
به گزارش همشهری آنلاین، این برنامه به دلیل استفاده همزمان از لایو اکشن، جلوههای ویژه بصری و هوش مصنوعی سطح تازهای از تولید را رقم زده و توانسته تجربه نویی را در کنار خاطرهبازی با کارتهای کیمدی فوتبال، برای طیف مخاطبی که امروزه ارتباط تنگاتنگی با دنیای هوش مصنوعی دارد، خلق کند.
چالشها و ویژگیهای هدایت و ساخت چنین برنامهای که با کمک تکنولوژی، میزبان رونالدو و مسی شده، از موضوعاتیاند که برای اطلاع از کم و کیف آن سراغ میلاد رحیمی، کارگردان کیمدیشو، رفتیم. در گفتوگوی زیر از جزئیات تکنیکی، چالشهای تولید، نگاهی که سازندگان آن به مخاطب برنامه داشتند، صحبت شد.
محصولات «کیمدی» حدود ۱۵ سال است که وارد بازار شدهاند. ایده ساخت برنامه «کیمدی شو» از چه زمانی برای شما شکل گرفت؟
ماجرای شکلگیری برنامه به اردیبهشت ۱۴۰۴ بازمیگردد. علی باذل تهیهکننده برنامه به من گفت میلاد میدانی کیمدی چیست؟ من نمیدانستم، او توضیح داد که این کارتها در واقع نسخه جدید همان کارتهای بازی دوران کودکی خودمان هستند و حالا بچههای امروز حسابی درگیرشان شدهاند. به همین دلیل هم میخواهد برنامهای مرتبط با این محصول بسازد. راستش آن لحظه هیچ تصوری از فضای کیمدی نداشتم. قرار گذاشتیم بیشتر توضیح بدهد و تا زمان جلسه هم خودم از چند پسر بچه اطرافم پرسوجو کردم. همانجا فهمیدم ماجرای کیمدی جدیتر از چیزی است که فکر میکنم.
چگونه به ساختار فعلی رسیدید؟
در جلسه اولیه، ایده کلی این بود که براساس کارتها یک برنامه تولید شود، یکسری ایدههای خام هم وجود داشت؛ مثلاً اینکه مسی یا رونالدو در برنامه حضور داشته باشند، یا اینکه یک تیم رویایی (Dream team) شکل بگیرد.
قرار شد تیم نویسندگان را جمع کنیم و به یک ساختار درست برسیم. طی یک ماه و نیم تا دو ماه، با جلسات متعدد، نهایتاً ساختار برنامه شکل گرفت و در میانه این فرآیند، جنگ ۱۲ روزه هم اتفاق افتاد و حجم کار را دوچندان کرد، اما با این حال مسیر را جلو بردیم و در نهایت در آبان ۱۴۰۴ برنامه را ضبط کردیم.

چرا از میان این همه شخصیت، مسی و رونالدو در برنامه حاضر شدند؟
واقعیت این است که حدود ۲۰ سال است که فوتبال جهان تحت تأثیر دو قطبی مسی و رونالدو قرار دارد. این دو قطبی فقط دنیای فوتبال حرفهای را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه وارد زندگی روزمره و هیجان بچهها هم شده است. از طرفی رونالدو یکی از مهمترین الگوهای ورزشی جهان است؛ پشتکار او الهامبخش خیلیهاست. در مقابل، مسی نابغهای است که بیشتر به استعداد ذاتی شهرت دارد. ترکیب این دو کنار همواره جذابیت داشته است. وقتی میخواستیم برنامهای با محوریت رقابت و با کمک هوش مصنوعی بسازیم، خواستیم از این دو قطبی استفاده کنیم. این انتخاب برای بچهها هم بهترین گزینه بود.
