
همشهری آنلاین، فرخنده رفائی: اگر از بیشتر آدمها بپرسید تابستانهای دوران کودکی چه حسی داشت، احتمالا پاسخ مشابهی خواهید شنید؛ روزهایی که انگار پایان نداشتند. تعطیلات تابستانی آنقدر طولانی به نظر میرسید که کودکان تصور میکردند برای انجام هر کاری زمان کافی دارند. اما همین افراد وقتی بزرگ میشوند، احساس میکنند تابستان در چشم برهمزدنی تمام میشود و پاییز ناگهان از راه میرسد. پرسش اینجاست که آیا در بزرگسالی گذر زمان واقعا سریعتر میشود یا مغز ما به درک متفاوتی از زمان را میرسد؟
به گزارش پاپسای، پژوهشگران، پاسخ این پرسش را در نحوه شکلگیری خاطرات جستوجو کردهاند. «مارک ویتمن»، پژوهشگر حوزه ادراک زمان، معتقد است احساس ما از طول یک دوره زمانی بیش از هر چیز به میزان خاطراتی بستگی دارد که از آن دوره در ذهن ذخیره شده است. مغز هنگام مرور گذشته، در واقع از خود میپرسد: «در این بازه زمانی چقدر اتفاق افتاده است؟»
دوران کودکی سرشار از تجربههای تازه است. اولین دوچرخهسواری، اولین سفر، اولین اردو، اولین دوستیها و حتی اولین شکستها. مغز انسان به طور طبیعی رویدادهای جدید و هیجانانگیز را با دقت بیشتری ثبت میکند. به همین دلیل وقتی سالها بعد به تابستانهای کودکی فکر میکنیم، حجم زیادی از خاطرات و جزئیات در ذهن ما زنده میشود و همین موضوع باعث میشود آن دوران طولانیتر از چیزی که واقعا بوده به نظر برسد.

در مقابل، زندگی بزرگسالی معمولا الگوهای تکراری بیشتری دارد. روزهای کاری، مسیرهای ثابت رفتوآمد، برنامههای مشابه و تجربههایی که دیگر تازگی گذشته را ندارند. در نتیجه مغز اطلاعات کمتری را به عنوان خاطرهای متمایز ذخیره میکند. وقتی به چند ماه گذشته نگاه میکنیم، تعداد کمتری «نقطه عطف» در ذهن وجود دارد و همین مسئله این احساس را ایجاد میکند که زمان با سرعت بیشتری گذشته است.
جالب اینکه برخی پژوهشها نشان میدهند از حدود دهه سوم زندگی، توانایی مغز در ثبت جزئیات رویدادهای روزمره به تدریج کاهش پیدا میکند. به همین دلیل بسیاری از افراد ناگهان متوجه میشوند چند سال از زندگیشان گذشته، بدون آنکه خاطرات مشخص و پررنگی از بخش بزرگی از آن داشته باشند.
بیشتر بخوانید:
اما خبر خوب این است که میتوان تا حدی این روند را تغییر داد. پژوهشگران میگویند تجربههای تازه، سفر به مکانهای ناآشنا، یادگیری مهارتهای جدید یا حتی ایجاد تغییرات کوچک در برنامه روزانه میتواند مغز را وادار کند خاطرات بیشتری ثبت کند. شاید به همین دلیل است که یک سفر کوتاه یا یک تجربه متفاوت، گاهی از چندین هفته زندگی عادی طولانیتر و پربارتر به نظر میرسد.
پس شاید راز طولانیتر شدن زمان، نه در ساعتها و تقویمها، بلکه در ساختن تجربههای تازهای باشد که ارزش به خاطر سپردن دارند.

















































