
همشهری آنلاین - گروه سیاسی: نشریه لوموند فرانسه در سرمقالهای با عنوان «ایران پس از امضای آتشبس با آمریکا در موضع قدرت قرار گرفت» نوشت:
یادداشت تفاهمی که روز چهارشنبه ۱۷ ژوئن میان واشنگتن و تهران امضا شد، به درگیریها پایان داد و تنگه هرمز را بازگشایی کرد، اما درباره مهمترین موضوع مورد اختلاف، یعنی برنامه هستهای ایران، همچنان ابهامهای زیادی باقی گذاشته است.
امضای توافق آتشبس میان دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و جمهوری اسلامی ایران در ۱۷ ژوئن، مرحلهای بسیار حساس از مذاکرات بر سر اصلیترین محور اختلاف دو طرف، یعنی برنامه هستهای تهران، را آغاز کرده است. تنها در صورتی که این مذاکرات به نتیجه برسد، میتوان این توافق را با توافق سال ۲۰۱۵ مقایسه کرد؛ توافقی که ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود، در سال ۲۰۱۸، از آن خارج شد و همواره آن را بدترین توافقی میدانست که آمریکا تاکنون پذیرفته است. با این حال، محتوای مختصر توافق آتشبس نشان میدهد که نقطه آغاز مذاکرات جدید، به مراتب به سود ایران است.
این توافق که به صورت مستقیم میان واشنگتن و تهران مذاکره شد و اسرائیل، طرف سوم درگیری، از آن کنار گذاشته شد، بیش از هر چیز نشاندهنده اصرار جمهوری اسلامی بر گنجاندن سرنوشت لبنان در متن توافق است؛ موضوعی که در نخستین بند از ۱۴ بند توافق، ۳ بار به آن اشاره شده است. توانایی جمهوری اسلامی در مهار حزبالله، همانقدر آزموده خواهد شد که توانایی رئیسجمهور آمریکا برای واداشتن متحد اسرائیلی خود به پایبندی به توافق.
از نگاه اسرائیل، نبود اشاره به حمایت ایران از شبکه گروههای شبهنظامی منطقهای، مایه تاسف است. این موضوع بعدها به مطالبات غرب از جمهوری اسلامی افزوده شد، در حالی که خواستههای اولیه صرفا به برنامه هستهای محدود بود. توان موشکی بالستیک ایران نیز، به همین ترتیب، در توافق آتشبس جایی ندارد.
توافق جدید بر هدفی متمرکز است که برای ترامپ آشکارا بر همه اولویتهای دیگر سایه انداخته است: بازگشایی تنگه هرمز. در مقابل، این توافق درباره موضوع هستهای بسیار مبهم است و تنها با کماهمیت جلوه دادن ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، از کنار موضوعی عبور میکند که در جریان جنگ، به عنوان یکی از اهداف اصلی مطرح شده بود. پیشنهاد واشنگتن به تهران نوعی قمار سیاسی است: صرفنظر کردن از سلاح هستهای در برابر دستیابی به رونقی که میتواند از لغو همه تحریمهای بینالمللی ناشی شود.
این توافق که هدف آن تضمین پایان پایدار درگیریهاست، طبعا مورد استقبال قرار میگیرد، به ویژه از سوی لبنانیها که بار دیگر قربانی جنگی شدهاند که متعلق به آنها نیست. نزدیک به ۴ ماه پس از آغاز خشونتها، توافق آتشبس بیثمر بودن و تهی بودن توسل به زور را نشان میدهد.
با این حال، این توافق تضمینی برای موفقیت دیپلماتیک نیست. ۲ طرف در شرایطی بسیار پرتنش وارد این روند شدهاند. حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد و تیر ۱۴۰۴) و فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) ، در حالی انجام شد که مذاکرات همچنان ادامه داشت. به بیان دیگر، سطح اعتماد میان ۲ طرف اکنون به پایینترین حد خود رسیده است.
جدول زمانی بسیار فشردهای که برای حل موضوعات پیچیده تعیین شده، مسائلی که ایرانیها به خوبی بر آنها مسلط هستند، عملا غیرقابل اجرا به نظر میرسد، حتی اگر امکان تمدید مهلتها نیز در نظر گرفته شود. همچنین، تقویم سیاسی ترامپ و برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، فعلا او را از توسل دوباره به تهدید حملات هوایی محروم کرده است؛ حملاتی که پیشتر نیز محدودیتهای خود را نشان دادهاند.
اما هزینه این جنگ، ویرانگرتر از همه بوده است. این جنگ، مشروعیت توسل به زور را تضعیف کرده و در عین حال، بازگشت به مسیر دیپلماسی را دشوارتر ساخته است؛ تصویری گویا از یک فاجعه.
منبع : همشهریآنلاین

















