شما چقدر فوتبالی هستید و چقدر علاقهتان را در روند هدایت برنامه دخیل کردهاید؟
من همیشه فوتبالی بودهام؛ قدیم خیلی بیشتر. وقتی بچهدار شدم، مدتی از فوتبال دور شدم چون بیشتر مشغول بچه و کار بودم. اما با آمدن «کیمدی» دوباره به حالت قبل بازگشتم. راستش من بارسایی هستم؛ از بچگی طرفدار بارسلونا بودهام. البته این راهم بگویم که روند برنامه به گونهای پیش میرود که طرفداری هیچ یک از ما در بازی تاثیری ندارد.
به جز علاقه شدید محمد بحرانی به حوزه فوتبال دلیل انتخاب چنین شخصیتی برای اجرا چه بود؟
محمد رفیق قدیمی من است و ما سالهاست که با هم کلکل فوتبالی داریم. از نظر ما، او بهترین گزینه برای اجرای این برنامه بود. این انتخاب چند دلیل داشت. اول اینکه در اجرا توانمند و محبوب است. دوم، سابقه طولانی در کار کودک و صداپیشگی عروسکها دارد و روح کودکانه و نحوه برقراری ارتباط با بچهها را میداند. سوم اینکه او به غایت فوتبالی است.
در بخش نریشنها و انتخاب سکانسهای مستندگونه، چقدر از اطلاعات فوتبالی محمد بحرانی استفاده کردید؟
محمد بحرانی نریشنها را با تسلط کامل میگفت، اما نکته مهم اینجاست که ما در تیم نویسندگان از حضور دو تن از معتبرترین روزنامهنگاران ورزشی ایران، یعنی «علی مغانی» و «بهنام جعفرزاده» بهره بردیم. تمام اطلاعات تخصصی و متون برنامه با تایید و رجوع به دانش این دو عزیز نوشته میشد که خودشان جزو نویسندگان اصلی برنامه بودند.
در برنامه با دو کودک؛ یک دختر و یک پسر مواجه هستیم، نحوه انتخاب آنها بر چه اساسی انجام شد؟
طبیعتاً بچههای زیادی را دیدیم. اولین معیار این بود که واقعاً فوتبالی باشند. اما فقط فوتبالی بودن کافی نبود؛ باید میتوانستند مقابل دوربین حاضر شوند. بخشی از بچهها را از میان «کیمدیبازهای» حرفهای مجموعه انتخاب کردیم که هم به فوتبال علاقه داشتند و هم توانایی اجرا و حضور مقابل دوربین را داشتند. روزی که برای اولینبار عکس اشکان را دیدم تقریباً مطمئن شدم همان گزینهای است که میخواهم. از طرفی هم ما میخواستیم یک کودک طرفدار مسی و بارسلونایی داشته باشیم و در مقابل، یک کودک طرفدار رونالدو و رئال مادریدی. اشکان و نوا دقیقاً همان گزینهها بودند. ضمن اینکه اشکان پیشتر تجربه حضور مقابل دوربین را داشت و آموزش بازیگری دیده بود که این برای ما یک امتیاز مهم محسوب میشد. از طرفی نوا هم کاملاً متفاوت بود. او به معنای واقعی یک دختر فوتبالی است حتی پدرش میگفت آرزو داریم یک روز او با لباس عادی از خانه خارج شود، چون همیشه لباس رونالدو میپوشد.
نوا خودش فوتبال بازی میکند و اطلاعات فوتبالی فوقالعادهای هم دارد. داشتن چنین اطلاعات دقیقی برای یک کودک هشت ساله واقعاً جالب است. حتی در خیلی از مواقع اطلاعات فوتبالی این دو از من هم بیشتر بود. برای هر کدام از این دو نفر حدود سه گزینه جدی داشتیم و از آنها تست گرفتیم. در نهایت اشکان و نوا کاملاً از بقیه متمایز بودند و انتخاب نهایی ما شدند. ترکیب این دو نفر روبهروی هم برای من بسیار کلیدی بود.
