
اباذر کریمی پنابندانی - عضو آکادمی علوم اروپا و متخصص هوش مصنوعی- در سالهایی که جهان با سرعتی بیسابقه به سمت اقتصاد مبتنی بر داده و هوش مصنوعی حرکت میکند، دیگر سؤال این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی حمایت کرد یا خیر؛ بلکه پرسش اصلی این است که چگونه باید حمایت کرد تا منابع ملی به نتیجه واقعی منجر شود؟
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که موفقیت در حوزه هوش مصنوعی صرفاً با تخصیص بودجههای کلان حاصل نشده است. بسیاری از کشورها میلیاردها دلار هزینه کردهاند اما تنها بخشی از این سرمایهگذاریها به محصول، اشتغال، صادرات و ارزشآفرینی واقعی منجر شده است. آنچه تفاوت ایجاد میکند، نظام ارزیابی، ممیزی و تخصیص هوشمند منابع است.
امروز در بسیاری از کشورها، حمایت از پروژههای هوش مصنوعی بر اساس شاخصهای مشخصی مانند میزان بلوغ فناوری، توان تیم اجرایی، وجود محصول قابل ارائه، تعداد کاربران واقعی، میزان درآمدزایی، قابلیت صادرات و اثرگذاری اقتصادی انجام میشود. در چنین ساختاری، منابع به سمت تیمهایی هدایت میشود که توانایی تبدیل ایده به ارزش اقتصادی را دارند، نه صرفاً ارائه گزارشها و طرحهای کاغذی.
متأسفانه یکی از چالشهای رایج در اکوسیستمهای نوآوری کشورهای در حال توسعه، تخصیص منابع بر مبنای شاخصهای غیرعملیاتی است. نتیجه این روند، شکلگیری پروژههایی است که سالها از حمایتهای مختلف بهرهمند میشوند اما خروجی ملموسی برای اقتصاد کشور، صنعت و جامعه ایجاد نمیکنند. در چنین شرایطی نه تنها منابع ملی هدر میرود، بلکه اعتماد فعالان واقعی این حوزه نیز آسیب میبیند.
حمایت از هوش مصنوعی باید از مرحله شعار عبور کند و وارد مرحله حکمرانی مبتنی بر داده شود. هر پروژهای که از منابع عمومی استفاده میکند باید دارای شاخصهای شفاف عملکردی باشد. این شاخصها باید به صورت دورهای توسط نهادهای مستقل ممیزی شوند و استمرار حمایتها منوط به تحقق اهداف تعیینشده باشد.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان «پژوهش»، «نمونه اولیه» و «محصول» است. هر یک از این مراحل نیازمند مدل حمایتی متفاوتی هستند. اشتباه بزرگی است که منابع توسعه محصول به پروژههایی اختصاص یابد که هنوز در مرحله تحقیقاتی قرار دارند. همانگونه که حمایت از تحقیقات بنیادین ضروری است، حمایت از محصولات آماده ورود به بازار نیز باید با سازوکارهای ویژه و سریع انجام شود.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به شکلگیری شرکتهای دانشبنیان توانمند در حوزه هوش مصنوعی نیاز دارد؛ شرکتهایی که بتوانند مسائل واقعی صنعت، انرژی، سلامت، کشاورزی، آموزش و خدمات عمومی را حل کنند. تحقق این هدف مستلزم آن است که منابع محدود کشور به سمت پروژههایی هدایت شود که دارای خروجی قابل اندازهگیری، بازار مشخص و اثرگذاری ملموس هستند.
اگر قرار است هوش مصنوعی به موتور محرک اقتصاد آینده ایران تبدیل شود، باید شجاعت بازنگری در شیوههای حمایتی فعلی را داشته باشیم. حمایت واقعی از هوش مصنوعی به معنای توزیع گسترده منابع نیست؛ بلکه به معنای سرمایهگذاری دقیق، هدفمند و مبتنی بر ممیزی مستمر است.
آینده متعلق به کشورهایی خواهد بود که بتوانند میان «حمایت» و «پاسخگویی» توازن برقرار کنند. در حوزه هوش مصنوعی، هر ریال سرمایه ملی باید به گونهای هزینه شود که در نهایت به خلق دانش، اشتغال، ثروت و اقتدار فناوری منجر گردد. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود سرمایهگذاریهای امروز، زیرساخت قدرت اقتصادی و فناورانه فردای کشور را شکل دهد.
هوش مصنوعی بیش از آنکه به بودجه نیاز داشته باشد، به نظام حمایت هوشمند نیاز دارد؛ نظامی که محصول واقعی را از ادعای فناوری تشخیص دهد و منابع ملی را به دست سازندگان آینده کشور بسپارد.
منبع : همشهریآنلاین

















































