمترین ابزارهای فشار برای تضعیف جمهوری اسلامی بود. با وجود هزینههای گسترده انسانی و اقتصادی، این جنگ نیز به تحقق هدف تغییر نظام سیاسی ایران منجر نشد.
۵-عملیات فروغ جاویدان
سال ۱۳۶۷
پروژه براندازی از مرزهای غربی
در واپسین ماههای جنگ، سازمان مجاهدین خلق با حمایت رژیم صدام و برخی پشتیبانیهای خارجی عملیات گستردهای را با هدف پیشروی سریع به سوی تهران آغاز کرد. این عملیات در نبرد مرصاد با شکست سنگین مواجه شد و یکی دیگر از تلاشهای براندازانه ناکام ماند.
۶-ناآرامیهای کوی دانشگاه
سال ۱۳۷۸
سناریوی بیثباتسازی داخلی
حوادث تیر ماه ۱۳۷۸ در تهران به یکی از چالشهای مهم سیاسی آن دهه تبدیل شد. در برخی تحلیلها، این رخدادها بهعنوان تلاشی برای بهرهبرداری خارجی از شکافهای داخلی و بیثباتسازی فضای سیاسی ایران ارزیابی شده است.
۷-پروژه انقلاب رنگی
سال ۱۳۸۸
سناریوی «تقلب انتخاباتی»
اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ با حمایت گسترده رسانههای خارجی و مواضع صریح برخی مقامات آمریکایی همراه شد. در اظهاراتی از جان بولتون و هیلاری کلینتون نیز به تلاشهای واشینگتن برای اثرگذاری بر تحولات داخلی ایران اشاره شده است.
۸-اغتشاشات ۱۴۰۱
جنگ ترکیبی رسانهای و فناوری
در جریان ناآرامیهای سال ۱۴۰۱، اسناد و گزارشهایی از فعالیت ساختارهای امنیتی و سیاسی آمریکا برای پشتیبانی فنی و رسانهای از اعتراضات منتشر شد. این دوره نمونهای از بهرهگیری از ابزارهای جدید در جنگ ترکیبی علیه ایران تلقی میشود.
۹-جنگ دوازده روزه
سناریوی براندازی منطقهای
بر اساس اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی، هدف از حملات گسترده به اهداف ایرانی، تضعیف ساختار حکومتی و حرکت به سمت تغییر رژیم در ایران عنوان شده بود، طرحی که در برخی تحلیلها بخشی از پروژه بزرگتر فشار بر جمهوری اسلامی ارزیابی شد.
۱۰-کودتای دی ۱۴۰۴
آخرین تلاش آشکار
در تازهترین نمونه، پروژهای برای بیثباتسازی داخلی و ایجاد فشار اجتماعی در دی ماه ۱۴۰۴ مطرح شد که با حمایت رسانهای و سیاسی برخی مقامات آمریکایی همراه بود. این تلاش نیز همانند موارد پیشین به نتیجه مورد نظر طراحان آن نرسید.
مرور چهار دهه تقابل نشان میدهد که راهبرد براندازی جمهوری اسلامی ایران از مسیرهای متنوعی دنبال شده است:
از عملیات نظامی و کودتا گرفته تا جنگ منطقهای، فشار اقتصادی، جنگ رسانهای و بیثباتسازی داخلی. با این حال، نتیجه نهایی این پروژههای متعدد، شکلگیری الگویی از «تلاشهای مکرر و ناکامیهای پیدرپی» بوده است، الگویی که در بسیاری از تحلیلهای راهبردی، بهعنوان یکی از واقعیتهای پایدار در روابط ایران و ایالات متحده مورد اشاره قرار میگیرد.
منبع : همشهریآنلاین

















