چه میزان از دیالوگها و گفتوگوهایی که بین محمد بحرانی و بچهها میبینیم طراحی شده است و چقدر از آن بداهه است؟
ما چون میدانستیم در هر قسمت قرار است روی چه پستی تمرکز کنیم و آرشیو کارتهای کیمدی را هم در اختیار داشتیم، یک فضای کلی و چهارچوب مشخص را برای بچهها ترسیم میکردیم. اما واقعیت این است که بخش زیادی از گفتگوها و کلکلها کاملاً بداهه و در لحظه سر صحنه اتفاق میافتاد. محمد بحرانی هم به عنوان گرداننده صحنه، تسلط فوقالعادهای در کنترل و جهتدهی به این فضاهای بداهه داشت.
در برنامه «کیمدیشو» از هوش مصنوعی استفاده شده است. چرا تصمیم گرفتید سراغ این فناوری بروید و از چه ابزارهایی بهره بردید؟
استفاده از هوش مصنوعی در این پروژه یک انتخاب لوکس نبود، بلکه یک نیاز طبیعی بود. ما از تمام امکانات جهانی در حوزه تولید محتوا استفاده کردیم؛ از جلوههای ویژه بصری (VFX) گرفته تا لایو اکشن و تصاویر آرشیوی. در واقع هر تکنیکی که در جهان برای ساخت محتوای ترکیبی وجود دارد، ما بهنوعی از آن استفاده کردهایم.
برای ساخت کاراکترها و صحنهها از چندین موتور تولید محتوای هوش مصنوعی استفاده شد که ابزارهای بسیار گرانقیمتی هم هستند و باید آنها را به دلار تهیه میکردیم.
برای اجرای این بخشها از متخصصان هوش مصنوعی هم بهره بردید؟
بله، قطعاً. تیم ما متشکل از متخصصان حوزه هوش مصنوعی است. افرادی که سابقه طولانی در ساخت فیلمهای سینمایی و تلویزیونی داشتند. حضورشان باعث شد بتوانیم بین دانش فناوری و زبان تصویر، تعادلی ایجاد کنیم و از امکانات هوش مصنوعی بهصورت حرفهای بهره ببریم.
در شرایط امروزِ رسانه، ساخت برنامه برای کودکان و نوجوانان کار آسانی نیست. مخاطب هدف «کیمدیشو» هم کودکان و نوجوانان نیستند، چرا سراغ بچهها رفتید؟
یکی از مهمترین تأکیدهای من، از ابتدا این بود که شوخیها و گفتوگوهای برنامه در سطح اطلاعات کودکان و نوجوانان باقی بماند. نمیخواستیم برنامهای بسازیم که با ذائقه بزرگسال تنظیم شود و صرفاً آنها را جذب کند. هدف ما ایجاد فضایی برای رویاپردازی و هیجان نوجوانان بود. البته اگر بزرگسالان هم از برنامه لذت ببرند، یک هدیه برای ماست.
حالا که برنامه پخش شده، آیا میشود گفت بزرگسالان هم با شما همراه شدهاند؟
بله، خوشبختانه. بعد از وقایع اخیر، من خیلی امیدوار بودم برنامهای بسازیم که خانوادهها را دوباره پای محتوای سالم بنشاند.
میخواستیم والدین، کنار فرزندانشان، برنامهای ببینند که سالم، سرگرمکننده و الهامبخش باشد. یک موضوع مهم دیگر هم در حوزه برنامهسازی وجود دارد. از نظر من بزرگترین موفقیت «کیمدیشو» این است که خود محصول، درام برنامه را ساخته؛ بدون دیالوگ تبلیغاتی، بدون نمایش مستقیم، بدون شعار. هر بسته «کیمدی»، هر داستان و هر آیتم مرتبط با آن در دل روایت برنامه تنیده شده است. این مدل تولید بسیار دشوار است و واقعاً مشابهی برایش سراغ ندارم که برنامهای سفارشی ساخته شود اما محصول، فقط نقش محرک درام را داشته باشد نه ابزار تبلیغ. به نظرم این یکی از دستاوردهای قابل توجه ماست.

















































